سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

شب سوم قدر:  دعا، تقدیم نیاز و طلب

image_pdfimage_print

 آمدم دیر آمدم اما به هر حال آمدم       دلشکسته، دل پریش وبی پر و بال آمدم

آمدم جبران کنم اما نمیدانم چطور        بس گنهکارم خدا آشفته احوال آمدم

شب قدر شبی گراانقدری است که امید است با نهایت هوشیاری و نهایت آگاهی از این شب با عظمت بهربرداری گردد. شب قدر، شب تقدیم نیاز محضر باریتعالی و ولیّ خدا حجه ابن الحسن (ع) می باشد. شب قدر شب اخذ پاداش خادمانی  است که در طول سال به نوعی عونت و نصرت امام زمانشان را نمودند و شب  قدر شب تقدیر مقدرات و شب تقریر مقررات و شب تعیین قضا و شب سرنوشت است.

چنانچه در روایات بصراحت بیان شده، هرکس شب قدر را بیدار بماند گناهانش آمرزیده میشود،  لذا دغدغه و نگرانی گناهان را نداشته که قطعا همه بخشیده می شود و در روایت دیگر چنین آمده که: هرکس نگران باشد که بخشیده شده یانه گناه کبیره انجام داده است. پس باید بدون نگرانی و با دقت ببینیم چه میخواهیم وچه نیازی را باید محضر ایشان تقدیم کنیم تا هم تقدیر فردی و هم جمعی  به طور احسن  توسط آن بزرگوار انجام یابد.

در شب دعا و راز و نیاز باید دعا کرد و خواست، چراکه خداوند متعال در قرآن ضرورت و نتایج دعا را بیان  می فرماید:

«قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ …»؛

«بگو: اگر دعایتان نباشد پروردگارم به شما ارج و منزلتی ننهد. ..». معنای دیگری هم میتوان کرد:

«یعبؤا» به معنای ثقل و سنگینی و قدر و ارزش است که به نسبت دعا کردن این ثقل و ارزش در نزد خدا بیشتر میشود و معنای دیگر «یعبؤا» به معنای « باقیست» که خیلی ظریف است، یعنی اگر خواسته های شما نباشد شما باقی نخواهید ماند و خدا شما را با انواع و اقسام بلاها از بین می برد.  امام معصوم در این ضمن میفرماید: دعا و بلا تا روز قیامت در جنگ هستند و پیروز میدان “دعا” می باشد.

آیات دیگری نیز راجع به دعا در قرآن وجود دارد:« ادعونی استجب لکم» یا « عمّن یجیب المضطر اذا دعاه فیکشف السّوء» یا «اذا سألک عبادی عنّی فانی قریب اجیبُ دعوه الدّاع اذا دعان…»، که همگی دالّ بر اهمیت و اثرات دعا می باشد.

همه به مقتضای شرایطشان خواسته و نیازهایی دارند که باید با دعا و ابراز نیاز خواسته شود. اما متاسفانه در کل مشکلی  وجود دارد که برای خواسته ها،  لب به دعا و زبان به ابراز نیاز وخواستن از خدا گشوده نمی شود که مبتلابه ترین آن مشکل خجالت و قید و بند در جمع می باشد که لازم است حتما رفع گردد.

موضوع نخست در دعا ” چه بخواهیم؟” است، و سپس “دعاهای مستجاب”  و “موارد اجابت” و “عدم اجابت دعا” نیز موضوعاتی است که در رابطه با موضوع دعا قابل طرح است.که در این موارد هم باید سراغ ۱۴ معصوم علیهم السلام رفت و از آنان یاری خواست، که در این زمینه به گفته بزرگان  “بک یا الله” های حضرت ابوالفضل قابل تامل است!! که باب الحوائج بودنش از این راه و به برکت دعا می باشد:           چهار امامی که ترا دیده اند     دست علمدار تو بوسیده اند….

Dحال چه بخواهیم؟

از جمله موارد مهمی که باید در دعاها مورد توجه واقع شود و بعنوان نیاز تقدیم امام معصوم گردد موارد زیر می باشد:

  • سعادت ، تا خدا جزء سعدا محسوب داشته و از اشقیاء جدا فرماید.
  • عافیت، یعنی فراغت فکر و آسایش و آرامش
  • حجّ، که در دعاهای رمضان آمده است، آنهم امسال و هرسال
  • زیارت ائمه در دنیا و شفاعت آن بزرگواران در آخرت

Dاما از چه کسی دعا مستجاب است و به اجابت میرسد؟

  • در روایات اشاره شده که دعای والدین در حق اولاد به سبب رابطه ابوت، مستجاب است.
  • یا دعای کسی که مظلوم واقع شده است.
  • و دعای کسی که دلشکسته است. در روایت آمده که اگر میخواهید دعایتان مستجاب شود باید دلشکسته باشید. و یکی از راههای دلشکستگی کشیده شدن انسان به مسیر تنهایی و غربت است. راه دوم دلشکستگی رفع تعلقات و تشخصات و تعینات می باشد( رفع ثروت، مقام، موقعیت اجتماعی و…)، که حوزه دلشکستگی را برای انسان فراهم می کند. و همه این موارد هستند که اگر رفع نشوند مانع از دلشکستگی و گرفته شدن شب قدر از انسان می باشند.
  • دعای برادر مؤمن در حق برادر مؤمن و خواهر مؤمن در حق خواهر مؤمن مستجاب است.
  • اضطرار حالتی است که موجب اجابت دعا میگردد. و مضطرّ کسی است که تمام افکارش بغیر از پروردگار متعال از همه افراد و اسباب قطع شود.

