سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ماجرای روزنامه دیواری!!!

image_pdfimage_print

درآستانه اربعین حسینی دلتنگ و خسته و مأیوس همچنان دنبال جواب سؤال خود بودم که چرا فاجعه عاشورا بوجود آمد و چه شد که اباعبداله الحسین(علیه السلام) به فجیع ترین وضعی در قتلگاه به شهادت رسید و چه گروهی آن حضرت را مظلوم نمودند برای رفع دلتنگی و خستگی به مرکز یکی از کانون‌های فرهنگی شهر رفته تا با دوستان دیداری تازه کنم و با مشغله فکری خود در حال ورود به طبقه دوم بودم که ناگهان نوشته‌ای در روزنامه دیواری توجه مرا جلب کرد

چند گناه کوچک، از همان هایی که هر کدام ما ممکن است انجامش دهیم و فاجعه‌ای بزرگ را باعث شوند؛ گناهانی که فاجعه کربلا را باعث شد

این نوشته کوتاه و متین مرا وادار کرد تا در مقابل روزنامه دیواری ایستاده و آنرا تماشا کنم و حاصل تماشای مشاهده؛ چندین مطلب کوتاه، زیبا و جذاب بود و هر کدام با کلماتی مثل دروغ، طمع، شهوت، غرور، تنبلی، خشم، هر رهگذری را به سوی خود جلب می‌کرد تا دقایقی ایستاده و متن زیر کلمه را بخوانند و من هم مثل دیگران ایستاده و با خواندن مطالب متوجه شدم که گناه شریح قاضی دروغ، گناه عمرسعد طمع، گناه شبث بن ربعی شهوت، گناه حرمله غرور، گناه سلیمان بن صرد خزاعی تنبلی و گناه شمر خشم بود!
آری در مطلب شهوت، ماجرای شبث بن ربعی مطرح شده بود که او با شهادت مسلم بن عوسجه از خیمه خود بیرون آمده و چند قطره اشک در فراق او ریخته و به خیمه اش باز می‌گردد و در مقابل سؤال و تعجب یکی از افراد ابن زیاد که چرا گریه می‌کنی ؟‍ چرا در بین سپاه اباعبدا… الحسین قرار نگرفته‌ای؟ یکی از دوستان شبث بن ربعی جواب می‌دهد :
ابن زیاد شبث بن ربعی را تهدید کرده بود که اگر به سپاه حضرت امام حسین(علیه السلام) بپیوندی کنیزانت را می‌ستانم !
به هر حال حضور در مرکز کانون و مشاهده روزنامه دیواری برایم بسیار با برکت شد و دلتنگی و خستگی‌ام آرام گشت و با یافتن جواب سؤال مهم خود به رسم تشکر دنبال یافتن تنظیم کنندگان این روزنامه بودم که «گروه مبین» را در پایین روزنامه دیده فلذا بر این گروه فرهیخته دست مریزاد گفته و از خداوند متعال توفیق و تعالی بیشتر را بر یکایک اعضاء آن خواستارم.