سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ماجرائی عجیب در عاقبت بخیری

image_pdfimage_print

جنگ احد آرام آرام شروع می شد، تا اینکه هفدهم شوال سال سوم هجری که مصادف با روز شنبه بود فرا رسید، در این روز شخصی بنام “مُخَیْریق” که از بزرگان یهود بود به یهودیان گفت: امروز پیامبری که داعیه توحید دارد، در مقابل مشرکان تنهاست و ما یهودیان که حقانیّت او را اقرار می کنیم، باید به کمک و یاریش مهیا شویم، یهودیان مدینه در پاسخ گفتند: امروز روز شنبه است و کار کردن در آن برای یهودیان جایز نیست. مخیریق گفت: حکمت تعطیلی کسب وکار در روز شنبه اشتغال به عبادت است، یعنی اگر در روز شنبه کار برای ما ممنوع شده به این علت بوده که در آنروز فارغ از فکر و دغدغه ی کسب و کار و تجارت، به عبادت بپر دازیم، و امروز یاری این پیامبر ، برترین عبادت محسوب می شود. یهودیان این موعظه بحق او را نپذیرفتند؛ در نتیجه مخیریق صبح روز شنبه ۱۷ شوال شخصاً نزد حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) رفته و با حضور خود اعلام وفاداری و نصرت به آن حضرت کرده و گفت: یا رسول الله! در صورتی که در راه کمک تو در این جنگ کشته شدم، هفت باغ که در تملک من است، به شما بخشیدم تا بدست یهودیان نیفتد، یاران و اعوان حضرت بر این ماجرا شهادت دادند تا اینکه مخیریق در حین نبرد و قبل از ظهر همان روز شهید شد و حضرت در حق او فرمود: اگر می خواهید کسی را ببینید که بدون خواندن رکعتی نماز به بهشت می رود به مخیریق بنگرید.
بعد از شهادت مخیریق این باغهای هفتگانه که در منطقه ای خوش آب و هوا در اطراف مدینه بنام «عوالی» واقع بود، به رسولخدا(صلی الله علیه و آله) تعلق گرفت. درآمد این باغها از سال سوم تا هفتم هجری میان نیازمندان از بنی هاشم و فرزندان جناب عبدالمطلب تقسیم می گردید تا اینکه در سال هفتم هجری حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) این باغها را به تنها دخترش حضرت فاطمه(سلام الله علیه) اهداء فرمود.
    حال به نظر شما رمز عاقبت بخیری مخیریق در چه بود؟