سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

فراموشی غدیر؛ ظلم به طبیعت…

image_pdfimage_print

چنانچه از موضوع غدیر و مباحث و آیات و روایات  پیرامون آن برمی آید، فلسفه و علت وقوع غدیر معرفی حجت خدا بر روی زمین و اتمام نعمت و اکمال دین است. و علت همه جانفشانی هایی که در طول تاریخ توسط اولیای الهی صورت گرفته، همه برای تحقق فلسفه این امر مهم است.

اتمام و اکمال دو مقوله ی متفاوت ولی مشروط به هم می باشند. مثالی برای روشن شدن تفاوت این دو واژه اینکه: تمام شدن برای  خانه زمانی بکارگرفته می شود که شرایط لازم برای سکنی گزیدن آن خانه  فراهم شود، اما اکمال یک خانه در سکونت یافتن فرد یا خانواده ای در آن است که هدف از ساختنش بود؛ پس اتمام یعنی فراهم شدن لوازم و امکانات  و اکمال یعنی به هدف رسیدن توسط آن لوازمات، یا به سر منزل مقصود رسیدن.

قطع یقین آنچه تا کنون باعث عدم محقق شدن فلسفه غدیر شده است، فراموشی غدیر و ظلم در حق این واقعه مهم است، ظلم در حق امام، ظلم در حق بشریت، ظلمی که حتی برتمامی جهان خاکی  نیز تاثیر گذاشت، به عبارتی ظلم در حق طبیعت که نگذاشت آسمان و زمین برکات خود را ظاهر سازند، بی توجهی ها و بی مهری هایی که در قبال غدیر در طول سالها شده، خسارت جبران ناپذیری در رشد معنوی انسانها به جای گذاشته است.

دوری از ولایت و یا در مقطعی حذف آن، و دنیا  را بی امام و  با دید  محدود غیر معصومی و زمینی نگریستن، نعمت ها را ضایع کردن  به تمام معنی از آنها بهره نجستن است، حضرت علی(ع) فرمودند:

« لَو أَنَّ الأمـهَ مُنـذُ قُبِـَض رسـول الله (صلی الله علیه وآله) اِتَّبِعُونی وأَطاعونــی، لَأَکَلُوا مِن فَوقِهِم و مِن تَحتِ أرجُلِهِم»

«اگر پس از شهادت رسول خدا (ص) امت از من پیروی و اطاعت می کردند به یقین از بالای سر و زیر پای خود از نعمت خدای متعال بهره مند می شدند». اما  انسان که از تمامیت نعمت برخوردار شد و آنها را در طول رسیدن به کمال مورد نظر بهره نجست، از اثرات اتمام نعمت و اکمال دین در زندگی چیزی نخواهد دید و شاید در گروه کسانی خواهد شد که بانگ  برخواهند آورد:

«ان تَقُولَ نَفسٌ یا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللّه و إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السّاخرین» (۵۶/ زمر) (روزى که هر کسى به خود می گوید: وا حسرتا بر من از آن ستم‏ ها که به درگاه خدا روا داشتم، اعتراف می کنم که به راستى از مسخره کنندگان بودم )(۵۶).

اما  آنها که غدیر را پاس داشته و منزلتش را ارج مینهند ، قدم در شاهراه حیات مطلوبی گذاشته و میدانند در بدترین غوغا هم، به مقصد اصلی خواهد رسید.

اما در اینکه چرا با ولایت  اتمام نعمت و اکمال دین میسور شد به این دلیل است که این سیستم ایجاد شده بهترین و بالاترین نعمتی است که می تواند تمام ذخایر و توانائی های انسان را شکفته و در بارور کردن آن بصورت  تمام و کمال ، یاریگر انسان باشد، در حقیقت ولایت متمّ سرمایه های وجودی انسان است و پرورش دهنده ی انسان هایی چون  ابوذرها و مقدادها و عمارها…

پس امروز اگر شخصیت هایی چون سلمان و ابوذر و مقداد نیستند، ظلم در حق ولایت و غدیر است که عامل رکود و پس رفت های غمبار است، انسان  به جای بیرون آمدن از ظلمت ها، سر در لاک غریزه ها کرده و زندگی خود را با معیارهای کوتاه و محدود سنجیده و روحش به کم، راضی و اقناع می شود، زیرا وسعت و امتداد وجودیش را گم کرده و غدیر را که به او بقاء و نهایت می بخشد فراموش کرده است.

اگر غدیر مورد ظلم واقع نگردد و حاکمیت حق  به جای باطل بنشیند، درسایه ی حکوت ولایی، انسان از چنان عظمتی برخوردار خواهد شد و چنان از دنیای حقارت ها خواهد رهید که دیگر این رفاه و آسایش و امنیت نیز او را قانع نکرده بلکه بیشتر از اینها را خواستار خواهد شد که غدیر و فلسفه ی آن چیزی جز این نیست و هرکس خواهان رهایی از اسارت ها و قیودات و زنجیرهای حیات مادیست ، به جز عبور از شاهراه غدیر برایش مسیری گسترده نشده است…

 

 

استفاده شده از جلسات سحاب اندیشه ، مبحث شهود غدیر