سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

سرّ پنج وقت نماز

image_pdfimage_print

در اهمیت نماز احادیث فراوانی بدستمان رسیده است و خداوند متعال در قرآن نیزچندین دفعه به این فریضه روحانی اشاره فرموده است. اما در اینکه چرا این فرضیه باید هر روز تکرار شود و در ساعات مشخصی از روز خوانده شود ۲ حدیث بسیار جالب از کتاب علل الشرایع تقدیم حضورتان میگردد باشد که در حفظ و اقامه این واجب الهی بیش از پیش دقت و توجه گردد.
محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الحسن على بن الحسین البرقى، از عبد اللَّه بن جبله، از معاویه بن عمّار، از حسن بن عبد اللَّه، از آباء و پدرانش از جدّش حسن بن على بن ابى طالب علیهم السّلام، چنین نقل میکند: چند نفر یهودى محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم رسیدند. داناترین آنها مسائلى چند از آن سرور پرسید، در ضمن مسایل، این سؤال مطرح شد:خداوند عزّ و جلّ براى چه این پنج نماز را در پنج وقت بر امّت تو در ساعات شب و روز واجب کرده؟
نبى اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: هنگام زوال، خورشید حلقه‏اى دارد که در آن داخل مى‏شود و وقتى داخل آن شد زوال آفتاب حاصل مى‏گردد در این هنگام هر موجودى زیر عرش تسبیح و تحمید پروردگارم را مى‏گوید و آن ساعتى است که پروردگارم بر من درود و رحمت مى‏فرستد در همان ساعت حق عزّ و جلّ بر من و امت من نماز را فرض و واجب نموده و فرموده:

أَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ‏ (نماز را وقت زوال آفتاب تا اوّل تاریکى شب به یاد آور و این همان ساعتى است که در آن روز قیامت جهنم را آماده کرده و مى‏آورند و هیچ مؤمنى نیست که در این ساعت سجود یا رکوع نموده و یا در نماز ایستاده مگر آنکه جسدش را بر آتش حرام نموده‏اند.

