سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

مناظره شگفت انگیز امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم

image_pdfimage_print

دایره ندانسته های ما از خاندان و اهلبیت مکرّم نبی اکرم (ص) بسیار وسیع تر و فراخ تر از دانسته های ما نسبت به آن بزرگواران است. بنابراین یکی از وظایف شیعیان شناخت کافی و وافی از ائمه اطهار(ع) است بگونه اى که این شناخت سبب در امان ماندن از شبهه ها ی ملحدان و مایه نجات از گمراهی و ضلالت باشد. همچنین شناختی که در دفاع از حقانیت امامت و ولاء مرجعیت علمی ودینی و معنوی معصومین (ع) و زدودن غبار ازچهره ی تابناک و نورانی ایشان و نشر معارف مکتب رهایی بخش تشیع باشد، از دیگر وظایف مهم ماست؛ چراکه ما از تمامی ابعاد چون بُعدخلقت، هدایت، امنیت، حمایت و شفاعت مدیون ائمه هستیم.
لذا در این مجال بمناسبت سالروز ولادت امام جواد(ع)، جهت تقویت و دفاع از عصمت و علم مصبوب امامان(ع)، مناظره جالب امام جواد(ع) را با یحیی بن اکثم، تقدیم میگردد:
در مجلسی که بنی عباس با اجازه مأمون برای آزمایش مقام علمی امام جواد (ع) برگزار کرده بودند، یحیی بن اکثم بزرگترین قاضی آن روزگار برای مناظره حضور داشت. امام جواد (ع) نیز در حالی که نُه سال بیشتر نداشت وارد مجلس شد و در جایگاه مخصوصی که به سفارش مأمون برایش درست کرده بودند نشست. گروه‌های مختلف مردم نیز در مجلس حضور داشتند.یحیی بن اکثم پرسید:«آیا امیرالمؤمنین (مأمون) اجازه می‌دهد که ازابوجعفر(امام جواد(ع)) سوالی بکنم؟» مأمون گفت: از خود امام جواد (ع) اجازه بگیرید.

یحیی از امام پرسید:« به من اجازه سئوال می‌دهید؟» امام جواد (ع) فرمود:« بپرس.»

یحیی پرسید:«حکم شخص مُحرمی که حیوانی را صید کرده و کشته چیست؟»

امام جواد (ع) فرمود:« این صید را در منطقه حَرَم کشته است یا در خارج از حرم؟ حکم کشتن صید را می‌دانسته یا نمی‌دانسته؟ عمداً کشته یا غیر عمد؟ شخص محرم، آزاد بوده یا بنده؟ کودک بوده یا بزرگسال؟ بار اولش بوده یا سابقه داشته؟ حیوان کشته شده، پرنده بوده یا خیر؟ کوچک بوده یا بزرگ؟ آیا شخص محرم به کارش اصرار دارد یا پشیمان است؟ صیدش را در شب کشته یا در روز؟ آیا شخص، در احرام عمره بوده یا در احرام حج؟»
یحیی بن اکثم که از این همه تقسیم‌بندی جا خورده بود، عجز و درماندگی در صورتش پیدا شد و زبانش به لکنت افتاد. همه‌ی حضار متوجه درماندگی‌اش شدند و مجلس به پایان رسید. وقتی فقط عده‌ی کمی از خواص ماندند، مامون از امام جواد (ع) پاسخ قسمت‌های مختلف پرسش‌های او را خواست. در پایان مأمون گفت:« اگر موافقید، شما هم از یحیی سئوالی بکنید.» امام جواد (ع)به یحیی فرمود:« بپرسم؟»
یحیی گفت:«فدایت شوم، هر طور میل شماست. اگر توانستم جواب می‌دهم و گرنه از شما استفاده می‌کنم». امام جواد (ع) پرسید:« مردی در ابتدای روز به زنی حرام بود، پیش از ظهر حلال شد، ظهر حرام شد و عصر حلال شد، هنگام غروب حرام شد، پس از عشاء حلال شد، نیمه شب حرام شد و هنگام طلوع فجر حلال شد. حکم این زن چیست؟ و چرا پیوسته حلال و حرام می‌شد؟»
یحیی گفت:« سوگند به خدا جوابش را نمی‌دانم. اگر مایل هستید، پاسخ بفرمایید تا بهره ببریم.» امام جواد (ع) فرمود:« این زن یک کنیز بود. مردی بیگانه او را در ابتدای روز خرید و زن بر او حلال شد. هنگام ظهر او را آزاد کرد و حرام شد. وقت عصر با او ازدواج کرد و حلال شد. وقت غروب او را مظاهره کرد و حرام شد. وقت عشاء کفّاره‌ی ظهار داد و حلال شد. نصف شب او را طلاق داد و حرام شد. وقت طلوع فجر رجوع کرد و حلال شد.
در این هنگام مامون به حاضران از بنی عباس رو کرد و گفت:« آیا در میان شما کسی هست که این مسئله را این طور بتواند جواب دهد یا مسئله‌ی قبلی را با آن جزییات بداند؟» گفتند:« نه! به خدا قسم شما جواد (ع) را از ما بهتر می‌شناختید.»
مامون گفت:« اهل بیت رسول (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در میان مردم فضل و کمال زیادی دارند و کم‌سالی آنان مانع کمالاتشان نیست.»
سپس برخی دیگر از فضایل امام جواد (ع) را بیان کرد.
در آخرچند کلام کوتاه و نغز از آن امام همام:

«ثَلاثَ یَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رضْوانُ اللهِ تَعالی: کِثْرَهُ الْاِسْتِغْفار ، و لَیِّنُ الْجانِبِ ، وَ کِثْرَهُ الصَّدَقَه» «سه چیز است که بنده را به رضوان خدا میرساند: زیادی استغفار، نرمخویی، صدقه بسیار دادن».

 

« مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوَارِدَ أَعْیَتْهُ الْمَصَادِرُ» «هرکس موقعیّت شناس نباشد جریانات، او را مى رباید و هلاک خواهد شد».

 

التَّوْبَهُ عَلى اَرْبَع دَعائِم : نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أَنْ لایَعُودَ» «شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانى قلبى ، استغفار با زبان ، جبران کردن گناه نسبت به همان گناه، تصمیم جدّى بر اینکه دیگر مرتکب آن گناه نشود».

 

اللَّـهُمَّ صَـلِّ عَلَـى مُحَـمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى عَلَـمِ التُّقَـى وَ نُـورِ الْهُـدَى وَ مَعْـدِنِ الْـوَفَـاءِ وَ فَـرْعِ الْأَزْکِیَـاءِ وَ خَلِیـفَهِ الْأَوْصِـیَاءِ وَ أَمِینِکَ عَلَـى وَحْیِـک اللَّهُـمَّ فَکَـمَا هَـدَیْـتَ بِـهِ مِنَ الضَّـلالَهِ وَ اسْتَنْقَذْتَ بِـهِ مِـنَ الْحَـیْرَهِ وَ أَرْشَـدْتَ بِـهِ مَنِ اهْـتَدَى وَ زَکَّیْتَ بِـهِ مَـنْ تَـزَکَّـى . فَصَـلِّ عَلَیْهِ أَفْضَـلَ مَـا صَلَّیْتَ عَـلَى أَحَـدٍ مِـنْ أَوْلِـیَائِـکَ وَ بَقِیَّهِ أَوْصِیَـائِـکَ إِنَّـکَ عَـزِیـزٌ حَکِیـمٌ