سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

منتخبی از گفتگوی امام کاظم (علیه السلام) با هارون الرشید

image_pdfimage_print

در مجلس هارون امام بر او وارد شد در حالیکه به سبب چیزهایی که به دروغ بر علیه امام نسبت داده شده بود قصد دستگیری ایشان را داشت. پس طوماری بلند به امام داد که در آن عقایدی زشت به شیعیان امام نسبت داده شده بود…امام آنرا خواند … پس آنگاه فرمود:پدرم از پدرش از علی از پیامبر (ص) روایت فرموده است که«خویشاوند ( در صورت داشتن اختلاف) چون با خویشاوند برخورد کند خونش به جوش آید پس آنگاه آرام گیرد» پس اگر امیر مومنان بخواهد که خویشاوندانه با من برخورد نماید و با من دست دهد همانگونه کند،پس در این هنگام هارون ا ز تختش بزیر آمد و دست راستش را بسوی امام دراز کرد و دست راست آن حضرت را گرفت و سپس او را به سینه اش فشرد و در آغوش گرفت و در طرف راست خویش نشانید و گفت: شهادت می دهم که بی گمان تو راست گفتاری و پدرت راست گفتار و جدت راست گفتار و پیامبر خدا راست گفتار است، تو وارد شدی و من بخاطر آنچه به دروغ درباره ات به من رسیده بود کینه دارترین و خشمناکترین مردم نسبت به تو بودم ولی بخاطر آنچه که گفتی و با من دست دادی خشمم برطرف شد و به خشنودی از تو مبدل گشت و اندکی سکوت کرد. آنگاه به امام گفت: می خواهم درباره عباس و علی از تو پرسش کنم. چرا علی برای میراث پیامبر(ص) از عباس برتر است در حالیکه عباس عموی پیامبر و برادر تنی پدرش بود؟…امام فرمود: بدرستی که پیامبر(ص) برای آنکس که توان هجرت را داشت ولی هجرت نکرد ارث نگذاشت، براستی عباس ایمان آورد ولی هجرت نکرد و علی(ع) ایمان آورد و هجرت کرد و خداوند فرمود:

«والَّذین آمنوا و لم یهاجِرُوا ما لَکُم من وَلایتُهِم من شیء حتّی یُهاجروا»

« و کسانی که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند هیچگونه خویشاوندی با شما ندارندمگر آنکه ( در راه خدا)هجرت کنند» (انفال/ ۷۲).

رنگ از رخسار هرون پرید و دگرگون شد (فَلتَمَعَ لَونَ هارُونَ و تَغَیَّرَ)…

تحف العقول عن ال سول الله/ ص ۶۹۹/سخنان امام کاظم(علیه السلام)