سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

“صندلی بازی” و نوع تفکر

image_pdfimage_print

چندی پیش در یک سایت مطلبی توجهم را بخود جلب کرد، در آن مطلب با یک مثال از دو باور حاکم بر دو جامعه ایران و ژاپن سخن گفته شده بود، مثال این بود:

در مهد کودکهای ایران دریکنوع سرگرمی بنام” صندلی بازی” ۹ صندلی گذاشته و ۱۰ نفربا شروع یک موزیک به دور این صندلیها می چرخند و با تمام شدن موزیک، هر کس نتوانست روی صندلی بنشیند بازنده محسوب شده و در هر مرحله یک صندلی و یک بازیکن کم می شود و در نهایت دو نفر باقی می ماند و یک صندلی، که هر کس زودتر بنشیند برنده مسابقه خواهد شد، اما در کشور ژاپن برعکس ایران همین سرگرمی “صندلی بازی” با همین تعداد کودک و با همین تعداد صندلی، آموزش داده می شود با این تفاوت که در پایان موزیک اگر ۱۰ نفر نتوانند در ۹ صندلی جا شوند، همگی بازنده محسوب خواهند شد؛ که روند این بازی در حقیقت نشان دهنده طرز تفکر نسبی آن جامعه می باشد. بعبارتی جامعه ژاپن فرهنگ کارگروهی را با این بازی به فرزندان و کودکان آموزش می دهد ودر ایران با همان نوع بازی، منفعت شخصی و اهمیت ندادن به دیگران را بصورت غیر مستقیم به بچه ها القاء میگردد؛ همین کودکان نیز زمانیکه به سن بزرگسالی می رسند طبیعتا تا حدودی از عضویت در گروه و انجام کار گروهی ناتوان بوده و زمانیکه تحت شرایطی در گروهی قرار بگیرند، بصورت جزیره ای عملکرد نشان خواهند داد، وچنین کارگروهی هم، قطعا به فرجام نیکو نمیرسد.
امابی علاقگی به کار گروهی و عدم وفق دادن خود در یک گروه در جامعه فعلی صرفا به دلیل فوق خلاصه نمی شود، بلکه تا حدودی از باورهای فردی و اجتماعی در جامعه نیز شکل می گیرد و یا ترس از نرساندن گروه به هدف تعیین شده هم بر خلاف روحیات کار گروهیست که فرد را از شرکت در کار گروهی باز میدارد.
با توجه به پیشینه جامعه ایران، ازبُعد تاریخی نیز می توان عدم موفقیت در کار گروهی را مورد بررسی قرار داد. در کشور ایران، بدلیل داشتن حکومتهای پادشاهی و بعبارت دیگر بدلیل اینکه قدرت حاکم بر کشور بصورت هرمی و از بالا به پایین و بصورت خود محوری و تک گرایی بود، از اینرو همگان در سطحهای پایین هرم، درصدد جلب و جذب مقام بالاتر برآمده و هرکس صرفا برای رسیدن به منافع شخصی خود تلاش می کرد لذا این بینش و رفتاربتدریج افراد کشور را از رغبت و داشتن انگیزه به کار گروهی مانع شده است. یا از بُعد فرهنگی، پرداخت زیاد به نمونه های قهرمان و نام آور، صرف نظر از فعالیتهای گروهی آنان، خود عاملیست که گرایش به کار فردی را در افراد بیشتر می کند و از بُعد خانوادگی نیز بعلت رویکرد و نوع تقسیم کار در میان فرد به فرد اعضای خانواده بطوریکه هرکس کار خود را مستقل از کار دیگر اعضا می بیند، دیگر عامل دور شدن از کارگروهیست، بطوریکه با این بینش، مادر در خانواده کار خاص خود، پدر کار خاص خود و فرزندان نیز به همین منوال کارهای مربوط به خود را انجام داده که در خروجی های چنین خانواده هایی خصوصیتهایی از قبیل: اهمیت داشتن منافع و اغراض شخصی و زیاده خواهی و تکروی بیشتر دیده می شود تا منافع عمومی و ایثار و تحمل و گذشت و صلاح و مشورت؛ که خود این سبک زندگی تضاد با کار گروهی دارد؛در حالیکه مسئولیت پذیری در یک گروه و اعتماد و مطالبه منافع گروهی، و ایمان به هدف ورسیدن به هدف تعریف شده در گروه، و سهیم دیدن خود درپیشرفت و پس رفت کار گروه از جمله رموز شکل گیری و ثبات کارگروهها می باشد.
پس میتوان گفت در وحله نخست خانواده و سپس آموزش و پرورش در نهادینه کردن گرایش به فعالیت گروهی نقش مهمی دارد، تعاون و همکاریهای بلند مدت در میان مردم، روح همگرایی و همدلی و اخوت را در جامعه افزایش داده و انسجام و ثبات جامعه را در برابر انحرافات و رقابت جوئی دشمنانه بیشتر می کند و پیداست که سرمایه اجتماعی چنین جوامعی زیاد گشته و روح همدلی و مروت و همدردی نیز به نسبت آن بیشتر میگردد، و در چنین حالتی است که فرد جامعه را از خود و خود را از جامعه می داند و در رابطه مسائل آن بی تفاوت ننشسته و برای رسیدن به اهداف جامعه که هدف فرد را نیز بدنبال دارد تلاش و کوشش خواهد نمود و از نفوذ بیگانگان بر جامعه خود جلوگیری خواهد نمود.
نکته پایانی اینکه: باید توجه کرد در جوامعی که کار گروهی فرهنگ سازی شده و درجه اعتبار و ارزش آن کاملا روشن است، کارگروه بر اساس دو ممیزه ی اصلی:
۱-میزان رضایت اعضاء کارگروه از گروه
۲- میزان هماهنگی اعضاء در گروه و ساختار آن
مورد سنجش قرار می گیرد و بر اساس آن ارزیابی می شود و سلایق شخصی و منافع فردی در عملکرد و نتیجه دهی آن هیچگونه تاثیری ندارد.

 

مطالعه بیشتر