سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

رمز ماندگاری …

image_pdfimage_print

برخورد های انسان در موقعیت های مختلف، عامل شکست و موفقیت و نیز باعث مانایی و بر عکس عدم مانایی فکر و اندیشه و عملکرد فرد می باشد؛ به عبارت دیگر انسان با عنصر “موقعیت شناسی” و ” زمان شناسی” صحیح می تواند به آنچه تقدیر خدا به او تقدیم می کند دست پیدا کند.

با توصیف فوق می توان چنین گفت: آن کاری به موفقیت می انجامد که درشرایط زمانی و مکانی مناسبی اتفاق افتد، اما هوشیاری در این میان نیز نباید از دست داده شود، زیرا لحظه ی عمل و انجام فعل بسیار مهم می باشد و در صورت بی کفایتی و یا مردد بودن و غلبه ی افکار ثانویه و تعلقات ذهنی و روحی، موقعیت از دست خواهد رفت ، لذا عدم موقعیت شناسی و آگاهی، نتیجه ای به جز موفقیت خواهد داشت.

حال در مورد نهضت کربلا که همگان به نوعی جنبه های مختلف این جریانات را به تصویر می کشند و درباره ی آن سخن ها گفته می شود، آیا راز مانی و درخشش این حرکت به همین نکته می تواند برگردد؟ یا سرّ آن چیست و حکمت نهفته در آن چه می باشد؟

برای پاسخگوئی، بهتر است فارغ از تعلقات باورمندانه ی یک انسان شیعه به این رویداد نگاه کرد، در دنیای کنونی انسانی نیست که تمنای دین خواهی داشته باشد اما نامی از حسین نبرد و اگر هم تعلقی به کانون اسلامی ندارد اما قریب به یقین می داند که در برهه ای اتفاق افتاده و انسان های شوریده حالی به این اتفاق مقدس، پیوند خورده اند. پس در این کسوت، اگر فقط اینگونه نگاه کنیم که انسان بودند و در دو طرف یک جنگ ایستادند و مبارزه کردند و آخر سر یک عده پیروز شدند و یک عده شکست خوردند، جوابی به دست نمی آید چرا که خیلی اتفاقات این چنینی در طول تاریخ افتاده که درصد میرایی داشته و از این درجه ماندگاری و مانیی برخوردار نبوده است؛ چه بسا افرادی آمدند و موجی ایجاد کردند و تعدادی را هم بردند، اما چنین نماندند، یا از جهت نهضت آفرینی، شخصیت های مختلفی بودند و صدای عدالت سر دادند که غبار های برگرفته از نهضت آنها روزی خوابید و کم فروغ شد، اما این نهضت هر سال پر فروغ تر و زنده تر می شود و آقاق جدیدی پیدا می کند.

پس اینکه رمز ماندگاری عاشورا و نهضت کربلا و سرّ آن، علیرغم کینه توزی و ترفندها که دشمنان علیه ابا عبدالله (ع) تدارک می بییند تا این واقعه عظیم را مهار کنند، و به برکت نفسهای گرم حضرت زینب هر روز پررنگ تر می شود، خود جای تأمل و بحث دارد.

رسیدن به این علل و پی بردن به پاسخ این سوال، جز از راه انس با ابا عبدالله(ع) و توجه به حرکات و اعمال و گفتار حضرت در حد توان ممکن نیست. اما یکی از مواردی که از علل مهم این ماندگاری می توان ذکر کرد، همان نکته اساسی بود که در بالا نیز بیان شد و آن “موقعیت شناسی” آن بزرگوار بود، به طوری که ایشان در تمام حرکتش به اقتضای موقعیتش تصمیم می گرفت و سخن می گفت و عمل می کرد که اگر انسان چنین رفتاری داشته باشد او هم عاشورایی شده و جاوید خواهد بود و در زمان خود و آینده منشأ اثر خواهد گشت.

بر این اساس انسان در مقاطع مختلف باید وظیفه اش را بفهمد و بداند که آیا باید برود، بنشیند، گریه کند، جهاد کند ، بنویسد و یا… که یافتن و شناسائی موقعیت موجب موفقیت و ماندگاری کارش می شود و بایست دقت نمود که بهانه های انسان هم در این موقعیت ها شکل می گیرد، به عبارت دیگر انسان آن زمان که وظیفه اش را می داند اما نمی خواهد انجام دهد، موقعیت شناسی صحیح نکرده و در آن زمان است که بهای انسان با بهانه ای از دست خواهد رفت.

باید توجه نمود که حضرت کشته ی این موضوع مهم است که انسان در تمام حالاتش وظایفش را بشناسد و در هر زمان و مکان موضع گیری وموقعیت شناسی نماید. شخصیت های مختلفی را در این جریان می توان به عنوان نمونه طرح کرد که با وجود این عنصر و عدم آن چه سرنوشتی را برای خود رقم زدند. برای مثال: عبدالله بن عمر کسی بود که برای امام حسین(ع) راه نشان میداد و نصیحتش می کرد که: یا حسین بهتر است به شهر دیگری بروی یا لااقل اهل بیتت را با خود نبری و …که عاقبت این شخص بیعت با حجاج بن یوسف ملعون شد و عاقبت به ضلالت افتاد. یا آنان که از اصحاب عاشورا جدا افتادند و در این نهضت حضرت را یاری نکردند، یک علت اساسی عدم “موقعیت شناسی” آنها بود.

و برعکس حضرت زینب (س) که شریک نهضت عاشورا نیز می باشد، با موقعیت شناسی عالی، این جریان را ماندگار و جهانی نمود، مثلاً در یک نمونه: ایشان به هنگام خروج از شام، به یزید و مردم شام فرمود: من از این ویرانه می روم اما گوهر بزرگی را به شما می سپارم ، زمانی که به ویرانه رفتید به محل دفن این گوهر، آب بپاشید و شمعی بر سر مزارش روشن کنید… این سخن زینب در موقعیتی بود که مشاوران یزید که بیشترشان یهودی بودند و به ساختن مقبره ها بسیار اهمیت می دادند، و حضرت زینب با این سخن به موقع و مناسبش، در بزرگداشت محل دفن سه ساله ی کربلا و جهانی نمودن آن بسیار کار موثر انجام داد و رقیه(س) را ماندگار نمود.

پس با این وصف، حرکت امام حسین و یاران با وفایش و حرکت های زینبی در طول اسارت تا اربعین، نه تنها باعث شد کربلا مانائی خود را از دست ندهد بلکه موجب شد افراد در مسیر حق و باطل نیز بر این اساس لایه بندی شوند. چه بسا افرادی بودند که ذره ای تعلق دنیا، آنها را از موقعیت شناسی باز داشت و نیات پست درونی آن‌ها آشکار گشت و آنها را به سمت عاقبت بشری عزیمت داد.

آری امام و حضرت زینب (س) با موقعیت شناسی خود که اصل و عنصری عامه المنفعه هم می باشد، ماندگاری عاشورا و اربعین را رقم زدند و بسیار روشن است که امروز هم “با امام ماندن” و “بی امام شدن” و عمل به وظیفه در راستای خدمت به امام غائب، نیز در راستای این مقوله ی بسیار ظریف و مهم یعنی“موقعیت شناسی” می باشد که تمامی منتظران حضرتش می بایست به این نکته عنایت ویژه ای بنمایند.

……..«اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا و لا تکلنا الی انفسنا طرفه عین ابدا»……..