سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

فجر…

image_pdfimage_print

“فجر” کلمه ای آشنا، اما در هاله ای غربت است که با درک معنی و مصادیق مختلفش می توان به عظمت این کلمه پی برد که از جمله مواردی است که خداوند متعال در قرآن بدان قسم خورده است.

“فجر” به معنای شکفتن و دریدن، سپیده دم، روشنایی، تغییر ماهیت و دگرگونی می باشد و در اصل زمانی می توان این واژه را به کار برد که یک شیء طی یک مقطع زمانی صیرورت ظاهری و باطنی یابد و ماهیت بعد از شکفتنش با ماهیت قبل از آن، متفاوت بوده و به طور کلی تغییر یابد که غیر از این، به کار بستن فجر، صادق نمی باشد.

نکته ی لطیف و ظریفی که در واژه ی “فجر” نهفته، اینکه هر حرکت طولی و کمال طولی که فجری در آن اتفاق افتاد، متحرک را تبدیل به سنخ و جنس دیگری می نماید یعنی ماهیت قبلی اش از میان رفته و ماهیت جدیدی خلق و ایجاد می گردد،به عنوان مثال: زمان به هنگام فجر ، ماهیتش را که شب بود و تاریکی، از دست داده و با ماهیت جدید و جنس دیگر که روز است و روشنایی حرکت خود را ادامه می دهد و به همین دلیل است که شب و روز جزو آیات و مخلوقات الهی محسوب می شوند و هر یک با کارکرد و ویژگی های خاص، موهبت های منحصر به خود را برای بشر ارزانی می دارند، شب، سکوت و آرامش و روز، تلاش و کوشش و سعی را به انسان هدیه می کند.

فجر می تواند با این معنا، مصادیق مختلفی داشته باشد از جمله:
از بعد تاریخی، مبعث حضرت پیامبر فجری بود که در عصر جاهلی آن روز عربستان درخشید و تاریکی جهل را با نور وحی از بین برد.
از بعد شخصیتی، توبه جناب حرّ او را از مرز کفر و دوزخ به سمت توحید و جنات نعیم کشاند و حرّ بعد از توبه همان حرّ قبل از توبه نبود بلکه کاملاً متحول شده و صیرورت یافته بود.
یا در طبیعت، کرم ابریشم با خروج از پیله تبدیل به موجودی به نام پروانه می شود که موجودیتش با موجودیت داخل پیله کاملاً متفاوت است.
در بعد علمی، اگر انسان در طی مقدمات و تلاش و کوشش علمی، شخصیت و وجهه ی دیگر یابد، این فجر است و شکفته شدن.
پس در هر اتفاق و رویدادی که تغییر ماهیت و موجودیت نیز اتفاق افتد در آن فجر به معنای صادق و حقیقی اش به وقوع می پیوندد.

لذا فجر مقدمه و نکته ی عطف بر یک حیات و آغاز و شروعی تازه است و هیچ تکرار و هم سنخی و هم جنسی با گذشته در آن راه ندارد.

♦ شکستن مرزهای خودخواهی، قوم گرایی و تعصب، و رسیدن به عاطفه و حق گرایی و غیرت دینی فجر است…
♦ دریدن پرده های نفاق و دشمنی و ایجاد محبت و دوستی و مودت، فجر است…
♦برائت و انزجار از آزار و غصب و بی وفایی و کتمان حق و داشتن تولی و پذیرش، آشتی و صلح، فجر است…
♦کشیده شدن سرمه بصیرت بر دیدگان و از بین بردن نابینایی فجر است…
♦رهایی از اسارت و استعمار و زمزمه ی نغمه ی آزادی فجر است…
♦بارش باران رحمت و شسته شدن زمین از پلیدی ها، فجر است…
♦زدوده شدن موانع فهم و استماع و صیرورت یافتن با کسب عوامل فهم و استماع، فجر است…
♦افتراق و دوری از خواب غفلت و بیدار شدن و آگاهانه زیستن، فجر است…
♦توبه و دست شستن از گناه و ورود به جرگه بندگی و اطاعت، فجر است…
♦پاک شدن کعبه ی دل از بتهای زر و زور و تزویر، و دل حرم الهی شدن، فجر است…
♦انجماد و وحشت شب را با حرارت و امنیت روز آب کردن، فجر است…
♦شکستن سکوت و فریاد بر سر ظالم و روزگار ستم و دفاع از مظلوم، فجر است…
♦زنجیرهای نا امیدی را گسستن و و دیوارهای سنگی را شکستن و گشودن پنجره های امید، فجر است…
♦گرفتن معنای کامل زیستن از خان و ارباب و خودبیگانگی و دادن معنای آزادی به بندگی و عبودیت خدا، فجر است…
♦برافراشته شدن پرچم عدالت و سرنگونی پرچم ظلم و ستم، برای دنیا فجر است…

و نمونه ای از “فجر” در سه دهه ی قبل یعنی در سال ۱۳۵۶ به وقوع پیوست که طی آن کاخ های سرکش ظلم و استبداد توسط کوخ نشینان ویران شد و ماهیتی جدید برای ایران به نام انقلاب اسلامی پدید گشت.

امید است فجر صادق که همان ظهور و انقلاب آخرین حجت روی زمین حضرت مهدی (عج) و آغاز دولت کریمه می باشد با تحول و دگرگونی و انقلاب درونی یاران و منتظرانش عن قریب به وقوع بپیوندد.