سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

قفل بزرگ چرا؟

image_pdfimage_print

آنچه امروز بیشتر جوانان را از درک حقایق بازداشته و آنها را به سمت و سوی دین گریزی می کشاند؛ چراهایی است که در برابر برخی مسائل دینی طرح می نمایند.
مسایل دینی جزء آن دسته مسایلی است که اگر بخواهیم برای تمامی سؤالات آن پاسخ پیدا کنیم و دلیل و برهان بیابیم از حرکت ایستاده و مشکل را چند برابر خواهیم نمود.امّا این مطلب هم بدین معنی نیست که هر چیزی را بدون چون و چرا قبول قبول کرده و در آن مورد تفقّه و تفحّص نداشته باشیم؛چرا که اسلام به تفقه در دین توصیه های فراوانی نموده است.
قبول این حقیقت که برخی مسائل دینی را نمی توان جز با ایمان و اعتقاد و اطمینان پذیرفت، کار انسان را سهل و او را در این مسیر یاری خواهد نمود. آیه شریفه « الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ …» حاکی از این موارد است که خداوند متعال در قرآن در احوال متقین بیان فرموده است.
«غیب» به معنای چیزی است که در تحت حسّ و درک آدمی قرار ندارد، که می تواند مصادیق مختلفی داشته باشد،از جمله:دعا،استجابت دعا، بداء، معجزه بودن قرآن، معاد، معراج و… که اکثریت با این امور غیبی مشکل نداشته و در صدد دلیل و برهان هم نیستند.
بنابراین دین مقوله ای نیست که آنچه را با عقل بشریت هم خوانی داشته قبول کنیم و آنچه را در عقل و فهم نمی گنجد ردش نمائیم یا با «چرا» در آن موضوع توقف ایجاد نموده و موجبات خسارت معنوی خویش را فراهم آوریم.البته این نکته نیز حائز اهمیت می باشد که «عقل» اگر در محدوده خویش خوب رشد کند و سلامت خود را حفظ نماید؛ هر چه را به عنوان مسئله دینی بصورت غیبی یا مشهود پیدا بیابد، آنرا پذیرفته و مشکلی نخواهد داشت.چرا که حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «العَقلُ ما عُبِد بِهِ الرَّحمن وَاکتُسِبت بِه الجَنان» پس اگر بعضی مسائل با عقل تحلیل نشده و به راحتی قلم روی آن زده می شود، این خود نشان دهنده ناسالم بودن عقل است.
در آیه ۲۴ سوره مبارکه «محمّد» خداوند می فرمایند:«أَفَلَا یَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»، با توجه به عمومیت داشتن آیات قرآن و مختص ندانستن به زمانهای خاص و شأن نزول، میتوان گفت ، کسانی که بعد از پذیرش قرآن ، تسویلات و تزویرات شیطانی آنها را با عناوین مختلفی از جمله طرح چراها از حقیقت دورشان میکنند ، میتوانند مصداق این آیه شده و خطری بزرگ ، ایمان آنها را تهدید میکند.
در ادامه این مطلب شایان ذکر است که هدف از این گفتار توصیه به عقب نشینی در برابر امور غیبی نیست ، چون طرح سؤال و اشکال، همیشه مورد تأیید و این خود محرک بشر بسوی تحقیق بیشتر است ، اما سؤال و ماندن در شک آنگاه مذموم است که انسان را گرفتار و سرگرم خود کند و آخرین مرحله سیر فکری ، دو دلی و ردّ برخی از مسائل را سبب شود،که این برخلاف تفقّه [مقدمه کمال] بوده و بسیار مخرب می باشد.
“سؤال” و “چرا” گفتن ها اگر پلی برای رسیدن به مطلوب گردد بسیار عالی است؛ اما اگر توقفگاه انسان باشد اثر بدی داشته و آفت بزرگی خواهد شد.
