سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

قسم به زمان!

image_pdfimage_print

“والعصر” [قسم به زمان] این یکی از قسم های خداوند در قرآن است که بیانگر تقدس زمان می باشد. و طبق این آیه به صراحت میتوان بیان داشت که زمان به عنوان مخلوق الهی نباید مورد اتهام قرار گرفته و مقصر دانسته شود . چرا که این انسان است که در زمان و مقاطع مختلف ، مورد هجوم نفس و شیاطین انسی و جنی قرار گرفته و متضرر میشود.
برخی از افراد با اعتقاد به نحس بودن ایام خاص ، از یکسری کار ها (مثلاً: رفتن به صله ارحام یا زیارت اموات ) اجتناب کرده و برای بر طرف نمودن نحوست فرضی ، به انجام کارهایی مبادرت می ورزند . در حالیکه این عملکرد انسانهاست که روز را مبارک و یا شوم و نا مبارک می گرداند.
بطور طبیعی در انسان گرایشهایی وجود دارد که با حرکت به سمت و سوی آنها ، نوع عملکردش تعیین می گردد. لذا ارزشمندی این گرایشهاست که حرکت او را با ارزش و نتیجه ی حرکتش را نیکو و زمان حرکتش را مبارک خواهد نمود .
پس بر این انسان است که گرایشهای خود را همواره بسنجد و آن ها را ارزیابی نماید تا از نحوسات عمل نسنجیده و بی ارزش سالم بماند . نا گفته نماند که انتخاب زمان مناسب ، قسمت قابل توجهی را برای مبارک کردن زمان به خود اختصاص میدهد . یک مثال ساده : اگر یک فرد علاقه مند به تعقیبات نماز و مستحبات آن، در زمان رسیدگی به اموراتی که شخص دیگری ذی حق است انجام بدهد ، قطعاً عمل او در آن زمان شوم بوده و مبارکی خود را از دست خواهد داد، و اثرات سوء آن بر فرد غالب خواهد شد.
ماه صفر از جمله ایامی است که در فکر عوامانه مردم به صورت نحس جلوه گر شده است . در حالیکه اگر توصیه هایی در این باب از قبیل دادن صدقه در هر روز ، خواندن دعای « یا شدید القوی …» و … گردیده است ، بخاطر شدت بلایی است که در این ماه بر امت حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارد آمده که آن هم نیست مگر شهادت حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، که در زیارت منصوب به آن حضرت در روز شنبه نیز بیان گردیده است : « اصبنا بک یا حبیب قلوبنا فما اعظم المصیبه بک حیث انقطع عنا الوحی و حیث فقدناک…» پس نمی توان شکست ها و حالات و روحیات منفی که زائیده و نتیجه عملکرد فرد است را به زمان نسبت داد و این مخلوق مقدس را که خداوند به آن قسم یاد نموده نحس قلمداد کرد. منظور از یوم نحس در آیه ۱۹ مبارکه قمر شوم و نحس شدن روز به دلیل اتفاقات و بلایایی است که خداوند بر قوم عاد فرو فرستاد .
و در روایتی از حسن بن مسعود نقل شده است که: به محضر امام علی النقی (علیه السلام ) مشرف شدم ، در راه انگشتم زخم برداشت و سواری بر من تنه زد و به میان جمع انبوه وارد شدم که قسمتی از لباسم را پاره کردند؛ گفتم : « کفانی الله شرک من یوم فما أیشمک » ای روز ، خدا مرا از شر تو کفایت کند چه روز شومی !؟ امام چون این شنید فرمود : “یا حسن هذا و انت تغشا نا ترمی بذنبک من لاذنب له ” ای حسن پیش ما می آیی و گناه خویش را به کسی بیگناه نسبت می دهی ؟!
گوید : عقل من به خودم برگشت و متوجه خطای خود شدم ، گفتم : آقای من از خدا آمرزش می خواهم . فرمود : ” یا حسن ما ذنب الایام حتی صرتم نتشئمون بها اذا جوزیتم باعمالکم فیها “« ای حسن روز ها چه گناهی دارند که چون با اعمالتان مجازات می شوید روزها را شوم می پندارید» … فرمود :” لا تعد و لا تجعل للایام صنعا فی حکم الله قال الحسن : بلی یا مولای”. « دیگر چنین مگو وروز ها را در کار خدا دخیل ندان ، گفت: چشم »