سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

سرود عرش (۶)

image_pdfimage_print

من گدایی درت را دوست میدارم حسین          سائلان محضرت را دوست میدارم حسین
دست بوس نوکرت بودن برای من بس است          نوکری نوکرت را دوست میدارم حسین
“بارالها، گریه کن های حسینم را ببخش!”        این دعای مادرت را دوست میدارم حسین
من برای ماندن اسلام بعد از کربلا               دست زینب پرورت را دوست میدارم حسین
در میان آن شهیدانی که دورت خفته اند         زیر پایت ، اکبرت را دوست میدارم حسین

 

…السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک علیک منّی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل والنّهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم…

 

 

زیارت عاشورا در حقیقت منشور تعلیم و تربیت است و لازمه ی این تعلیم و تربیت آشنایی در حد توان و وقوف به معانی آنهاست، تا بتوان امروز درس های تربیتی را گرفت و علی الخصوص جوانان را با آن تربیت نمود که سفارش اکید بر این کار شده است.

لذا مداومت بر این زیارت، سفارش شده است و بهترین زمان خواندن این زیارت قبل از طلوع آفتاب ذکر شده است، چراکه چون ملائکه ای که در حرم اباعبدالله مشغول تقدیس و تسبیح و عزاداری هستند، صبح ها به هنگام تعویض پست های خود، این زیارت را از کسی که می خواند ثبت و ضبط می کنند.

و مضافاً اینکه زیارت عاشورا به عنوان اخذ اسلوب و روش های بندگیست و در حقیقت در حضور حضرت بودن است و در جایی که این حدیث قدسی خوانده می شود، آنجا بارگاه حضرت محسوب می گردد.

فقره ای دیگر که در این مجال مورد بررسی قرار می گیرد این قسمت از زیارت می باشد:

…ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم…
…خدا قرار ندهد زیارت شما را آخرین عهد من…

اما چگونه برای زائر، سلام بر حضرت و زیارت ایشان، آخرین زیارت می گردد و چگونه می توان مانع از سلب توفیق زیارت شد؟

و نکته ی قابل توجه اینکه بی شک همهٔ این درخواست ها درحوزه ی اختیار انسان است، یعنی درخواست امتداد این زیارت به شرط حیات و بقاء و در نهایت اختیار و حریت انسان مد نظر است.

این فقره بعد از آخرین سلام ها مورد درخواست واقع می شود آن هم با استفاده از عبارت عهد.

در اینکه چرا آخرین عهد آمده و آخرین سلام نه؟

واژه ی “عهد” به معنای: پیمان،وصیّت، فرمان حکومت، امتثال امر،علم و معرفت، قول و قرار ملاقات و زمان، که زائر استمرار همه را در قالب “عهد” طلب می کند.

ظاهراً این دعا در زیارت، نشان دهنده ی دغدغه ای در وجود زائر است؛ باید توجه داشت که این درخواست به اهمیت زیارت بر می گردد، به طوری که زائر به مانند حضرت ابوالفضل العباس(ع) از امروز برای فردایش استفاده می کند، و امام زمان نیز با این صفت، حضرت ابوالفضل را در زیارت ناحیه یاد فرموده است، لذا زائر دوست دارد تا جان دارد به خواندن و زیارت ابا عبدللّه الحسین (ع) موفق باشد و نگران از اینکه مبادا آخرین زیارت او و آخرین عهدش با امام باشد، یعنی در حقیقت دغدغه ی زائر از فردایش و باقیماندن در ساحت و مسیر حسینی است، نگران از اینکه چقدر توانسته است در تشرف با زیارت به محضر امام حسین(ع)، خَلق وخُلق خود را حسینی کند و فرصت دوباره درخواست می کند تا عهد و پیمان خود را کامل کند، که هنر هم حسینی ماندن است، وگرنه حسینی شدن زیاد سخت نمی باشد.

زیارت و سلام، بازگشت سلام حضرت اباعبدالله را برای زائر در پی دارد، و زائر نگران است که در این مواجهه آیا امام حسین(ع) ظاهر و صورت و سیرت مرا دوست دارد ؟ آیا مورد پذیرش حضرتش هست؟ماندگاری عهد و زیارت، در ایجاد تفاوت های ظاهری وباطنی،و سنخیت با مزور است.اما رمز حسینی ماندن چیست و چه عاملی این دعای زائر را به اجابت می رساند و مانع از آخرین عهدشدنش می شود؟

باید دقت کرد که تا سنخیتی ایجاد نشود و زائر دارای صفات (مزور) حسینی نشود، حتی تکرار زیارت هم او را ماندگار نخواهد کرد. زائر همیشه میبایست در طریق کسب معرفت به مزور بوده و هر آنچه از معرفت را کسب می کند، نهایت علم و معرفت خود نداند و قانع به این دانسته ها نباشد و جهد و تفقه و افزایش معرفت نسبت به مزور بیشترین خواسته ی او باشد. به عبارتی رمز ماندگاری و حسینی ماندن سنخیت یافتن با حضرت با:

