سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

غربت و شهادت …

image_pdfimage_print

فضای امامت و خلافت امام حسن(ع) در اثر امتداد دسیسه های ایجاد شده توسط غاصبان خلافت در زمان امام علی(ع)، بسیار نا آرام و متشنج بود، و آن بزرگوار با مردمی بسیار شکاک مواجه بودندکه از ساده لوحی و فتنه های 

زمانه،امامت ایشان را در حد خلافت خلفای سه گانه می دانستند و بدین ترتیب هرگونه حرکت امام حسن(ع) را بر ضد دستگاه اموی مبارزه ای منفی می پنداشتند و این چنین جایگاه امامت را به پایین می کشاندند و در نتیجه حرکتهای امام خنثی می شد. اما با این حال امام با موضع گیری مناسب زمان خود و با افشاگری و بیان ابعاد سیاست خویش بحران موجود زمان خویش را یادآور میشدند:
«اهل کوفه و رنگارنگی و فرصت طلبی آنان را شناختیم، هیچ یک از آنان که فاسد باشد به کار من نمی آید. آنان را وفا نیست و به کردار و گفتار خود عمل نمی کنند. آنان با هم اختلاف دارند و معروف است که قلوبشان با ماست و شمشیرهاشان چنان که مشهور است بر ما … به خدا سوگند نه ذلت ما را از جنگ با اهل شام بازداشت نه قلّت. بلکه به سلامت و بردباری با آنان جنگیدیم. سلامت را با عداوت و صبر را با بی تابی در می آمیختیم و شما به سوی ما توجه می کردید و دین شما، پیشاپیش دنیای شما بود و اینک طوری شده اید که دنیایتان پیشاپیش دین شماست. با ما بودید و اینک بر ضد مایید».
اما با این حال مردم و حتی بیشترطرفدارن امام خیانت را بر صیانت از عهد و وظیفه خویش، نسبت به امام ترجیح دادند و با فریفته شدن به پول و مقام از جانب معاویه بر علیه امام حرکت کرده ولی در ظاهر خود را یاور امام معرفی میکردند، لذا امام رو به آنها فرمود: «به خدا سوگند، دروغ می گویید. به خدا سوگند شمابه کسی که بهتر از من بود وفا نکردید، پس چگونه به من وفا می کنید؟ چگونه به شما اطمینان کنم؟ حالی که به شما وثوق ندارم اگر راست می گویید، اردوگاه مدائن، میعادگاه و قرارگاه ما باشد، به آن جا بروید». اما دریغ از چند نفر…
معاویه در بیست سال حکومت ناروای خود پیوسته تلاش میکرد ملت همچنان “ساده لوح” باقی مانده و از تفکر درباره مسائل مهم و حیاتی خود و جامعه بازدارد و تمامی اندیشه ها را در خلاف اهداف پیامبر خدا(ص) و حضرت علی (ع) هدایت کند و همه فقط نگران منافع شخصی خود باشند تا نگران سرنوشت جامعه اسلامی، لذا این دوران از شنی ترین دوران تاریخی امت اسلام قلمداد میشود.
همزمان با این فعالیتهای شرم آور معاویه، همت و تلاش امام حسن(ع) نیز در راستای برجسته نمودن خواسته های اسلامی مردم و بیدار ساختن آنان بسیار موثر بود تا جائیکه این نقش امام، جکومت را به وحشت انداخته و نگرانی آنان را برانگیخت و دراینجا بود که حکومت ستمکارانه معاویه غیر قابل بخشش ترین توطئه خود را بر علیه امام پایه ریزی کرد و امام(ع) را به دست همسرش جعده دختر اشعث بن قیس لعنت شده به شهادت رساند که درباره این فاجعه و خیانت جعده “ام بکر” دختر مسور چنین نقل کرده: 

«بارها به امام سم خورانده شد، هربار از آن رهایی می یافت، تا آنکه مرتبه آخر سم بقدری شدید بود که پاره های جگر اما از گلویشان خارج می شد».

آری اگر یاور “امام” که تنهاترین حامی و هادی و ناجی انسان از فتنه ها و گرفتاریهاست، افرادی باشند که از کسی بغیر از امام اطاعت کرده به هر زرق و برقی فریفته و به هرمقام و موقعیتی شیفته گردند و ارزش وجودی خود را ندانند و موضع گیری و موقعیت شناسی نداشته باشند و دنیا و راحتی هایش را بر کار و تلاش و خدمت به امام ترجیح دهند:

روزی فرق امام شکافته می شود…
روزی جگر مبارک امام بیرون می ریزد…
روزی سر مبارک امام بریده می شود…

….و چنین امتداد یافته و روزی چون امروز فرا میرسد که بشر در فلاکت و عقوبت بی امامی دست و پا میزند و امام عصر(ع) بیش از هزار سال پشت پرده غیبت می ماند و غریبانه بر حال این امت میگرید و از روی رأفت و مهربانی و شفقت و دلسوزی استغفار بر گناهانشان میکند و درنهایت اضطراب و غربت، منتظر می ماند تا بلکه این امت از وقایع و سالروز شهادت امامان شیعه پندی بگیرند و عبرتی کسب کنند و به فکر سعادت دنیا و آخرت خود افتاده و نیاز به امام را به مانند نیاز به آب حیاتی حس کنند و آنگاه عاجزانه در انتظار و طلب ماءمعین استغفار واستغاثه و اجتهاد نمایند…

۲۰۱۱۰۱۳۱۱۴۱۳۰۷۸۴۵_۰۰۳

مطالعه بیشتر