سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

شکل گیری عقیده

image_pdfimage_print

امامت یکی از ارکان مهم اسلام می باشد و پایداری اسلام جز با امامت امکانپذیر نیست و رکن و پایه بودن این اصل از اصول عقاید در روایات و آیات متعددی آمده است، اما رکنیت این پایه ی مهم از اسلام و شکل گیری عقیده به امامت، نه از این است که در قرآن و روایات ذکر شده باشد، نه از اینجاست که صرفاً ذکر خیری از امامت در کتب و محافل باشد، و نه از تعظیم و گرامیداشت سالگردهای ولادت و یا شهادت امامان(ع) نشأت می یابد. که هر چند صرفاً همه اینها مقدمه و شروع خوب دارد اما پایان خوبی برایشان متصورنیست و اینها فلسفه های این رکن از اسلام و عقیده شیعی نیست.

 
پس امامت رکن است، اما ذکر تاریخ و جریانات تاریخی افراد و اولیای الهی نیست، چون ذکر تاریخی و تاریخ خوانی اختصاص به اسلام و تشیع ندارد و غیرمسلمانان هم می توانند اینکار را انجام دهند تا حدی که احساسات و عواطفشان نیز جریحه دار شده و تحت تاثیر قرار بگیرد.

 
در یک جامعه شیعی شناخت و شکل گیری و جهت یابی عقیده به حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)، با مراسم های جشن سالروز ولادتها هیچگاه اتفاق نخواهد افتاد و معرفت به جریان و فرهنگ حسینی فقط با محبت و شور و شیرینی، به وقوع نخواهد پیوست. هرچند چنانچه گفته شد اینها بسیار بجا و لازم می باشد، اما دلیل برای رکنیت بودن امامت و پایه اسلام شدن این اصل، کافی نیست.

 
آنچه که شکل دهنده عقیده امامت و پرورش دهنده و جاری و ساری کننده این اعتقاد ناب در جامعه و اخلاق و رفتار و عمل فردی و اجتماعی است، موضوع “اقتداء” است. و اقتداء چیزی غیر از ذکر و تعظیم و مداحی و عزاداری و جشن و نوحه سرایی است، لذا اعتقاد به “امام” بعنوان اصل دین با مفهوم اقتدا ملازمت دارد و شیعه نیز بعد از اقتدا معنا ومفهوم پیدا می کند.

 
تاکنون از امام حسین(ع) بیشتر عاشورا و مجاهدت و ایثار و از جان گذشتگی اش بحث و گفتگوها شده است، در حالیکه اقتدا به سبک زندگی حضرت، اعتقاد راسخ به وجود ایشان را شکل می دهد. ابعاد بسیار مهمی در زندگی آن بزرگوار وجود دارد که اقتدا به ایشان در این زمینه ها اعتقاد به اصل امامت را بصورت عملی بروز خواهد داد. ابعادی چون:
  ♦ بعد عشق و محبت
  ♦ لطافت روح
  ♦ توجه به کرامت اخلاقی و پرورش کرامتهای اخلاقی (آزاد کردن کنیز بخاطر ادب و محبت که دسته گلی به ایشان هدیه کرد)
  ♦ بی تفاوت نشدن و عبور نکردن از اتفاقات و رفتارهای انسان دوستانه و هزینه کردن برای چنین اشخاصی (جریان نان دادن یک برده به سگ و گرسنه ماندن خودش که بخاطر این عمل، آن برده مورد توجه حضرت قرار گرفته و توسط حضرت از بردگی آزاد شد، چون در نظر حضرت کار این فرد نشأت یافته از روحی متعالیست که فردا نیز چنین فردی با این گونه روحیه، قطعاً در برابر گرسنگی انسانها بی تفاوت نخواهد بود، و حضرت حاضر شد آن برده و باغی را که در آن کار می کرد بخرد و او را آزاد نماید.)

 

♦ عشق به همسر و فرزندان (عشق و اظهار عشق به خانواده هیچ منافاتی با جهاد و مبارزه و ایثار ندارد، همان حضرتی که این عشق و محبت را در شرایط عادی نسبت به همسر و فرزندان داشت، بعدها همان اهل بیتش را به واقعه و سرزمینی برد که اسارت و سختی و کرب وجود دارد، حتی در جائی می فرماید: من خانه ای را که در آن دخترم سکینه و همسرم رباب وجود دارد، بسیاردوست دارم، و برای همین است که نقل شده که خانم رباب در مقابل خواستگاران مختلف که بعد از شهادت ابا عبدالله داشت، می گفت من پدر شوهری بغیر از رسول الله اختیار نخواهم کرد و خاطراتم با حسین را با هیچ کس عوض نمی کنم، و اینچنین محبتی با رباب، کاری کرده بود که لبخندی بعد از امام حسین بر لب او ندیدند، و این بغیر از ایمان ،عشق شخصی میان همسر و فرزندان است).
♦ مبارزه با ظلم و عونت به مظلوم؛ پر رنگ ترین عنصر در سبک زندگی حضرت ابا عبدالله سینه به سینه ایستادن و مبارزه با ظالم بود.

 
و دیگر ابعاد زندگی ایشان که با رجوعی دیگرگونه و نگاهی متفاوت از آنچه تاکنون به سبک زندگی آن بزرگوار شده است، می توان به زوایای زندگی ایشان پی برده و بعنوان مقتدا از عملکردهای ایشان پیروی نمود.

images

امام حسین (ع) می فرمایند:

«هرکس گرهی از مشکلات مومنی باز کند خداوند متعال مشکلات دنیا و آخرت او را اصلاح می نماید.»

«مستدرک الوسائل»