سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

طبیب دوّار

image_pdfimage_print

از سیره ی روشن و غیر قابل انکار نبیّ اکرم(ص) غمخواری و مردم داری و سوز و گدازدرونی و بی تکلّفی و دلجوئی و عیادت و میهمان نوازی آن بزرگوار، زبان زد خاص و عام و موافقان و مخالفان است. اما یکی از سیره های آن بزرگوار طبابت ایشان بود که
حضرت علی (ع) با تشبیه “طبیب دوّار بطبّه”، از آن یاد فرموده است:

«… وَ مِنْهَا طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَهُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَهٍ بُکْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَهِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَهِ لَمْ یَسْتَضیئُوا بِاَضْواءِ الْحِکْمَهِ،وَلَمْ یَقْدَحُوا بِزِنادِ الْعُلُومِ الثّاقِبَهِ…» «… او (پیامبر)، طبیبى است که همراه با طبّش در میان مردم مى گردد، مرهمهایش را محکم و آماده ساخته و ابزارهایش را براى سوزاندن زخمها داغ نموده، تا هر جا لازم باشد در زمینه دلهاى کور، و گوشهاى کر، و زبانهاى لال به کار گیرد. دارو به دست به دنبال علاج بیماریهاى غفلت، و دردهاى حیرت است. این بیماران وجود خود را از انوار حکمت روشن ننموده، و با آتش زنه دانشى درخشان شعله نیفروخته اند…».

 

امام علی (ع) با این تشبیه پیامبر اسلام (ص) را طبیب و پزشکی معرفی می کند که خود با داروهای شفابخشش مصرانه به دنبال بیماران روحی می گردد. و نکته ای که در این جا قابل دقت است اینکه، پیامبر منتظر رجوع بیماران ننشسته و خود بسراغ بیماران رفته و درصدد درمان دردهای آنها می باشد. و این پیامی برای تمامی مربیان و مبلّغان دین است که در راه تبلیغ و تعلیم باید بینش و منش و روشی پیامبرگونه اتخاذ کنند و اینگونه در مسیر احیای دین ناب محمدی قدم بردارند.
واژه “مراهم” جمع مرهم به معناى دارو ، شاید کنایه از علم و دانش و خلق نیکوی آن حضرت است و واژه “مواسم” نیز کنایه از حدود شرعى برای آنها که تعلیم در او مفید فایده نیست. بنابر این، او همچون طبیب حاذق و ماهری است که انواع داروها و مرهم‏ها، و اسباب سوزاندن زخم ها در اختیار دارد، تا هر مریض را به تناسب مرضش درمان نماید و آنها را جهت پذیرش نور علم، و هدایت به صراط حق آماده کرده و نابینایان را طریق بینایى و ناشنوایان را جهت قبول موعظه و اندرز قوه شنوایی بخشد.
با توجه به خطبه حضرت علی(ع) این نکته روشن میشود که نیاز انسان به طبیب روحانی، بسی بیشتر از نیاز او به طبیب جسم مادی و فیزیکی است؛ زیرا درمان و طبابت امراض جسمانی برای حیات نباتی و گذران زندگی مادی او است اما طبابت امراض روحی برای درک حیات طیبه و زندگی معنوی بشر است که شاید بتوان گفت امراض جسمی درسایه حیات معنوی نمود چندانی ندارد اما بصورت محافظه کارانه هم باشد میتوان گفت بیماریهای روحی در ایجاد بیماریهای جسمی تأثیر بسیاری دارند چراکه روح سالم به داشتن جسم سالم و پرنشاط منجر می شود. و این نشان دهنده میدان و میزان تاثیر دین و اعتقادات و شعاع آن نسبت به امراض روحی است. این باورهای دینی هستند که به زندگی معنا می دهند چراکه زندگی منهای دین مساوی با ضعف و فشاری است که در مواجهه با فراز و نشیبهای مختلف زندگی بر روح انسان وارد شده و سنگینی کرده و آنگاه او را از پای درخواهد آورد.
ابن ابی الحدید درباره طبیب دوّار می نویسد:

پیامبر طبیبی در گردش است؛ برای این که طبیب در گردش دارای تجربه بیشتر است، و منظور از در گردش بودن این است که به سراغ بیمار می رود؛ چرا که صالحان و خوبان دنبال بیماری های جان و دل می گردند و معالجه اش می کنند. می گویند حضرت عیسی را در خانه فردی بدکار و فاجر دیدند و تعجب کردند، از او پرسیدند: ای پیامبر خدا شما و این جا بعید به نظر می رسد، فرمود: طبیب به سراغ بیمار می رود.

چه خوبست در این ایام مقدس خود را در اختیار طبیبان الهی قرار دهیم وعاجزانه بخواهیم تا با دستان مهربان و شفابخش و دم مسیحائیشان بیماریهای روحی و قلبی و فکری ما را طبابت کنند که این طبیبان نه نیاز به وقت قبلی دارند و نه حق و سهم ویزیتی برای خود قائل هستند؛ فقط و فقط منتظر اعتراف ما به مریضیهایمان و اشتیاق ما به درمانمان می باشند.