  ♦افزایش علم و معرفت نسبت به ایشان
  ♦ادب و رعایت آن

در مورد “ادب” توضیح اینکه، انسان در هر لحظه در شأنی است که باید ادب شأن مورد نظر را رعایت کند. که برای این مورد نیز نوع برخورد حضرت اباعبدالله با شمر ملعون مثال زدنی است، آن هنگام که شمر امان نامه آورده و ابوالفضل را بنام صدا می زد،در این حین حضرت حسین به حضرت عباس فرمود: شمر اگر چه فاسق است اما از قبیله ی شماست، و این نهایت ادب را حتی در مورد دشمن رعایت نمود که اینچنین حضرت ابوالفضل امان نامه را گرفته و نزد حضرت آورد.

ادب یعنی توجه به ظرافت ها و نکته سنجی ها، مثلاً: دقت حضرت در نوع حفر خندق، چینش خیمه ها، مدل ایستادن در حمله، همه و همه با دقت و ظرافت درکربلا و روز عاشورا اجرا شد؛ یا جمله ی حضرت زینب در قتلگاه نشانگر نهایت ادب ایشان می باشد به این شکل که، حضرت بعد از مواجهه با تن جراحت و تیر اصابت شده ی حضرت، دست بر زیر جسد برده و آن جسم مطهر را بالا آورد و گفت: خدایا این قلیل را از ما بپذیر. که شمر ملعون از این برخورد حضرت متأثر و مبهوت گردید.

ادب یعنی کاربلد بودن و کارشناسانه فعلی را به فعلیت رساندن، چون در کربلا تمامی کارها توسط حضرت ابا عبدالله کارشناسی شده است فرد حسینی هم باید تعارف ها را کنار گزارد و کارشناسانه وارد عمل شود، چون زائر می خواهدحسینی بماند و آخرین عهدش نباشد.

ادب یعنی رعایت شأن و توجه به ظرایف که در قرآن نیز عامل نجات ساحره ها در برخورد با حضرت موسی رعایت ادب بود که از حضرت موسی تعارف کردند که یا موسی ابتدا شما سحرت را پهن می کنی یا ما ؟ و این رعایت ادب ساحران را صالحشان کرد و نجاتشان داد. حضرت فضای انتخاب و امتحان را بیشتر می کند.

ادب یعنی توجه و شان و مقام را حفظ کردن و منطقی شدن و رعایت ادب هر مکان و زمانی که در آن قرار گرفته است، مثلاً در جلسه ی عمومی ، نجوای دو نفر با هم حتی موضوع مربوط به آن جلسه هم باشد، منکر است، یا صدای بلند موبایل وگاهاً صحبت کردن با موبایل در جمع، متأسفانه جزو منکرات مقبول در جامعه است.

و خلاصه، ادب، زمینه و بستر دینداری است که رشد و طی مراحل کمال در بستر ادب و رعایت آن صورت می پذیرد و کسانی به مقامات عالیه دست پیدا می کنند که این عنصر را در وجود خود ملکه ساخته باشند و گزاف نیست اگر گفته شود که پیش از آنی که انسان بتواند دینداری خوبی داشته باشد، باید ویژگی های خاص از جمله “ادب” را در خود بارور نماید. ادب پایه ی مهمی برای دیندار شدن و دیندار ماندن است.

  ♦رمز دیگر حسینی ماندن انجام آنچه را که حسین دوست دارد. امام حسین (ع) اسوه ی جهاد و تلاش است اما با اینحال در شب عاشورا مهلت خواست تا دعا کند ، قرآن و نماز بخواند.

پس استمرار زیارت و امتداد سلام ها، به سمت حسین رفتن می باشد، تا حضرت به دست مبارک خود چیزهایی را که زمینه ی یزیدی بودن است را از انسان گرفته وسپس زمینه ی هدایت و ماندگاریش را فراهم کند.

 ♦ دیگر رمز حسینی شدن، ثبات قدم داشتن در ولایت مداری است چراکه شیطان قسم یاد کرده در صراط مستقیم که همانا ولایت است نشسته و حسین دوستان را گمراه سازد. با رفتن به سمت حسین (ع) و هم سنخ شدن با آن بزرگوار، حضرت این امکانات را در اختیار انسان می دهد تا نه تنها حسینی شده بلکه حسینی نیز باقی بماند و عهد خدمت را همیشه بر دوش داشته باشد.

«برگرفته از مراسم دهه ی اول محرم هیئت مشتاقان ظهور»