سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

شوق و رغبت

image_pdfimage_print

هر حرکتی به مقصدی معین اگر با شوق همراه باشد سالک و قاصد را در نهایت شور نگهداشته و این شور تا مقصود او را همراهی خواهد کرد. و این یک مرتبه عالی از معنویت است امام حسین(ع) و ارتباط با این بزرگوار نهایت شور و شوق را برای محبّینش را ایجاد میکند. حتی کربلا و عاشورای حسین نیز چنین بود، بطوریکه یارانش در شب عاشورا از شوق آرام و قرار نداشتند.
اشتیاق و تجربهٔ آن در حرکتها و برنامه ها، و هیجان آن در موفقیت بسیار مهم است.
باید توجه داشت که شور و شوق فقط مربوط به ساحت احساس نیست، بلکه آگاهی و تعهد را هم در خود داراست. لذا شور و شوق داشتن، توان و تعهد می‌طلبد.
اما اینکه این شور و شوق چیست؟ و چه حالتی است باید گفت که:
شور و اشتیاق یعنی “لرزیدن دل” برای:
انجام کاری
یا رفتن به جایی
یا دیدار با کسی
بعبارتی وقتی پای صحبت و کار مورد نظر به میان می آید بخاطر شوق درونی:
سر پا بند نشدن…
برق زدن چشمها…
و روز و ساعت و زمان و مکان را از یاد بردن….
و بالاخره شور و شوق داشتن یعنی خود را وقف کاری کردن و لذت بردن…
شور و شوق متغیری عجیب است که همه چیز را تغییر می‌دهد، لذا هیچ چیز جای آنرا نمیگیرد.
انسان معمار زندگی خود هست. و حضرت اباعبدالله پرشورترین گزینه ای میباشند که هادی انسان در ساختن زندگی پر شور و.نشاط هستند؛ که در صورت انسیّت با آن بزرگوار زندگی بی روح و بی شوق به زندگی پرشور و پرهیاهو تبدیل شده و رشد و کمال در وجود انسان جوانه می زند.
و در حقیقت زندگی برای این عطا شده که با اشتیاق سپری شود نه بی‌انگیزه و باملال.
باید باور اشت که:
شور و شوق، غیرممکن را ممکن می‌سازد…
شور و شوق‌ هر در بسته را بروی انسان می گشاید …
و این شور و شوق ماست که دیگران را هم به حرکت درمی‌آورد….
آیات قرآن از جمله:

«یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ»
«اى انسان؛ تو بسوى پروردگارت حرکت مى کنى و او را ملاقات خواهى کرد»
« السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئکَ الْمُقَرَّبُون »؛
« پیشگامان پیشگامند، آن ها مقرّبانند».

دین نیز در همین راستا فضای مسابقه‌ای بر اثر شوق‌ بنا نهاده،
محبت به امام حسین(ع)، در حقیقت عملی معرفتی بر اساس شوق است.
در حدیثی قدسی، خداوند بندگان مشتاق خود را چنین توصیف می­کند که:
«آنان به غروب آفتاب چنان علاق­مند­ هستند که پرنده به هنگام غروب به آشیانه خود، پس چون شب آنها را فرا گرفت و تاریکی­ها درهم­ آمیخت و بسترها گشوده شد و تخت خواب­ها پهن شدند و هر دوستی با دوست خود خلوت کرد، آنان در پیشگاه من بر قدم­های خویش می­ایستند و صورت­هایشان را به سوی من فرش زمین می­کنند و با کلام من با من به مناجات پردازند و با نعمت­های من، مرا تملق گویند، پس گاهی ناله می­کنند و گاهی گریه و گاهی آه پردرد دارند و گاهی شکایت. …

. نخستین چیزی که من به آنان عطا می­کند سه امر است:
(اول): از نور خودم به دل­های آنها می­اندازم که با آن نور نسبت به من آگاهی یابند همان­گونه که من از آنان آگاهم. (دوم):اگر آسمان­ها و آنچه در آنهاست در میزان اعمال آنان باشد، من آن اعمال را برای آنان اندک می­کنم. (سوم): روی خود را به سوی آنها خواهم کرد؛ پس آنکس که من به او رو کنم، می­داند که چه می­خواهم به او بدهم».
در شب ولادت حضرت اباعبدالله کاری کنیم تا آتش شور و شوق درونمان از محبت و عشق ایشان شعله‌ور شده و تا ظهور فرزند خلفش حضرت مهدی(عج)، همیشه فروزان بماند، چراکه حضرت حجت(ع) یاران با شوق و انگیزه و پر تحرک را طالب است، این زمان را از دست ندهیم زیرا:

إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا».

«همانا قطعاً در روزگار شما نسیم­هایی وجود دارد پس هشیار باشید که خود را به آنها عرضه کنید».