سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

معرفت و محاسبه نفس

image_pdfimage_print

دین قبل از سفارش به «خوب شدن» انسان را به «خود» حقیقی یافتن و شناخت استعدادها و تواناییها توجه میدهد و برای اهمیت دادن به خودشناسی آنرا همردیف معرفت الله بیان میکند: «،من عرف نفسه فقد عرف ربّه».
انسان تا خود را نشناسد و به ضعف و قوت و تواناییهایش پی نبرد، خوب شدن و در مسیر کمال افتادن دشوار و شاید غیر ممکن خواهد بود.
شناخت خود و حالات و روحیات خود در برابر مسائل پیش آمده، مرهون میزان توجهی است که انسان بخود از سر حبّ نفس مبذول میدارد و در اثر این توجهات، خود حقیقی اش را کشف و شهود میکند.
هرزمان انسان دین خدا و اولیای الهی را مانع خواسته ها و نیازهایش ببیند و مغایرتی بین حالات و احکام دین حس کند، باید گفت هنوز به خودش معرفتی نیافته و هنوز خود رانشناخته است. زیرا با پی بردن به نفس و حالاتش، نه تنها دین و اولیای دین را مغایر با خود نمیبیند بلکه آن بزرگواران را در مدیریت و افزایش کارایی خودش موثر خواهد دید. چون دین برای شکوفایی استعدادها و تواناییها مقرر شده است و سعادت او را متضمن گردیده است.
بعد از معرفت نفس و خودشناسی، «محاسبه نفس» جهت در میزان نگهداشتن اعمال و رفتار انسان وضع گردیده است، و بعنوان مرزی جهت روشن شدن میزان معیت با اولیای الهی ذکر گردیده است:
امام موسی کاظم(ع) میفرمایند: «از ما نیست کسی که هر روز نفسش را محاسبه نکند».
درمحاسبه نفس هم بمانند معرفت به نفس اما بصورت عملی، ضعفها و قوتها برای انسان نمایان میشود.
در اثر محاسبه فرصت استغفار و تنبّه در قبال خطاها و فرصت شکر و حمد در قبال اعمال نیک و صالح برای انسان ایجاد میشود، و برعکس انسانی که محاسبه نفس نداشته از این فرصتها بی نصیب خواهد بود.
اگر انسان در دنیا به حساب خودش رسیدگی کند فرصت جبران و افزایش عمل خواهد داشت، اما اگر معتقد نبوده و محاسبه ای نداشته باشد، در روزی پی به اعمالش خواهد برد که هیچ بازگشت و هیچ زمانی برای اصلاح و توبه متصور نخواهد بود، خداوند متعال در قرآن میفرماید: « حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَ‌بِّ ارْ‌جِعُونِ» «لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَ‌کْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَ‌ائِهِم بَرْ‌زَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«هنگامی که مرگ هریک از آنان فرا رسد، می‌گوید: پروردگارا! مرا بازگردانید»، «شاید در آنچه از خود به جای گذاشته‌ام، کار نیکی انجام دهم. هرگز ! این سخنی است که او به زبان می‌گوید و درپی آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند».
زمان غیبت هم در مقایسه به دوران ظهور، مثل نسبت دنیا به آخرت است، دوران غیبت با تمامی سختیها وگرفتاریهایش دورانیست که فرصت برای عمل و کسب معرفت و خدمت به ساحت حضرت ولیعصر به وفور برای منتظران موجود است، و زمان محاسبه میزان منتظر بودن نیز جمعه ها با ندبه هاست، تا به اعمال و حالات و نمات ضعف و قوتش پی برد، که اگر این دوران را بتوان با تلاش و سعی در راه کسب لبخند رضایت حضرت سپری کرد، دوران ظهور افسوس و خسارتی متوجه انسان نخواهد بود، اما اگر به حال خود رها شده و در اثر فضای نامطلوب غیبت، موفق به انجام واعمال صالح و خدمت در مسیر ولایت نشد و نفس او را بهر جا خواست کشاند، ظهور برای این فرد قیامت صغری او خواهد شد که در محاسبه، نمره لازم را جهت عبور از این مرحله، کسب نکرده و شرمنده و خجالت از امام زمان خود خواهد شد، و قطعا این حالت برای منتظر از آتش عذاب الهی چندین مرتبه سخت است که سالها در دوران غیبت و سختیهای آن زندگی کند و در زمان ظهور با اخم و ناراحتی حضرتش مواجه گردد.
هر دم و بازدم، فرصتی برای محاسبه و اصلاح عمل است، تنها توجه انسان به خود و حبّ نفس مثبت است که او را به محاسبه خواهد کشاند، برعکس آنکه از خود بیخبر است و به خود توجهی ندارد، و در پی اصلاح نیست، از مغبون ترین افراد بشمار می آید.