سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

عزاداری چیست؟ (شب اول)

image_pdfimage_print

ماه محرم اوج غم و ماتم حضرت حجه بن الحسن(ع) می باشد، حضرت در این ماه بشدت محزون بوده که زیارت ناحیه مقدسه هم دلیلی بر این سخن و هم بیانگر و گویای نحوه عزاداری حضرت امام زمان(عج) در عزای جدش امام حسین(ع)است؛ درفقره ای آن حضرت چنین مینالد:

«…لأَندُبَنَّکَ صَباحا و مَساءً و لأَبکِیَنَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما… »

« هر صبح و شام برایت ندبه میکنم و در گریه بر تو اشک چشم را به خون تبدیل میکنم…»

و هر روز که به عاشورا نزدیکتر می شود قطعا حال و هوای حضرت سخت تر میگردد، چنانچه در احوالات امام صادق(ع) نیز چنین آمده است. از خدا می خواهیم با صبر و شکر این روزها را به نحوی عالی سپری کرده تا موجب رضایت و تسلای خاطر آن بزرگوار گردیم.

_۱_~۱

اما در اینکه عزاداری چیست از جهت لغوی اینگونه بیان کرده اند: به برگزاری مراسم جهت آرامش بخشیدن به فرد یا افراد داغدیده عزاداری گفته می شود. به عبارت دیگر هرگونه مجلس و مراسم و هر کار از حیث عمل و قول وفعل که از انسان صادر شود تا فرد داغدیده را آرام نماید، عزاداری نامیده می شود.
با توجه به اینکه امروز محرم حضرت داغدیده و عزادار است و مصیبت نیز اعظم مصائب، باید دقت کرد که چه مراسمی آرامش بخش حضرت خواهد بود، او که مصیبتها دیده و داغها چشیده؟ و با این سوال میباید اشکال و انواع و اقسام مراسم عزاداری مورد عنایت قرار گیرد. در عرف و رسم موجود در جامعه، وقتی کسی از دنیا می رود کارهای انجام یافته در قبال مراسمات متوفی اعم از مجالس ترحیم و تذکر، همه از اشکال عزاداری محسوب می شود، بطوریکه هر فرد به تناسب آشنایی و ارتباط با متوفی یا صاحب عزا و داغدیده در این مجلس شکلی از اشکال عزاداری را ظاهر می کند، لذا میتوان گفت: از مدت زمان شرکت یکفرد در مجلس گرفته تا نوع برخورد با صاحبان عزا، جزو اشکال عزاداری است. برای نمونه:
یکی وارد شده و با معانقه و هم آغوشی عزادار را تسکین می دهد
یکی فقط تسلیت ادبی می گوید
یکی از اول تا آخر می نشیند
دیگری در مجلس خدمات دیگر انجام می دهد
در یک شکل دیگر تعریف و توصیف از متوفی توسط فرد شرکت کننده، موجبات آرامش و تسلای صاحب عزا را فراهم می کند
در یک مدل دیگر، همراه با فرد داغدیده گریه کردن این نقش انجام می یابد
و نیز شنیدن غم و غصه های فرد عزادار و یا همدردی کردن زبانی با فرد داغدیده، بروز و اعلان نوعی دیگر ازعزاداریست که همه اشکال و مدلها به تناسب ارتباط افراد باهم بوجود می آید.

حال در مراسماتی که با نام عزای حضرت اباعبدالله برپا می شود چه باید کرد و چگونه باید با صاحب عزا که حضرت مهدی(ع) میباشد، برخورد نمود که کار بزرگ و عبادتی بس بزرگ است.

