سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

زینب تلاشگر عاشق و محنت آجل…

image_pdfimage_print

حضرت زینب(س) سومین فرزند حضرت زهرا(سلام علیها) و علی(ع) و اولین نوزاد دختر دربیت علی(ع)  بود. شخصیت  کامل آن مخدره در سطور تاریخ دیده نشده و آنچه در دست است شمه ای از زندگی ایشان در مقطعی از تاریخ بنام واقعه عاشورامی باشد، متاسفانه بقیه احوالات و برنامه ها و فرهنگ ایشان چون واقعه کربلا و قیام حضرت اباعبدالله در محاق مانده است. اگر گفته میشود باید برای عاشورا عاشورایی دیگر گرفت برای حضرت زینب هم باید حتی در سالروز ولادتش مجلس عزایی گرفت چرا که آنچنان که می بایست شناخته نشده و زوایای زندگی ایشان مستور و پنهان مانده است.

در نحوه تولد ایشان و ذکر حال و احوالات دودمان علی(ع) در آن لحظات ، قلم ناتوان و زبان قاصر است، تولدش اشکی را که بر دیدگان پیامبر و اهل  بیت گرامیش جاری ساخت، معلوم نبود اشک شوق بود یا اشکی که خبر از آینده ای پر پیچ و خم از این بانو بر اهل آن خانه تداعی نمود. علی (ع) از گزاردن نام این نوزاد نورانی  امتناع ورزید، پیامبر را بر اینکار گماردند ایشان نیز از این کار صرفنظر کرد، آنگاه جبریل امین نازل شد و نامش را از سوی پروردگار احدیت برای این خانواده به ارمغان آورد. نامش را به امر خدا «زینب» گذاشتند ، و کنیه اش را پیامبر(ص) «ام المصائب» نهاد و علتی بر گریه آنان بهنگام تولد این نوزاد روشن گشت.

در معنای «زینب » همین بس که گفته شود زینب به معنای زینت پدر است، و زینت وسیله جلوه گری و نمایان کردن  است و بمعنی حسّی و عینی کردن زینت ذهنی  و تصوری از پیش تعیین شده می باشد، بعیارتی زینت  از قبل تعیین شده و از قبل متصور شده است که با عینیت یافتن دارای اثراتی میگردد، یا زینت یعنی  ایجاد جذبه و گرایش  جهت به اجرا وعمل کشاندن، که از اثرات محرز آن:

  • ایجاد هیجان برای خود و دیگران
  • ایجاد و تقویت انگیزه و گرایش

و چقدر عجیب است برای علی(ع) که خود زینت سماواتیان، زینت ارض، زینت ملائک و شیعه و دین  است  و از همه بالاتر ندای «یاعلی» فراق را با پروردگار متعال در سفر معراج  برای پیامبر(ص) قابل تحمل می کند که در معراج نه خدا از پیامبر میتوانست جدا شود نه پیامبر از خدا، فراقی در شرف تکوین بود، اما ندای «یا علی» تسکینی بر این فراق شد؛ حال این «زینب»، زینت علی(ع) میشود. راستی چه بانوییست این زینب که با این اسم، رمز ورود به فرهنگ  و حوزه علوی و عامل گرایش و جذب مکتب علوی شده است وگذاشتن دست در دست ایشان انسان را در مکتب علوی  می نشاند و سعدتش را تضمین میکند.

و در توضیح کنیۀ «ام المصائب» نیز باید ابتدا کلمه مصیبت بصورت دقیق معنا گردد:

«مصیبت» یعنی: اصابت، برخورد کردن و جوهره اصابه نشاط و سرور و شادمانی است. از اثرات مصیبت:

  • تداعی عالم آخرت
  • و نمایاندن ظرفیت انسان به خود انسان

اگر گفته شد جوهره مصیبت نشاط است، بدین جهت است که نشاط را آغازی دیگر معنا کرده اند و در هر آغاز، تحول و بالندگی و شور و سروری وجود دارد. پس در مصیبت هم چون برخورد دو چیز اتفاق می افتد، همزمان با برخورد، شروعی دیگر و آغازی جدید شکل میگیرد، برای همین است که یکی از عوامل اجابت دعا، دعا کردن در آغاز هاست. ماهیت  اصابه، نشاط است، و برخورد نیز نشاط بهمراه دارد، زیرا هم سکون و توقف را میشکند و هم مانع از سکون و توقف میشود.

