سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

سکوت….

image_pdfimage_print

زبان را عموما عضو پرکار اعضای بدن بحساب آورده اند که حتی تکان نخوردن و نچرخیدنش هم در اوقاتی کار خودش را کرده و تاثیرات مثبت و منفی اش را بجای می گزارد. از آفتهای چرخش بی محل این عضو سخنها فراوان گفته شده اما از سکونش کمتر حرف به میان آمده،

سکونی که ظاهرش سکوت و خاموشی است اما در حقیقت معانی مختلف را تداعی  و حالات مختلف  را موجب میشود، که حالات ممدوحش نشانگر استفاده مطلوب وبجا و حالات مذمومش اشکال و استفاده بی جا را می رساند،حال به  معانی و حالات  زیر توجه کنید:

گاها این “سکوت” و خاموشی، گفتن در نگفتن است.

گاها “سکوت” خجالت از گفته ها را نمایان گر است.گاها “سکوت”گریه درون است .گاها “سکوت” وحدت را حفظ می کند و در پاره ای اوقات فاصله انداخته و وحدت شکن می شود.

گاها “سکوت” نفرین  هم شاید باشد.

“سکوت” عده ای ماننده علائم و تابلوهای جهت نما، بی ادعا انسان را راهنمایی می کند.

“سکوت” بیجا عقوبت خواهد داشت اگرچه در دنیا صاحبش را نفع رساند.

“سکوت” در معنای مثبتش  یعنی پرهیز از شهرت و تفوق طلبی و یا آگاهی و دانایی.

“سکوت” لباس فاخر برای  پوشاندن جهالت  هم می تواند باشد.

بعضی وقتها “سکوت”، بهترین پناهگاه برای  تحمل سختیهای زندگی است.

معنی بسیار تلخی است از سکوت اگر گفته شود: “سکوت” یعنی استراحت ذهن از شرط و شروطها و تکلیف بار شدنها.

“سکوت” یعنی رضایت از وضع موجود

“سکوت”  از سوی نادان، نهایت دانایی است.

“سکوت”  بیجا از جانب علما، یعنی ایستائی و توقف و گسترش تعصب و جهل.

و “سکوت” در دنیای مدرنیته وارتباطات نیز به معنای عقب نشینی است.

و آزاردهنده ترین سکوتها این معنی است:

“سکوت” یعنی عبوری با بی اعتنائی و عدم داوری.

آری این خاموشی و “سکوت” جلوه های متعددی دارد که خوش آمدترینش سکوت رضایت است اما نه رضایت به ظلم ، وبد ترینش سکوتی است که بی تفاوتی و نسیان و مسئولیت گریزی را در نظر مخاطب تداعی نماید. نمونه های تاریخی و معاصر بسیاری میتوان برای این نوع سکوت ذکر نمود، برای مثال:آنکه بزرگترین خدمت را به سرنوشت انسان  هدیه کرد، سکوت ۲۵ ساله علی(ع) بود، و آنکه بدترین کار را در حق بشریت و گل سرسبد خلقت انجام داد، سکوت از جنس جهل و بی تفاوتی و بی اعتنائی و مسئولیت گریزی اهل مدینه و انصار و مهاجرین در برابر سقیفه و سقیفه نشینان و غاصبان حق علی و فاطمه (علیها السلام) می باشدکه در حقیقت مسیر و سرنوشت اسلام را تغییر داد.

پس بایست دقت کرد که این موهبت و حتی سفارش و تاکید بسیار مهم دینی که در فوایدش احادیث فراوان آمده ،در غیر جای خود بکار برده نشود که ممکن است حتی ولیّ زمان، در این تصمیم نابجا، سالها پشت ابرهای غیبت قرار دهد و حقش را پایمال نماید.

   

 

مطالعه بیشتر