در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) این اشکال باید دیده شود؛ و از اینروست که گفته میشود در عزای حسینی تماشاگر وجود ندارد و هرکس تماشاگر باشد مغبون است. هر فرد حداقلی ترین شکل عزاداری را می تواند بروز و ظهور داده و برای حضرت امام زمان صاحب عزا، اعلان عزا و همدردی نماید. پس جای تأمل دارد اگر بگوئیم بسیار ارزشمند است که قبل از رفتن به عزاخانه حسینی، فرصتی بازکرده و در این خصوص تفکرشود که:
چگونه به عزاداری و عرض تسلیت به محضر حضرت حجت (ارواحناله الفدا ) باید رفت؟
در این زمان اوضاع بحدی پیچیده و خطرناک است که امامان(ع) را قبل از رسیدن به این دوران به گریه انداخته، بطوریکه راوی گوید: دیدم امام صادق (ع) را که از شدت ناراحتی پاهایش را به زمین کوفته و به پهنای صورت اشک می ریخت و ناله و ضجه می کرد که «ایوای و امان از آخرالزمان که شیعیان چون دانه های تسبیح پخش شده و کمترین افراد از آنها باقی می مانند» یعنی گرفتاری دنیا آنها را از نخ تسبیح جدا می کند و درآن روزگار با حسین آغاز می کنند اما با حسین به اتمام نمی رسانند. اگر امامان و امروز حضرت حجت (ع) اینچنین نگران حال ما بودند و هستند، پس چه باید کرد؟ در روایتی دیگر آمده: امام رضا(ع) در آخرین سفر خود، با اشک چشم از مدینه بسوی مرو خارج شدند، وقتی در میان راه که برای استراحتی توقف شده بود در مورد زمان گفتگو شد واز آغاز محرم سخن به میان آمد، چنین ذکر شده که حضرت سریع یک خیمه برپا کرده و عزای حسینی را برگزار فرمودند. شاید امروز به دلیل وفور نعمت عزاخانه ها و مراسمهاست که قدر این مراسمات چنان که باید دانسته نمی شود، در اهمیت این مجالس این نکته کافیست که اولین اتفاق در این مراسمات بخشیده شدن گناهان و برطرف شدن نگرانیها و استرس و خوفها به برکت عرض تسلیت به حضرت حجت از شرکت کننده در مراسم می باشد. اگر چنین است٬چگونه و با چه زبان و با چه ادبیات کلامی به این امام مهربان و رئوف می توان تسلیت گفت؟
تعزیه و مرثیه خوانی جایگاه ویژه ای دارد. مقاتل مختلفی در این خصوص وارد است که همگی زبانحال ائمه را در مصایب بازگو کرده است، از جمله مطالب در این زمینه زبانحال پیامبر(ص) و امامان(ع)می باشد که در مقاطع مختلف گریه آن بزرگواران بر امام حسین(ع) دیده و بیان شده است از جمله آمده: زمانیکه حضرت حسین(ع)کودکی بیش نبود و بر شانه حضرت پیامبر(ص)تکیه میکرد، حضرت گریه میکرد و میفرمود: روزی سرمبارک این فرزند به نیزه ها خواهد رفت؛ یا در یک مقطع زمانیکه مادرش حضرت زهرا(س) حضور نداشت، ازعلی (ع)می خواهد امام حسین(ع) را نگهدارد وسپس حضرت قد و قواره و سراپای حسین راکاملا غرق بوسه میکند به حساب آنکه روزی این جسم پاک و مقدس درزیر سم اسبان یاغی قطعه قطعه خواهد شد، یا گریه امام حسن (ع)بر امام حسین(ع) از همان کودکی که هر زمان فرصت میشد حضرت با حسرت و اندوه میفرمود:یا حسین نخواهم بود که در کربلا یاریت کنم…
گفتن این زبانحالهاست که همه را مداح و مرثیه خوان می کند، بطوریکه اگر روزی فرد مداحی هم نباشد، با این روایتهاست که عزاداری آنهم در مرتبه پنجمش که آماده شدن برای خونخواهی و انتقام است می تواند اتفاق بیفتد، و حضرت زینب (س)پایه گزار این مرحله از عزاداری بود و این روحیه خون خواهی و انتقام را از خود به ارث گذاشت تا دردولت کریمه حضرت مهدی(عج) بدست توانای آن بزرگوار انجام یابد . باید توجه داشت که لبیک یا حسین یعنی آماده برای خدمت و عزاداری و تسلی بخشیدن به حضرت حجت که انتقام گیرنده آن حضرت است.
ایستائی و ماندن در مرحله اول و دوم عزاداریست که امروزمتاسفانه تیپ عزاداری تفاوت محرزی نسبت به گذشته از خود بروز می دهد، افرادی در دسته ها حضور پیدا می کنند که فاصله شان با فلسفه عزاداری و سینه زنی کاملا هویداست، و این بنوعی توطئه و هجمه دشمن است که عزاداری و مرثیه خوانی را منحصر در گروهی خوش الحان نماید و دیگران تماشاگران این صحنه ها باشند که چنین عزاداری فقط در حد شور و احساس یک یا دو ساعته حفظ می شود و هنگام برگشت از مراسم همه چیز به سرجای خود برمیگردد…
در این قسمت آنچه باید مورد توجه قرار گیرد موضوع ضرورت عزاداریست که از چند عامل و دلیل مهم بخوردارست:
پیروی و تبعیت از امامان به حساب الگو و اسوه بودنشان٬ اولین ضرورت

