سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

قناعت به دنیا یا قناعت در دنیا

image_pdfimage_print

در میان ادیان، اسلام دین کاملی است که برای تمامی ابعاد حیات انسان دارای مدل و طرح می باشد و از آنجا که خداوند متعال در نهاد بشر قوا و غرایز متفاوتی را نهاده است در این دین برای استفاده از این غرایز و قوه ها دستور و الگوهایی قرار داده تا بتواند با رجوع به پیام آوران دین الهی، مسیر تکامل خود را یافته و در زندگی هم از حیث مادی و معنوی به سعادت و موفقیت دست یابد.
یکی از برنامه هایی که در دین برای سعادت بشر وضع شده است موضوع “قناعت” است. قناعت یعنی رضایت از روزی خداوند اگرچه کم باشد. قناعت با تلاش وکوشش هیچ مغایرتی نداشته و صرفا جهت حفظ انسان از افتادن به دام حرص و طمع توصیه شده است تا انسان با در پیش گرفتن روش اعتدال و میانه روی، در برابر طغیان و سرکشی مقاومت کرده و از مسیر رشد و کمال منحرف نشود. انسان برای اینکه مصادیق آسایش و آرامش را درست تشخیص دهد، باید به یقین بداند که ثمره قناعت، آسایش و راحتی است و کسی که صاحب این ویژگی ممتاز است چون زندگی خویش را براساس قناعت مدیرت می کند، کمبودها و نیاز به دیگران در زندگیش راه نداشته و راحتی و آرامش را از آن خود می کند. رسول خدا(ص) فرمودند: «القناعه راحه». لذا اکتفا نمودن به زندگی با معیارها و سنجشهای دینی همان بکارگیری قناعت در زندگی است که انسان با این روش و بینش، بیشترین آرامش و آسایش را در زندگی تجربه خواهد کرد و از اضطراب و اسارت تکاثر مصون خواهد بود.
اما این ویژگی در نگاهی دیگر و از بعدی دیگر بسیار مذموم و نهی شده است. بدینگونه که قناعت در کارهای خیر و قناعت به آسایش و امکانات فانی دنیا در مقایسه با نعمتهای باقی، مسئله ای است که انسان را از حرکت و تلاش و رشد بازداشته و رکود و خسارت برای انسان به بار خواهد آورد. انسان در راه رسیدن به درجات ایمان و پاداشهای اخروی به عمل اندک نباید قانع شود چراکه ارزش و بهای او “بهشت” و بلکه بالاتر از آن است؛ خداوند متعال در آیه ۳۸ سوره توبه می فرماید:

« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ قَلیلٌ ».

دنیا و اکتفا به مواهب دنیوی با عمل ناچیز، کم همتی و ناچیز شمردن قدر و منزلت خویشتن است؛ در روایتی چنین آمده: هنگامی که رسول خدا(ص) بصورت خائفاً یترقّب به سمت مدینه مى‏آمدند مردی او را یاری رسانده بود، بعدها آن مرد پیامبر را در مقام بالایی دید، فکر کرد که چه چیزى از حضرت بخواهد، لذا نزد رسولخدا(ص) آمد و گفت یا رسول اللَّه مرا مى‏شناسید؟ حضرت پرسیدند تو کیستى؟ گفت من همان کسى هستم که فلان روز بر من وارد شدید و من شما را کمک نمودم. حضرت فرمودند چه مى‏خواهى؟ خوب فکر کرد، گفت: صد تا شتر با ساربان. حضرت سر فرو انداختند و گفتند حاجتش را بدهید. و بعد فرمودند چه شده که این مرد از آن پیرزن یهودى همتش کمتر شده؟ و اشاره فرمودند که وقتى برادرم موسى مى‏خواست از مصر بیرون بیاید مأمور شد که جنازه‏ى یوسف را با خود ببرد. گفتند پیرزن بنى اسرائیلی است که خبر دارد، موسى آمد و به او گفت مادر مى‏دانى آن جنازه کجاست؟ گفت: بله. موسى گفت نشانم بده هر چه بخواهى مى‏دهیم؛ پیرزن گفت: لا عَلى شَرْطى؛ یعنى هر چه من مى‏خواهم. موسى متحیر شد که خطاب آمد قبول کن، تو نمى‏دهى ما مى‏دهیم.سپس پیرزن گفت: اینکه در رتبه‏ى تو باشم ». پس کسب مدارج و مراتب ایمانی با قناعت به مواهب و امکانات دنیوی حاصل نمیگردد و قانع شدن در این امور به ضرر انسان تمام خواهد شد بلکه تلاش وسبقت در کارهای خیر با ابزار دنیایی، نردبانی است برای کسب مقامات معنوی و دینی.