سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

مرثیه دوری از خدا…

image_pdfimage_print

روزهای آخر ماه رمضان است  و تا سفره ضیافت خدا گسترده است باید سرمایه جمع کرد، آنانکه کمی هوشیارند و زرنگ بعد از صرف غذا در میهمانی با هماهنگی صاحبخانه، سهمی هم با خود تبرکّا به منزل میبرند، لذا در لحظات آخر باید برای بهره مندی بیشتر از این ضیافت و بردن مواهب این میهمانی به سایر ایام عمر در سال.بیشتر فکر کرد.

با کمی توجه و دقت انسان متوجه می شود که  دنیا و این زندگی با اینهمه شگفتی و زیبایی برای روح انسان خیلی کوچک است و انسان اگر فقط برای این دنیا و در سطح این دنیا زندگی کند روزی چیره و دلخسته میشود، در حالیکه  شبها و روزها و ماهها، پایگاههای سیر و حرکت انسان است، و انسان باید در حال حرکت باشد، لذا  انسان به مکتبی نیاز دارد که در حال سیر باشد و هر لحظه دریافتهای جدید داشته باشد. انسان موجودی است که نباید دوروزش یکی باشد، باید هر روز فهم ها و بهره مندی و سرمایه اش زیاد شود،و دین اسلام میدانی باز کرده که اگر بخواهد، هر لحظه در آن فهم جدید و رزق و روزی جدید برای انسان وجود  خواهد داشت.

شناخت خدا «اللّهمَّ عرِّفنی نفسَک …» سقف ندارد، اگر هر روز هم معرفتی کسب شود باز قله ای برای خداشناسی متصور نیست، پس درحقیقت، خداشناسی انسانی که دردنیا و فقط برای دنیا زندگی میکند، خداشناسی نیست، اقرار است، او در حقیقت میگویدخدا هست اما چگونه هست را نمیداند. خداشناس آنهایی هستند که ترس و خوف و رهبت  و امید دارند و نگاه والاتر از دنیا به زندگی دنیا دارند.

باید توجه داشت که اگر انسان بخواهد حرکتش را از دنیا بیشتر نماید، خدا میتواند وجود انسان را پر کند از ذکری که  تطمئن القلوب است.  پس در عظمت الهی به سرمایه خود نباید قانع شد، در لحظه های آخر  رمضان المبارک بهتر است این خواسته باشد: من آمده ام  از تو ترا میخواهم...

باید اولین هدف این باشد که میخواهم صاحبم را بیابم، همو که در آغوش رحمتش پرورش و رشد یافتم. چون روزی خواهد بود که در لحظه های کنار رفتن پرده ها، انسان چنان معرفتی خواهد یافت که خواهد گفت: وای بر من، من از این خدا عقب ودورافتادم و آنموقع فقط حسرت دامانش را خواهد گرفت …چنانکه در  روایات هم آمده که خدا روز قیامت  چنان تجلی بر گناهکاران دارد که در حد عشق عاشق خدا میشوند و چون خدا اعتنایی به آنها نمی کند، شدت ناراحتیشان  و غم و غصه شان از عذاب آتش جهنم بدتر است. لذا سفارش اکید بر خواندن دعای «اللّهمَّ عرِّفنی نفسَک …» شده است. و در آموزه های دینی است که خداشناسی و شناخت خدا از طرف خداست و باید خودِ خدا، خود را به ما بشناساند. چون صحبت از خدایی است که جهان آفرین است و در جوشن کبیر در شبهای قدر چنین خوانده میشود:

یا من  فی السّماء عظمته، یامن فی الارض دلائله، یا من فی الجبال خزائنه…

که همه کُدی برای خداشناسی است. خدا را طوری باید شناخت که بتوان ادب بندگی و میزان خدا دوستی خود را بحدی رساند که در روزیکه خودم هستم خدا ، سرمایه  خداشناسی ام ، آن لحظه را برایم گوارا کند. باید آنگونه باشم که خدا ببیند که اگر در دنیا بدنبال  شئونات زندگی  میدویدم، یکی از شئونات مهم نیز  این بود که بسوی معرفت  بخدا می دویدم.

تمامی روزها و ایام و ماهها، پایگاهی برای این حرکت و سیر در این مسیر است، واقعا درد و غصه بزرگی است که فقط برای دنیا تلاش  وکسب  روزی کرد و آخرش گذاشت و رفت.

باید این مسیر را چنان پیمود که  قهرمانان توحید رفتند، همانان که در بندگی خدا بزرگ و قوی شدند و خدا به این قهرمانان توحید مواهبی عطا می کند که هر لحظه هایشان کمال و رشد دیگری است

« عَبْدِ أطِعْنِی حَتَّی أجْعَلَکَ مِثْلِی(أوْ مَثَلِی خ ل) أقُولُ لِلشَّیْءِ: کُنْ! فَیَکُونُ. تَقُولُ لِلشَّیْیءِ: کُنْ فَیَکُونُ».

و این مسیر بجز ورود از باب امامت و توسل به آن ذوات مقدس و نورانی امکان پذیر نیست، امامی که در حدیث طارق بن شهاب ۲۰۰ صفت برای ایشان بیان شده است. حجه الله، نورالله، کلمه الله…و در آخردعای اللهم عرفنی نفسک  نیز چنین آمده: اللّهُّم عَرِّفنی حُجّتک فانَّکَ ان لَم تُعَرِّفنی حُجّتک ضللتُ عن دینی…

پس تا سفره برچیده نشده بخواهیم از خدا تا کاسه و جامی از معرفت خودش  و نبیّ و حجتش را بر قلب ما سرازیر نموده  و ادب بندگی و معرفت خودش را به ما احسان نماید و تا نشناخته از این ضیافت عظمی بیرون نرویم، که در حقیقت مرثیه غمناکی است خدانشناسی و دور افتادن از خدایی که خالق و ربّ و معبود من است..