اگر امامان(ع) اسوه و الگو هستند باید دید احوالات آنها در محرم به چگونه بود؟ آیا میتوان بغیر از زبان و کلام ائمه از فضایل شهدای کربلا چیزی گفت؟ (در شخصیت حضرت علی اصغر فعلا سکوت شده است و چیزی برای بیان نیست). پس یک مورد از ضرورت عزاداری، پیروی و تاسی از امامان می باشد در همه ابعاد، حتی پیروی از سبک آنها در مدل رفتاری و خوردنها و آشامیدنیهایشان در این فصل، و با این رویکرد مدل ورژیم غذایی خانواده شیعه حداقل در این دهه باید تغییر یابد.(مثلا آن بزرگوران آب و غذا کم مصرف می فرمودند و استراحت و تفریح و خنده را بر خود تعطیل میکردند)
مودّت به اهل بیت (ع) دومین ضرورت

مودّت به اهل بیت (ع) دومین ضرورت مودت می باشد، توضیح اینکه به بیان محبت به آنکه محبوب انسان است، مودت گفته میشود؛چگونه باید بگوئیم یا اباعبدالله من ترا دوست دارم؟ که اگر این دوست داشتن بیان و گفته شود سبیلی برای نجات به مودّت کننده خواهد بود چراکه آنها نیازی به مودت انسان ندارند و فقط خود انسان ذی نفع است

« قُلْ مَـا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْر إِلاَّ مَنْ شـاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلى رَبِّه سَبیلا».

ذکر ایام الله ضرورت سوم

که این دلیل در آیه ۴ سوره ابراهیم بیان شده است:«وَلَقَد ارسَلنا موسی بِایاتِنا اَن اَخرِج قَومکَ مِنَ الظُّلُمات اِلَی النّور وَذَکِّرهُم بِایّام الله انَّ فی ذلِکَ لَایات لِکُلِّ صَبّارٍ شَکُور». پس جواب این سوال که چرا عزاداری ضرورت دارد، باید گفت که چون عزاداری از ایام الله است و ایام الله باید ذکر شود. پیامبر(ص) می فرماید: روزهایی که بلا و نعمت بر امت آمده است جزو ایام الله است. وطبق آیه فوق یکی ازدلایل خروج از ظلمت است و حرکت بسوی نورکه رشد و برکت و نزّ همه در نور است و ذکر ایام الله انسان را از ظلمت دلتنگیها و استرس دل آشفتگیها به نور آرامش و اطمینان و امنیت هدایت می کند.
تعظیم شعائرالله ضرورت چهارم

«و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب » «هر کس شعائر را تعظیم کند پس آن نشانه تقوای قلبی است». باید توجه داشت که نماز با اینهمه اهمیت که در روز قیامت ایستگاه نخست پاسخگوئی در مورد این فرضیه است، توصیه به تعظیم نشده است، بلکه در مورد نماز “اقامه” آمده است، اما دررابطه با شعائر “تعظیم” بکار رفته است، که اگر تعظیمی صورت نگیرد، به معنای نداشتن تقوای قلوب است. پس عظمت و مهم دانستن شعائر و با عظمت یاد کردن این ایام الله ها از دیگر ضروریات عزاداری می باشد.
نکته اصلی در شعائر توجه به خصوصیات این کار است ، سه عنوان مهم در شعائر مطرح گردیده است: اعلام، اظهار، اِعلاء(برتری دادن)، که با وجود این سه مورد است که می توان به برنامه ای از جهت تعظیم شعائر امتیاز داد. اگر نیک نگریسته شود بالاترین معروف تعظیم شعائر است حتی فقط با لباس واحد و یکرنگ عزاداری، محرم و تاسوعا و عاشورا نشانه و از شعائر است و رشد و بقاء دین امام حسین و حماسه حسینی در عاشورا است در این ایام الله هست که حیات اسلام تجدید میشود، اگر خدای ناکرده روزی این شعائر و ذکرها و عَلَم ها و پرچمهای عزا ازشهرها جمع شود چه خواهد شد؟
از خداوند متعال عاجزانه طلب مینمائیم ما را در اعلام و اظهار و اعلاء عزاداری و عرض تسلیت به حضرت حجت(ع) موفق بدارد و ما را از عزاداران حقیقی حضرت اباعبدالله محسوب بفرماید.
انشاءاله مطالب شبهای بعدی با عناوین اثرات عزاداری و مراتب آن ، برای علاقمندان در سایت بارگزاری خواهد شد.

 

 

مطالعه بیشتر:

اثرات اجتماعی و فردی عزاداری (شب دوم)