سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

شکایتنامه!

image_pdfimage_print

نوع شکایت: کیفری

موضوع شکایت: دخالت نفس و تأثیرپذیری آن از تعلقات اجتناب ناپذیر و حبس فطرت

متهم: نفس

شاکی: انسان (صاحب فطرت و نفس) و خود فطرت

شرح شکایت:

در ابتدا منِ انسان ، تمامی فرصت را در اختیار فطرت قرار می دهم تا وی شکایت را تشریح نماید.

من فطرت هستم، و خدا چیزی به پاکی من نیافریده است، اما دشمنی سرسخت بنام  “نفس” دارم. و بیشترین شکایتم از صاحبم است که در عین حال که خود از نفس شاکی است، ولی ناخوآگاه به این نفس بیشتر توجه و پرداخت می کند. من که باید پایه های تعالی این موجود باشم، پاره ای اوقات براثر دخالت این نفس نمی توانم این عناصر را شکوفا کنم و استعدادهای بالقوه ام را بالفعل نمایم. وقتی به صاحبم می گویم این نفس وازده را رها کن ، دم از اجتناب ناپذیری می زند و با آوردن بهانه و با توجیه اینکه نمی توانم ریسک کنم و شاید موقعیتهای موجود را از دست داده و نتوانم قدمی در راه خدا بردارم، خود را در معرض استضعاف فکری قرارداده ومجراهای سعادت و رشد را بسته و مرا به مستوریت و محجوبیت می کشاند و میان خود ومن که فطرت باشم فاصله ایجاد میکند.

لطفا هرچه سریعتر به این موضوع رسیدگی شود.

دفاعیه:

شاکی محترم شخص فطرت، در شکوائیه خود صراحتاً اعلام ننموده اید که از من(نفس) شکایت داشته اید یا از صاحب خود؟ فلذا صرفنظر از ابهام در شکایت، دفاعیه خود را به شرح ذیل تقدیم و امید آن دارم که از شکایت خود علیه من(نفس) صرفنظر کرده و مشکل خود را در جایی دیگر جستجو کنید.

من (نفس) با دو گرایش خیر و شر، سعادت و شقاوت، خوبی و بدی، صدق و کذب، در اختیار صاحب تو می باشم و صاحب تو در اثر دارا شدن من، از قدرت و حریت برخوردار شده و در بین مخلوقات جایگاه والائی پیدا کرده است و بهره مندی من از دو گرایش خیر وشر، مظلومیت مرا دو چندان کرده و این من هستم که باید از سوء مدیریت تو شکایت کرده و هرزگی خود را به تو نسبت بدهم چراکه مدیریت لایق و قابل می تواند مرا کاملا مهار کرده ودر مسیر سعادت رهنمون سازد و من با تمام خطرات و قدرت و اقتداری که دارم قابل کنترل بوده و می توانم عصای دست صاحب تو در عبور از سنگلاخهای پرخطر زندگی باشم و اصلا تو ای شاکی محترم تا بحال به رابطه و ارتباط خود با من نفس اندیشیده و توانسته ای گرایشات و خواسته های خود را بر من بیان کنی و اصلا بطور شفاف از من خواسته ای که چه باید بکنم و چگونه باشم و یا همیشه مرا دشمن خود دیده ای و برای این دشمن دلیل و عللی بیان نداشته ای و همواره عدم شفافیت خود را با دشمنی من توجیه کرده ای و به خیال خود گمان کرده ای که می توانی بدون مدیریت و برنامه ریزی و سازماندهی و درخواست کمک از نیروهای دیگر بر من غلبه کنی؟!

پس هشدار که اگر مرا برنجانی و اذیت کنی این من هستم که از تو شکایت خواهم کرد و من علیرغم عدم تشخیص تو در تسلیم شکایت به مرجع رسیدگی خوب، مرجعی را میشناسم و دراسرع وقت علیه تو حکم گرفته و محکومت خواهم کرد.

واین شکایت و دفاعیه ادامه دارد…