و امّا نماز عصر: این نماز در ساعتى است که جناب آدم در آن ساعت از شجره منهیّه تناول نمود و حق تعالى وى را از بهشت برین اخراج کرد لذا پروردگار متعال به ذریّه او امر کرد تا روز قیامت در این ساعت نماز عصر را بخوانند و من این نماز را براى امّت خود برگزیدم و این نماز محبوب ترین نمازها نزد حق عزّ و جل بوده و مرا وصیّت و سفارش به حفظش کرده که از بین نمازها آن را مراعات و مراقبت کامل نمایم.
و امّا نماز مغرب: در ساعتى است که حق تعالى توبه جناب آدم علیه السّلام را در آن پذیرفت و بین زمانى که آدم از شجره منهیه‏ تناول کرد تا زمانى که وى توبه نمود و حق عزّ و جلّ آن را پذیرفت سیصد سال از سالهاى دنیا فاصله شد و در ایّام آخرت یک روزى است به منزله هزار سال که بین عصر و عشاء فاصله است و جناب آدم سه رکعت نماز در این فاصله خوانده، یک رکعتش به خاطر لغزشى که از او صادر شد و یک رکعت دیگر به خاطر لغزش جناب حوّاء و یک رکعت هم به خاطر توبه‏اى که کرد، پس حق تعالى این سه رکعت را بر امّت من واجب نمود و این همان ساعتى است که در آن دعاء مستجاب مى‏گردد چه آنکه پروردگارم به من وعده داده هر کسى که او را در این ساعت بخواند دعایش را مستجاب نماید و این همان نمازى است که حق تعالى مرا در فرموده خودش‏ «فَسُبْحانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ‏» به آن مأمور ساخته است.
و امّا نماز عشاء: چون قبر ظلمانى است و روز قیامت نیز تاریک و تار مى‏باشد لا جرم حق تبارک و تعالى من و امّتم را به این نماز امر نمود که در این وقت بخوانیم تا قبر نورانى گردد و نیز نور من و امّتم را بر صراط تبعیّت کند و از دنبال بیاید و هیچ قدمى براى خواندن نماز عشاء برداشته نمى‏شود مگر آنکه پروردگار جسد او را بر آتش حرام مى‏نماید. و این همان نمازى است که حق تعالى براى انبیاء قبل از من اختیار فرمود.
و امّا نماز صبح: هنگامى که آفتاب طلوع مى‏کند بر دو قرن شیطان ظاهر و آشکار مى‏گردد و حق عزّ و جل مرا مأمور مى‏سازد پیش از طلوع خورشید و قبل از این که کافر آن را سجده کند نماز صبح را بخوانم، پس امّت من خداى عزّ و جلّ را سجده مى‏نمایند و سریع خواندن این نماز محبوب حق جلّ و على است، این همان نمازى است که فرشتگان شب و فرشتگان روز حاضر و شاهد بر آن هستند. یهودى عرضه داشت: راست گفتى اى محمّد.
حدیث (۲) محمّد بن موسى بن متوکّل، از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از پدرش، از فضاله بن ایّوب، از حسین بن ابى العلاء، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که حضرت فرمودند: زمانى که حق تعالى جناب آدم علیه السّلام را از بهشت به زمین فرود آورد دانه‏ها و خال‏هاى سیاهى در صورت و نیز از فرق سر تا پاهاى آن حضرت ظاهر شد پس حزن و گریه آن جناب از این بابت به درازا کشید و مدّتها غم و غصه حضرتش را آزار مى‏داد تا هنگامى که جبرئیل علیه السّلام نزدش آمد و عرض کرد: چه شما را گریانیده؟ حضرت فرمود: این خالهاى سیاه که در من ظاهر شده است.جبرئیل علیه السّلام: عرض کرد: بایست و نماز بخوان، الآن وقت نماز اوّل است.آدم علیه السّلام ایستاد و نماز گذارد، پس خالها تا گردن زایل و بر طرف شدند، پس جبرئیل در وقت نماز دوّم به نزدش آمد و عرضه داشت: بایست و نماز بخوان که اینک وقت نماز دوّم مى‏باشد جناب آدم علیه السّلام ایستاد و نماز گذارد بلافاصله خالها تا ناف بر طرف شدند در مرتبه سوّم به نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: برخیز و نماز بخوان که اکنون وقت نماز سوّم مى‏باشد.جناب آدم علیه السّلام نماز سوّم را خواند پس خالها تا سر زانو محو شدند،آنگاه جبرئیل علیه السّلام در وقت نماز چهارم نزدش آمد و عرضه داشت: بایست و نماز بگذار که این ساعت وقت نماز چهارم است، پس حضرت ایستاد و نماز خواند پس خالهاى سیاه تا قدمهاى آن حضرت محو شدند و بالاخره براى بار پنجم در وقت نماز پنجم جبرئیل علیه السّلام به نزد حضرتش آمد و عرضه داشت: بایست و نماز بخوان که فعلا وقت نماز پنجم مى‏باشد.آدم علیه السّلام ایستاد و نماز گذارد و بلافاصله تمام نقاط و خالهاى سیاه از وى محو گردید، آن جناب حمد الهى و ثناء بارى تعالى را بجا آورد، جبرئیل عرضه داشت:

اى آدم مثل فرزندان تو در این نمازها همچون مثل تو است در این نقطه‏هاى سیاهى، هر کدام از فرزندانت در هر روز و شب این پنج نماز را بخوانند از گناهان و ظلمت معاصى نجات یافته همان طورى که تو از سیاهى و تیرگى این خالها رها گردیدى‏.

(علل الشرائع-ترجمه ذهنى تهرانى/ ج‏۲/ ص ۱۰۵)