در اهمیت دعا از حضرت امام باقر(ع) سوال شد:« ما بیشتر دعا بخوانیم یا قرآن ؟ حضرت فرمودند: دعا بکنید». باید توجه داشت که دعا دو وجه دارد  ومعمولا یک وجه آن  معمولا مورد غفلت واقع می شود  واگر دو وجهش جمع شود دعا معنی پیدا می کند. وجه نخست دعا، “سوال” است و خواسته و وجه دوم آن” طلب” می باشد که در این قسمت بعد از خواستن باید طلب شده و دعا کننده  وارد تلاش و کوشش برای رسیدن به خواسته اش باشد، که این وجه دعا بسیار مهم است. برای نمونه اگر دعا برای ظهور کرده میشود و خواسته ظهوروجود دارد بایست بعد از دعا تلاش ها در این زمینه آغاز شود:

  • تلاش برای ایجاد ارتباطات سالم
  • تلاش برای اجتماع قلوب
  • تلاش و جهاد فی سبیل الله
  • تلاش برای ایجاد عدل و رفاه عمومی که مشخصه بارز ظهور می باشد.

پس بعبارتی اگر ظهور دعا کرده شود اما تلاشی صورت نپذیرد، دعا به اجابت نخواهد رسید و در حد لفظ باقی خواهد ماند. دعای امام زمان(عج) که در زمان غیبت سفارش به خواندن آن شده است، دعائیست بسیار مهم که حضرت حجت (ع) تمامی موارد و ابعاد حیات و جامعه انسانی را در نظر داشته و برای تمامی آنها دعا می فرماید:

«اللّهم ارزُقنا توفیق الطّاعه و بُعد المَعصیه و صِدقَ النیّه…..»

و این دعا نمونه بسیار خوبی برای تقدیم نیاز و دعا و طلب در شبهای قدر است آن هم با حالت اضطرار و دلشکستگی که از حالتهای حضرت مهدی (ع) در دوران غیبت است.

و نکته آخر در این شب بسیار مبارک و عظیم اینکه بهتر است انسان برای شروع تلاش با انگیزه عالی ، یک اقدام اساسی انجام دهد؛ که یک اقدام عملی بعنوان نمونه بدین روش  قابل اجراست که فرض کنیم جناب عزرائیل سراغ ما آمده و ما با ایشان مواجهه شدیم وایشان  دو سوال  دارد که بایست پاسخگو باشیم:

از زندگی چه می خواستی و چه هدف و آرمان داشتی؟ وبرای این هدفت چه کردی؟

بعد از فکر و پاسخ در این دو مورد، چون شب قدر شب بخشش گناهان و خطاهاست و خدا عنایتی فرموده و فرصت دیگری به انسان داده است، بهتر این است که سوال دوم  و پاسخ ها را حذف و تفکری برای رسیدن به خواسته و اهداف زندگی خود کرده و تصمیمهای جدی و اساسی گرفته تا از فردای شب قدر عملا تلاشها، جهت رسیدن به اهداف و خواسته هاآغاز گردد.

شبهای قدر منتسب به حضرت علی (ع) است. اصبغ ابن نباته که حین  در بستر شهادت بودن حضرت علی(ع) با اینکه امام حسن(ع) دوبار به ایشان فرمود که محل را ترک کن، اما او نرفت و در جواب گفت که من بغیر علی(ع) که را دارم، امید است امشب چون ایشان دست نیاز به دامان امام زمان گرفته و خواسته ها و نیاز های خود را تقدیم ایشان نموده و از آن بزرگوار بخواهیم که ما را در تلاش و کوشش جهت  رسیدن به خواسته هایمان موفق و منصور بفرماید.

من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم     از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم

همه ماندیم در جهلی شیبه عهد دقیانوس         من از خوابیدن یاران درون غار می ترسم

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند         من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم

سحر شد آمده خورشید، اما آسمان ابریست        من از بی مهری این ابرهای تار می ترسم

شده کار حبیب من سحرها بهر من توبه      ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم

تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم      از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم

دلم بشکسته از دستم، که ای دلدار رحمی کن     من از نفرین و از عاق پدر بسیار می ترسم

بوقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من       مرا تنها میان قبر خود مگذار می ترسم….