و برای درک مفهوم پر بار «امّ المصائب» پرداخت به کلمه «امّ»  نیز خالی از لطف نمیباشد. «امّ» بمعنای «مادر» و مادر تربیت و پرورش دهنده و نازکش  و نوازش کننده و غمخوار و همدل و همراه و… فرزند است ، حال فرزندِ این «امّ»،  «مصیبت» است، پس درکل ّ«امّ المصائب» یعنی «مادر مصیبتها» و «پرورش دهنده سختیها»، «مادر نشاطها»، «مادر آغازها» ، درحقیقت زینب «مادر نشاطها و سختیها و سرورها وآغازها» است. نکته قابل توجه اینکه بعد از «ام المصائب» خوانده شدن توسط پیامبر(ص)، رسول اکرم(ص) این دختر را به حضرت خدیجه(س) تشبیه فرمود، که درحقیقت تکوین شخصیت زینب(س) از این مقطع آغاز شد.حضرت زینب(س) ازیکسال بعد از تولد درکلیه جریانات دین نقش دارد، بطوریکه جزو صحابه پیامبر خوانده شده است.

زینب پنج ساله راوی خطبه مادرش حضرت زهرا(س) میشود، آنهم در حالیکه مادرش زهرا (س)درحالت غیر طبیعی وجراحت دیده و استخوان شکسته بسوی مسجد میرود و طیعیست که زینب نیز در آن زمان دراوج غم و نالان و گریان است اما با این شرایط، دقت و توجهش به کلام مادرش بود و راوی نکته به نکته و سربه سطر خطبه مادرش گشت. و برای مصیبت «امّ » شد، و آرام و قرار دودمان علی (ع) در اوج غمها بود. در توضیح دیگر برای ام بودن اینکه  فرزند هر وقت حوصله اش سر رود و بیقرار شود، سراغ مادر میرود؛ حال مصیبت هم حین بیقراری،  بسراغ زینب میرود، زیرا چون ماهیت مصیبت تخریب است اگر بغیر از زینب این مصیبت ها به سراغ دیگری میرفت اوضاع زمان بنفع دشمن دگرگون میشد. در حقیقت زینب مصیبت را اسیر خود میکرد نه اینکه مصیبت زینب را اسیر خود کند. و با این ویژگیش بود که مهاجر دوّار شد زیرا هرجا میرفت طوفان ایجاد میکرد، و دشمن هم بترس از این اوضاع، نمیخواست ایشان جایی خاص بماند. اگر جان شیعه با مصیبت و مکاره است و بهشت در مصیبتها پوشیده شده است  بهشتی که در آن نعمت و زیبایی و نشاط است، زینب مادر این مصیبتها شد.

