سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

معرفت

image_pdfimage_print

معرفت عبارت است از آگاهی و آگاهی یکنوع شناخت است. آگاهی دیدن است نه شنیدن، آگاهی لمس کردن چیزی است نه سخن گفتن از چیزی به عبارت دیگر آگاهی و معرفت، مهارت و ورزیدگی عقل و خرد و وفور مطالعه و کثرت تجربه و وقوف بر احوالات گوناگون حیات و اندیشه انسانی است.
دانش، بینش، نگرش سه مرحله برای شکل گیری معرفت است. دانش امر خارجی است که از برون به درون انسان راه می یابد و به عبارتی دانش، با مکشوف شدن قواعد و قوانین حاصل می شود؛ و بینش یک امر درونی است که در برون خود را نشان می دهد؛ و به عبارتی آنچه از درون انسان تراوش کرده و در خارج نمود می یابد بینش می باشد و نگرش مرحله جهت دهی به عملها بر اساس دانش و بینش است که شکل گیری ایمان و عقیده هم در این بازه صورت می گیرد. برای مثال اگر انسان مادّی باشد بینش او مادّی و نگرشش مادی گرایانه خواهد بود و اگر معنوی باشد بینش او معنوی و نگرشش نیز معنوی خواهد بود.
حوزه های شناخت و معرفت

۱- حوزه شناخت انسان و زندگی( چیستی انسان و زندگی او و مدت زمان دوام و بقاء اش)
۲- حوزه شناخت مجموعه روابط انسانی (در سیاست، اقتصاد، تربیت، اندیشه و فرهنگ)
۳- حوزه شناخت مسئولیتها
اثرات معرفت و شناخت
۱- درد آشنایی و سوختن در آتش درد (وجه تمایز انسان با دیگر موجودات، در دردمند بودن او است و انسانیت انسان در داشتن درد است)
۲- احساس تنهایی(به نسبت افزایش معرفت وآگاهی تنهایی انسان بیشتر می شود. انسان به میزانی که به مرحله انسانیت نزدیک می شود احساس تنهایی بیشتری می کند و این احساس تنهایی و گریز در جامعه، انسان را به طرف کسی که او را عبادت می کند و فقط با او تفاهم دارد می کشاند و به آنجائی رهنمونش می کند که آنجا شایسته او و متناسب با شخصیت اوست. اگر حضرت علی(ع) دردهایش را به چاه می گفت…اگر وِرد زبان و تنها دعای حضرت زهرا(س) بعد از شهادت پیامبر اکرم(ص) و غصب ولایت توسط سقیفه نشینان “عجّل وفاتی سریعا” بود، و اگر امروز وجود نازنین امام عصر(عج) در اوج تنهائی است و تنها همدمش جناب خضر است، همه ناشی از دردی است که آن بزرگواران را از دیگران متمایز ساخته و آنها را در سوز معرفت گداخته تر کرده است. آری انسان با معرفت و آگاهی به خدا نزدیک شده و غربت اولیای الهی را درک می کند و این احساس تنهایی او را از غفلت که سر منشا انحراف و گمراهی انسان است، باز می دارد).
۳- دانایی و قدرت یابی(معرفت و آگاهی، استقامت انسان را افزایش داده و او را از هراس و ترس نگهداشته وبدین ترتیب هیچگونه پیش آمدی مانع از حرکت و تلاش او در افزایش معرفت نخواهد شد« إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»).
۴- پرهیز از فریب خوردن از ظاهر الصلاحها (خداوند متعال در آیات نخست سوره منافقون خطاب به پیامبر(ص) در مورد منافقان و کلام و عمل آنها هشدار داده و دستور می دهد که فریب ظاهر سخن آنها را نخور).
۵- احساس مسئولیت و رسالت( انسان بدون معرفت نمی تواند رسالت خویش را بشناسد. انسان با درک استعدادها و شناخت نیازها و آگاهی به اولویتها در زندگی، به مسئولیت و تعهد رسیده و در پی انجام رسالت خویش گام برخواهد داشت)
پس معرفت بررسی پدیده ها و بررسی ابزار و منابع ارزشها، اندیشیدن و رسیدن به شناخت باطنی آنها و شناخت حدود و ملاک صحت و خطا و ارزش یابی آنها می باشدو به عبارت دیگر توجیهی بر باورها و اعتقادات و تطابق حقایق با واقعیتها، معرفت است که سه عنصر منفی غفلت و رخوت و رجعت، از عوامل مهم تضعیف کننده آن می باشد. (رجعت یعنی عدم حضور در زمان، زیستن در زمان حال و اندیشیدن در زمان پیشین؛ و شدت تأثیر آن بحدی است که از علل فراموشی جریان بسیار مهم غدیر، ارتجاع دانسته شده است).

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏
اى خدا خودت را به من بشناسان که اگر تو را نشناسم رسولت را نخواهم شناخت
اى خدا و رسولت را به من بشناسان که اگر او را نشناسم، حجتت را نخواهم شناخت
خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر نشناسم از دین خود گمراه خواهم شد