سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

عصر جاهلیت و دوران قبل از بعثت

image_pdfimage_print

در عصر بعثت  حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  مردم گرفتار آشوب هایی بودند که ارتباط دین قطع،استوانه یقین متزلزل و ریشه آن مختلف گردیده بود.

عقاید مردم متفاوت، راه فرار از اختلاف  مشکل و سر چشمه ی اختلاف هم مخفی بود.راهنمایی مردم بی اثر بوده، نادانی همه جا را فرا گرفته بود، از خدا اطاعت نمی شد، شیطان یاری می گردید، ایمان در شکسته بود، ارکانش متزلزل، علامت هایش فراموش شده، راه های آن کهنه و جاده های آن ویران گردیده بود.

از شیطان  اطاعت می کردند، راه های او را می پیمودند و از مسیری که او آب می نوشید گام بر می داشتند. به وسیله ی این مردم آثار شیطان  رشد پیدا کرد و پرچم او بر افراشته شد.اگر شیطان را حیوانی  همانند شتر و گاو فرض  کنیم، ملت را زیر دست وپای خود لِه کرده و روی پای خود ایستاده بود. مردم  در چنین شرایطی حیران وسرگردان، نادان و آشوب زده بودند. در سرزمینی قرار گرفته بودند که دانشمندان شان حق سخنی نداشت ونادان مورد احترام بود!

[بخشی از خطبه دوم نهج البلاغه ترجمه مصطفی زمانی]

بعد از بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به کمک نیروی  پیروانش با مخالفین جنگید و آنان را به ساحل نجات رسانید وقبل از اینکه قیامت،آنان را دریابد حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آنان را به راه راست هدایت کرد.حضرت؛ خستگی وسستی را از واماندگان معرفت خدا می گرفت وشکست خوردگان راه هدایت را متوقف می نمود و در کنارشان آنقدر می ایستاد تا آنان را به هدف الهی برساند.

در این مسیرتنها بر کسانی که از نظر معنوی سقوط کرده بودند نتوانست نفوذ کند( ابوجهل و … )حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با تمام تلاش خود راه نجات را به آنان نشان دادو در جایگاه شایسته ای برای آنها سکونت داد،آسیاب اجتماع آنان را به گردش درآورد و آنان را سر بلند ومنظم ساخت.

[ بخشی از خطبه ی۱۰۳  نهج البلاغه ترجمه مصطفی زمانی]

عصر جاهلیت و دوران قبل از بعثت(صلی الله علیه و آله و سلم)

وقتی نام خدا می آمد، آنقدر گریه می کردند که دامن آنها  از ترس عِقاب و کیفر و به امید ثواب، تَر  می شد ، همیشه مانند درختی که در بادهای شدید می لغزد، در حرکت و جنب و شوش بودند.

[بخشی از خطبه نهم نهج البلاغه ترجمه مصطفی زمانی]