اما بستر برای «ام مصائب» بودن عاقبت اندیشی، مدبّر بودن و عاقبت نگری میباشد و زینب همه این صفات را در خود داشت، برای همین  درطول تاریخ  هر جا زن احساس تنگی کرده است، حضرت زینب (س) مطرح شده است. برای نمونه در دوران عباسی که دوران ذلیل بودن زن و اسارت آن نام گرفته است، زنی ادعا می کند که من زینبم در حالیکه با زمان حیات زینب نزدیک به دو قرن فاصله دارد. چرا که میخواهد  حق  و حقوق و نقشش احیا شود و از اسارت آزاد گردد. این زن با ادعای خود و زینب دوران معرفی کردن خود، هر چند توسط امام هادی۰ع) مهار شد، اما از نگاه دیگر ارزش زینبی  در جامعه و افکار حاکم برجامعه در مورد زینب را بیشتر روشن نمود. و اینچنین جریاناتی  بحساب گوهر وجودی حضرت زینب(س) است که در طول تاریخ در مقاطعی شاذ و نادربچشم مییخورد. بعبارتی هر جا زن  احساس ذلّت کرده نتوانسته حق و حقوقش رابستاند، فکر زینبی آمده و او را نجات داده است. عمکرد حضرت زینب بیشتر انفعالی بود، بطوریکه حواشی ایجاد شده را جمع میکرد، لذا سفارش پیامبر بود که بر زینب  بگریید و برایش مجلس عزا برپا کنید، جایگاهش طوریست که گریه بر ایشان، ثواب گریه بر امام حسن و حسین (علیهما السلام) را دارد، چون   تمامی مصیبتهای آنها را درک  کرده است. زینب مقامی بس عظیم دارد، هفت معصوم دیده است و در زمان هریک اقدامات و مسئولیتهایی داشته است. سلامش به جناب  حبیب که برای امام زمانش یارگیری نموده و ناصر جمع میکرد، او را دارای مقامی کرد که اکنون جداگانه مورد زیارت زائران کربلا قرار گرفته است. آری زینب کسی بود که باید در قدم گزاردن به خاک کربلا باید ابتدا قدم روی زانوی ابوالفضل(ع) بگزارد.

حضرت زینب (س) «ام المصائب»  بودن را پذیرفت و کلیه برنامه اش را با آن تطبیق داد و به موفقیت تمام بار یافت، زینب کسی بودکه علی (ع) تنها خشمگینی اش در رابطه با ماجرای خواستگاری فردی از ایشان بود. زینب تلاشگری، عاشق است و نتیجه بخش است که با استقبال از خطرها و مدیریت و مهار آن و کوشش برای از بین بردن اثرات اجتماعی مصائب، و با بیان جمله نابش در برابر ظلمها و مصائب وارده «ما رأیت الا جمیلا» ام المصائب بودنش را تحقق بخشید؛ که رمز توجه خاصّ حضرت حجت به عمه اش زینب درتلاشگری ایشان است، اما در عین حال فراموش شده تاریخ که فقط در جریان کربلا نامش پرآوازه شده است، در حالیکه یک برگ  از صفحات پر آوازه و زرّین زندگی حضرت زینب کربلا وعاشوراست. جلسات قرآن حضرت زینب و کارهای تربیتی و پرورشی ایشان درراه تبلیغ و تعلیم دین روشی ناب و خاص دارد، زندگی شاهانه اش که تشبیه به خدیجه(س) شده است حاکی از مطالبی کاربردی و ناب است،کلام طنین وار ایشان که هرجا سخن میگفت گویا علی (ع) بود که خطبه میخواند، شعرهای این مخدره نوع رفتارش با رباب همسر حضرت اباعبدالله، که شیفته خود ساخته بود، همه و همه حرفهایی برای امروز ما دارد. حضرت زینب (س) در مقطعی رسالت امامت را برعهده گرفت  که او عقیله العرب و عالمه غیر معلمه بود. گذاشتن پا در جای پای ایشان در عرصه های  مختلف، برهمگان علی الخصوص بر بانوان تلاشگر در عرصه فعالیتهای دینی لازم و ضروریست که اگر اینگونه شود ناگفته های تاریخ در مورد زینب (س) روشن میشود و نجات بخش و موثر در دوران تاریک و مخوف غیبت حضرت ولیعصر(عج). حال بر ماست که این زینب را از چه راهی بشناسیم و چگونه در دنیای پرآشوب فمینیستی و حاکمیت ضد ارزشها، معرفی کنیم.

 

برگرفته از جلسات سحاب اندیشه درسالروز ولادت حضرت زینب (س)

مطالعه بیشتر