سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

محبّ و شیعه از دیدگاه امام حسن عسگری(ع)

image_pdfimage_print

تمامی انسانهایی که به جرگه ایمان ورود نمودند سعی در منسوب شدن به والیان امر منتصب شده از جانب خدای متعال دارند. نسب و مقام شیعه بسیار نسب بزرگ و والایی است و این میسر نمی شود مگر با شناخت اولیاء و پیشوایان دینی و اطاعت از اوامر و نواهی آن بزرگواران و الگو و سرمشق قرار دادن و متمسک شدن به سیره عملى و انتخاب سبک و شیوه زندگی بر طبق نظر و خواسته ایشان.
مصداقی که قرآن برای شیعه بیان فرموده است حضرت ابراهیم(ع) می باشد:

« وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لابراهِیمَ »(صافات/۸۳)

«و بى گمان ابراهیم(علیه السلام) از پیروان او [نوح(علیه السلام)] است»

یعنى حضرت ابراهیم(علیه السلام) درست همان راهى را مى‌پیمود که حضرت نوح(علیه السلام) پیموده بود و این یعنی مسئولیت شیعه بودن. اما محبّ اهل بیت(علیهم السلام) بودن غیر از شیعه بودن است و باید این دو مقوله را از یکدیگر تفکیک نمود و سعی در شیعه بودن برای امامان(ع) شد. چنانچه گفته شد شیعه جایگاه خاصی داشته و هرکس مدعی آن گردد می بایست حق آنرا نیز بصورت تمام و کمال ادا نماید، زیرا در روایات آمده که آنانکه ادعای شیعه بودن کردند اما در واقع محبّ اهل بیت بودند ادعایشان موجبات ناراحتی حضرات معصومین(ع) را فراهم آورده است و آن بزرگوران از جناب سلمان و مقداد و ابوذر و عمار (رضوان الله تعالی علیهم) به عنوان شیعیان حقیقی نام بردند که دقیقاً پا در جا پای امام و مولایشان حضرت علی(ع) گذاشتند و از خود هیچ رد پایی بجای ننهادند.
امام حسن عسگری(ع) در روایتی شیعیان را چنین معرفی فرمودند:«انَّ شیعتَنا هُمُ الّذین یتَّبِعون آثارنا و یُطیعونا فی جمیعِ اوامرِنا و نواهینا فاولئکَ شیعتنا فامّا مَنَْ خالفَنا فی کثیر ممّا فرضهُ الله علیه فَلَََیْسُوا مِنْ شیعتنا» «همانا شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند». (بحارالانوار، ج ۶۵، ص۱۶۲).
اما محبّ طبق روایات کسی است که در اصل دوستدارآل محمّد ودوستدار دوستان ائمه اطهار(ع) و دشمن با دشمنان ایشان است و امکان خطا و گناه در اعمالش وجود دارد که این موارد منفی لطمه ای به محبّ بودن او نمی رساند در حالیکه کوچکترین خطا از شیعه، شیعه گری را آفت زده می کند. محبّ در روایتی از پیامبر(ص) چنین معرفی شده است:
«…وَارْفُقْ بمُحبِّ آل محمدٍ فانَّه ان تزِلَّ لَهُمْ قدمُ بِکَثرهِ ذنوبهِم ثبتَتْ لهُم اُخری بمحبَّتِهِمْ فانَّ محبُّهُمْ یعودُ الی الجنّه و مبْغِضُهُمْ یعودُ الی النّار»

« مدارا کن با محبّ آل محمد پس همانا اگر یک قدم او به کثرت گناهان بلغزد قدم دیگرش او را ثابت نگه خواهد داشت، همانا محبّ ایشان بسوی بهشت بازمیگردد و مبغض ایشان بسوی آتش».

(بحار الانوار/ج۶۵/ص۱۳۱)

اما آنچه که از تفاوت این دو مقوله باید بعنوان یک نکته کاربردی بکار گرفته شود شیعه شدن و شیعه بودن و شیعه ماندن برای امامان(ع) است؛ زیرا در این حالت است که حق آن بزرگواران ادا شده و موجبات رضایت و خشنودی آنان فراهم خواهد شد و گرنه محبّ بودن خیلی سهل می باشد چون خداوند متعال محبت آنان را بصورت فطری در نهاد مومنین قرار داده است، پس می بایست این سرمایه عظیم مومنین را بسوی شیعه گری و شیعه پروری رهنمون گردد و آن بزرگواران را از غربت و مظلومیتی که سالهاست بر آنان حاکم گشته برهاند و دولت عدالت گستر جهانی که آرزوی همه ایشان بود به منصه ظهور برسد.
روزهای ولادت و شهادت امامان شیعه فرصتی است برای تجدید موقعیت انسان در برابر نعمت عظمای ولایت، تا چنانچه تاکنون در ردیف محبّین ایشان قرار داشت عهدی دیگر بندد و با استعانت از خود ایشان، خویش را در ردیف شیعیانشان جای دهد تا هم سعادت دنیا را بدست آورد و هم آخرت را. نمونه ای از احوالات آخرتی شیعیان نیز در دعای ندبه اشاره شده است: «… وَ شیعَتُکَ عَلى مَنابِرَ مِنْ نُورٍ، مُبْیَضَّهً وُجُوهُهُمْ حَوْلى فِى الْجَنَّهِ، وَ هُمْ جیرانى…» «… شیعیان تو (یا علی) در قیامت بر کرسیهاى نور با روى سفید در بهشت اطراف من قرار گرفته¬اند و آنها همسایه من هستند…».

«اللّهُمَّ عجِّل لولیّک الفَرَج واجْعلْنا مِنْ خَیْر اعْوانِهِ و انْصارِهِ و شیعتِهِ بحقِّ محمَّدٍ و عترتِهِ»