سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

روشنفکران حقیقی مصلحان زمین و یاران امام زمان(عج) (۱)

image_pdfimage_print

یکی از موضوعات بروز و کش داری که متاسفانه مورد سوء استفاده هم قرارگرفته است، مسأله روشنفکری است. روشنفکر در اصطلاح بمعنای روشن شدن و روشن کردن افکار است. گاها و در برخی متون، روشنفکری را آزاد اندیشی نیز معنا میکنند. روشنفکری ریشه در حس مسئولیت ، همان رسالت آدمی دارد که هنگام آفرینش بر دوش او نهاده شد

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلىَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَینْ‏ أَن یحْمِلْنهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنهَا وَ حَمَلَهَا الْانسَنُ إِنَّهُ کاَنَ ظَلُومًا جَهُولًا»

«ما آن امانت را بر آسمانها و زمین وکوه‏ها عرضه کردیم، پس آنها از تحمل آن امتناع کردند، و ترسیدند، و انسان آن را حمل کرد، چون انسان ستم پیشه وجاهل بود»،

بار امانتی که هیچکدام ازملائک قادر به قبول آن نشدند. برخی انسانهای آزاد اندیش زمانیکه خود را از قید و بندهای بی ارزش میرهاند و دغدغه ای برای سرنوشت سعادتمندانه خود و دیگران پیدا میکند، پا به عرصه روشنفکری میگزارند، که درحقیقت وظیفه ای برای آن عده ای است که قلب و فکری فارغ از امورسطحی و گذرا داشته و دیدی وسیع بر دنیای پیرامون خود و جامعه بشری دارند؛ نه اینکه در بند پله ها و حوائج اولیه خود درجا بزنند. با این دیدگاه کسی که هنوز خوشگذرانی های آنی را میپسندد و غیر از غم خود، غم دیگری را نمیشناسد، و به آفتی چون «تعصب» در هر نوعش گرفتار است، به قلمرو روشنفکری ورود پیدا نمیکند. بعبارتی حاصل و نتایج کارروشنفکران نفع شخصی نبوده و بیشتر با تنویر افکار در پی حل مشکلات اجتماعی هستند.
از دیدگاهی دیگر، روشنفکر کسی است که به نوعی تکلیفش را با خودش روشن کرده است و درصدد است که با روشن کردن افکار دیگران را نیز از بلاتکیلفی و سردرگمی نجات بخشد.
روشنفکری نویسندگی و شاعری و هنرمندی نیست، بلکه عنصر ی است که اگر این عناوین نام برده شده به آن ملبس شوند و باهم تلفیق گردند، یعنی شاعری روشنفکر، نویسنده ای روشنفکر و هنرمندی روشنفکر شوند، آثار و نتایج بی مثالی در جامعه خواهند گذاشت. اگر شاعری با روشنفکری شعرهایش را بسراید، اگر نویسنده با دأب روشنفکری بنگارد، و اگر هنرمندی با دید روشنفکرانه اثر بیافریند، آثار انتقال یافته از کانال روشنفکری، مخاطبان را از استعمار و استثمار و مظلومیت آگاهی داده و تا حد امکان، آسیب زدایی اتفاق خواهد افتاد. و این نوعاً نقش و اثر روشنفکر برروی عموم افراد جامعه است.
افکارروشنفکر و نشر آن برای صاحبان قدرت هم تاثیر مثبت دارد. روشنفکر با نگاه منتقدانه خود، ضمن مجهز بصلاح تقیه، صاحبان قدرت را از خودکامگی و گردن فرازی باز میدارد و چنان فضایی می آفریند که آنها خود را در معرض ناظرانی می پندارند که موشکافانه اعمال و کردار آنها را تحت نظر دارند، لذا تا حدودی مراقب رفتارهای خود میشوند تا مورد نقادی روشنفکران واقع نشوند. نمونه بارزقرآنی برای روشنفکری، مؤمن آل فرعون میباشد که جریانش در سوره غافر آمده است:

«وَ قَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن یَقُولَ رَبىّ‏ اللَّهُ وَ قَدْ جَاءَکُم بِالْبَیِّنَتِ مِن رَّبِّکُمْ وَ إِن یَکُ کَذِبًا فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِن یَکُ صَادِقًا یُصِبْکُم بَعْضُ الَّذِى یَعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ *

یَاقَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظَاهِرِینَ فىِ الْأَرْضِ فَمَن یَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِن جَاءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَى‏ وَ مَا أَهْدِیکمُ‏إِلَّا سَبِیلَ الرَّشَادِ». (۲۹ و ۲۸/ غافر)

« مرد مؤمنى از آل فرعون که ایمان خود را پنهان مى داشت گفت، آیا مى خواهید کسى را به قتل برسانید بخاطر اینکه مى گوید پروردگار من الله است در حالى که دلائل روشنى از سوى پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لا اقل) بعضى از عذابهایى را که وعده مى دهد به شما خواهد رسید، خداوند کسى را که اسرافکار و بسیار دروغگو است هدایت نمى کند».
مؤمن آل فرعون روشنفکر و مصلح به تمام معنا بود. او با تمام وجود ندای دفاع ازولیّ زمان را سر داد و با فریادی رسا و قاطع، سر دم داران کفر را بسوی ایمان فرا خواند. او به بهانه دفاع از یک بی گناه وارد عرصه ی تبلیغی شد، و با بهره بر داری مناسب از فرصت به دست آمده و توجه عموم، به بیان افکاراصلاحی خود پرداخت.
شیوه اصلاحی او چنین بود که در پی رفع خطر و نجات از سرنوشت شوم آنها برآمد، لذا در ابتدا روشنگری نمود و سپس با تکیه بر تاریخ ، توصیه به سیر در احوال اقوام پیشین نمود؛ در ادامه با ارتباط دادن دین با عصرشان به ذکر جریان حضرت یوسف (ع) پرداخت، و سپس با نگاه منطقی و آرمانی و با شیوه مقایسه ، اذهان را به عدم ثبات دنیا و طرح مساله قیامت، در حقیقت از بُعد دیگری به روشنگری اقدام کرد، و در انتها نیز با تفویض امر خود بخدا «و افوض امرى الى الله ان الله بصیر بالعباد» موضع و جایگاه ایمانی خود را نشان داد و بصراحت ندای توحید سر داد.
ادامه دارد…