سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

صندوق دعا، ارمغان شب قدر (۲)

image_pdfimage_print

به برکت شب قدر از روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان در خود، تغییر حال احساس کرده و در فرصت مناسب کتاب “آوای منتظران” (صندوق دعا) را که اهدایی شب قدر بود به نظاره نشستم، عکس ابرهای پراکنده و افق باز پیش رو با دو دست حال قنوت و نوشته “عجل لولیک الفرج” که طرح روی جلد کتاب بود، مرا به خود مشغول کرد و در یک سفر روحانی به شب قدر برگشته و خاطرات آن شب را مرور کردم.

به یاد انفاق فرهنگی آن مؤمن خدا افتادم که باعث شد این کتاب در دسترس من باشد و شرط اهداکننده ی کتاب به یادم آمد که گفته بود به شرطی اهدا شود که در وقت استفاده از کتاب آوای منتظران برای فرج حضرت دعا شود.
در این گیر و دار، تأسف خوردم که چرا من و دیگران فقط انفاق را در غذا دادن جسمی می دانیم که اثرش چند ساعت است ولی به انفاق فرهنگی و بذل مال در تهیه ی غدای فکری و قلبی و روحی توجهی نمی کنیم که اثر این انفاق را من به عینه در کتاب آوای منتظران دیدم.
به هر حال بعد از مدتی تفکر در طرح روی جلد کتاب تعداد دعاهای مطروحه در کتاب به تعداد هزار عدد توجهم را به خود جلب و بسیار خوشحالم کرد، چرا که تا به حال در دعا برای حضرت بقیه الله حداکثر به تعداد انگشتان یک دست دعا بلد بودم و براین امر تأسف می خوردم، حال به برکت شب قدر به صندوقی دست یافته ام که هزار دعای غیرتکراری را به من ارزانی می نماید با این شوق در ایفای عهد با اهداء کننده ی کتاب، “عجل لولیک الفرج” گفته و دست دعا به درگاه الهی بلند و اولین دعای کتاب را زمزمه کردم:

« پروردگارا ترس و هراس امام مهدی را به امن و امان دگرگون ساز. »

عجب دعایی بود بسیار متأثرم کرد و سر زنان زدم به گریه که ای وای مولایم اینک در هراس است و من ایمنم وای بر من و وای بر غفلت من.
اولین دعای کتاب “آوای منتظران” هوشیارم کرد و اینک دنبال این هستم که چه طور می توانم هراس امامم را به امن تبدیل کنم، و این اولین اثر کتاب بود.
حال این دغدغه، سخت مرا به خود مشغول کرده که چه طور هزار دعای کتاب را به پیشگاه خداوندی عرضه بدارم در این راه کمکم کنید …