سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

سهم من در غربت پدرم….

image_pdfimage_print

غریب یعنی شناخته نشده
غریب یعنی از یاد رفته
غریب یعنی معطّل شده
غریب یعنی مهجور شده
غریب یعنی متروک شده
غریب یعنی حقش ادا نشده
غریب یعنی به نیکی رفتار نشده
غریب یعنی مورد غفلت واقع شده
غریب یعنی ندای بی جواب مانده
غریب یعنی محبت یک طرفه مانده
غریب یعنی گلوی بغض گرفته شده
غریب یعنی به حال خود واگذاشته شده…
سهم من…
اگر نشناخته ماندی سهم من درست نشناختن و نشناساندت برای دیگران است…
اگر از یاد رفتی سهم من به یاد نیاوردنت در هر لحظه و هر ساعت است …
اگر معطل شدی سهم من عدم آمادگیم برای ظهور است…
اگر مهجور شدی سهم من به دنبالت نیامدن است…
اگر متروک شدی سهم من ترک تودر خوشیهایم است…
اگر حقَت ادا نشده سهم من نشناختن حقَت و تجاوز به حقّت است…
اگر به نیکی رفتار نشده سهم من نشناختن خودم است …
اگر مورد غفلت واقع شدی سهم من بلند نکردن نام و آوازه ات است…
اگر ندایت بی جواب مانده سهم من جواب دادن به نداهای دیگر است…
اگر محبتت یکطرفه مانده سهم من عدم جبران محبتهایت است…
اگر بغض گلویت را فشرده سهم من نادانی در عملهایم است…
اگر به حال خود واگذاشته شدی سهم من رها نمودن دستان مهربانت است…
شرمنده و خجلم ای پدر ای مونس ای رفیقِ شفیق ای مهربانتر و دلسوزتر از مادر… روسیاهم که سهم من در غربتت بیش از آن شد که انتظارش را داشتم، سهمی که اگر بر روی کفه ترازو قرار گیرد، بی وقفه پایین و پایین و پایین تر رفته و سقوطم را حتمی خواهم پنداشت …
وای بر من که سهمم درغربتت تمام سهم است تمام تمام تمام…
و تو هیچ سهمی نداری ای پدر غریب و فرید و طرید و مضطرم….