جا دارد از محافلی یاد شود که با تشکیل جلسات و گفتمان های دینی درصدد پاسخگویی سؤالات دینی جوانان بوده و آنها را به تفقه و تفکر در این موارد وا داشته و احادیث ائمه اطهار در آن مجالس و نشستها بیان می گردد .
که جوانان عزیز می توانند با مراجعه به اینگونه برنامه ها ، خود را از آفتهای سؤالات بی جواب مصون داشته و به مسائل و امور دینی آشنایی و اشرافیت بیشتری داشته باشند .
لذا هدف از این مقاله آن است که ذهنیت حاکم بر اکثر جوانان را سر و سامان داده و روشن شود که به نیازهای موجود برای رشد و تکامل معنوی از طریق دین می شود جواب یافت و اگر استدلال یابی نشد و درصدد کشف فلسفه آنها نتوانستیم برآئیم ، آنها را ارج نهیم و منکر آنها نگردیم و آن امور را «اساطیر الاولین» نام نهیم که چه بسا فهم برخی مسائلی که اذعان به فهم آنها کرده ایم و مشکلی نداریم ، رضایت از دلایلی باشد که آنرا فهم تلقی میکنیم .
اگر دقت کنیم این پذیرش است که به همان فطرت انسان بر میگردد و دین نیز کاملا مطابق و همگون آن می باشد، باید قبول کرد، تمام برنامه های دینی که با پندارهای ما منطبق نیستند قابل نفی نمی باشد. نفی مسائل از سر جهل خیلی سخیف تر و فروتر از اعتراف به نادانی است .
اگر دیده میشود که مسائلی چون : وجوب نماز ، تعداد رکعات نماز ، وقت و زمان نماز و روزه ، علت وجوب حجاب برای خانم ها ، انجام غسل و وضو ، واجبات وجوهات شرعی ، و دهها مسائل دیگر به علت عدم تفهیم از سوی افراد از اهمیت ساقط شده و رو به تعطیلی می رود ، به جرأت میتوان گفت که این یکی از راه های گمراهی توسط شیطان و شیطان صفتان می باشد ، چراکه اگر به سراغ ضمیر این افراد برویم خواهیم دید که به اموری مانند : دعا ، خدا ، پیامبر ، نذر و … را که از مصادیق امور غیبی می باشد ، ایمان و اعتقاد دارند و ارزش محسوب میکنند .. حال چگونه است که این افراد آن دسته مسائل که کمی زحمت و مخالفت با نفس را می طلبد به دلایل واهی رد می کنند ؟؟
خداوند متعال تمامی آیاتش را برای تعقل بشر ، تبیین فرموده است : « کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ »
و چه بسا این افراد نمی دانند این نوع نگرش از جهان بینی به نام ماتریالیسم است که علم را عامل نسخ مسائل ماوراءالطبیعه و غیب می کند، سرچشمه می گیرد و جهت دهی به دین و تجزیه و تحلیل دین از روی این دیدگاه اثری جز انحراف و دوری از دین در پی ندارد . اگر این نوع نگرش وجود دارد باید به دنبال درمان رفت و قبل از آن ریشه یابی نمود ، چراکه چنانچه بیان گردید ، دین امری طبیعی است و انسان کشش فطری بسوی آن دارد . در خاتمه به چند مورد از مواردی که می تواند زمینه ساز این تفکر باشد اشاره می گردد :
۱) ضعف بنیه دینی خانواده و محیط پیرامون آن
۲) عدم آگاهی و معرفت لازم از دین و دینداری
۳) تبلیغات ضد دینی رسانه های مخالف دین
۴) داشتن جذبه قوی این دیدگاه ها و تمایل نفس به آسانی و راحتی
۵) کمبود مراکز غنی از معارف دینی و مکتب ناب امام جعفر صادق (ع)
به امید ظهور حضرت بقیه الله الاعظم همان روزی که دین به عنوان برنامه کامل و جامع رشد و سعادت انسان از سوی همگان پذیرفته خواهد شد.
اَینَ المومَّلُ لاِحیاءِ الکِتابِ و حُدوُده ..