سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

سرنوشت اولین مخالف غدیر

image_pdfimage_print

شخصى بنام حارث بن نعمان با تحریک دیگر مخالفان جرأت کرد تا آشکارا مخالفت خود را با اقدام پیامبر اعلام کند و با رسول خدا به مجادله پردازد. حارث پس از مخالفت آشکار خطاب به رسول خدا(ص ) گفت : اى محمد! ما را به خدا خواندى پذیرفتیم، نبوت خود را اعلام کردی و ما را به گفتن لااله الاالله و محمد رسول الله واداشتی و ما اجابتت نمودیم، نمازهای پنجگانه را گفتى و خواندیم و به زکات و روزه و حج و جهاد توصیه نمودی فرمان بردیم، اکنون پسر عموى خود را امیر و مولای ما می سازی و ما بی خبریم که این حکم از جانب خداست یا خودت فرمان می دهی؟! رسول خدا(ص) پاسخ داد:

«سوگند به خدا که جز او پروردگارى نیست ، این دستور از طرف اوست، اعلام ولایت امیرالمؤ منین (ع ) و فرمان بیعت عمومى به دستور خدا انجام گرفت و من وظیفه اى جز ابلاغ و اجراى آن نداشتم»

حارث آنقدر مغرور و عنود بود که مى پنداشت که قدرتى وجود ندارد تا او را کیفر دهد لذا پس از شنیدن این جواب از طرف حضرت رسول خشمناک شده سر به آسمان بلند کرد و گفت : خدایا اگر آنچه را که محمد درباره على مى گوید از طرف تو است، و به امر توست ، سنگى از آسمانى بر من فرود آید و مرا عذاب کند، هنوز سخنان حارث به پایان نرسیده بود که از آسمان سنگى بر او فرود آمد و او را به هلاکت رساند و آیات ۱ و ۲ سوره معراج نازل شد:

«سَئَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقع* لِلکافرینَ لَیسَ لهُ دافِع ».