سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نامم شود آیا به زبانش جاری؟

image_pdfimage_print

در شهر کوفه پا به دنیا گذاشت و در شهر «واسط» نموکرده و به عرصه اجتماع وارد شد. از همان آغاز جوانی سری پرشور داشت و شیفته ی علم و معرفت بود و برای رسیدن به هدفش علوم عصر خویش را آموخت و در زمینه ی تکاملش به مکتبهای گوناگون علمی عصر خویش روی آورد، اما هیچ مکتبی عطش حقیقت جوئی اش را فرو ننشاند، تا اینکه به وسیله ی عمویش عمربن یزید کوفی با امام صادق (علیه السلام) آشنا شد و توفیق شرف یابی به محضر امام زمانش را پیدا کرد و کلید گنج مقصودش را یافت.
با این مقدمه ی کوتاه، غرض سخن گفتن از کسی است که از تربیت یافتگان دانشگاه امام جعفر صادق (علیه السلام ) می باشد، شخصیتی که گرفتار افکار جبری و اسیر فرقه ی جهنمی بود و به دست مبارک حضرت صادق (علیه السلام ) به راه حق بار می یابد و در روزگاری که ارسطو به عنوان درخشان ترین ستاره ی آسمان فلسفه ی بشری شناخته می شود و افکار اندیشمندان را در قبضه گرفته است ، شاگرد مکتب امام جعفر صادق (علیه السلام ) کتابی در ردّ عقاید او می نویسد.
آری همان شخصیت بزرگی که امام صادق (علیه السلام) در باره ی او فرمود : ” هشام بن حکم مراقب و نگهبان حق ما و مؤید صدق ما و نابود کننده ی نظر های باطل دشمنان ماست”
هشام بن حکم به عنوان یک پژوهشگر شیعی سعی میکرد پرسش های خود را با امام صادق (علیه السلام ) در میان نهد و از آن حضرت پاسخ دریافت کند.ایشان برای کسب علوم و معارف اسلام تلاش می کرد و امام صادق نیز متقابلاُ هشام را از کوثر زلال ولایت سیراب میکرد.امام در برابر پرسش های او با بردباری پاسخ میداد که نمونه هایی از این پرسش و پاسخ ها در کتاب هایی چون: «علل الشرایع » ، «توحید صدوق» و «تحف العقول» دیده می شود.
جایگاه این شخصیت در نزد امام صادق (علیه السلام) به قدری ممتاز بود که در نوع ارتباط امام با هشام مشهود بود و آثار شگفتی در چهره ی اطرافیان حاضر نمایان می شد،که برای این سخن داستان های کوتاهی گواه است.
آنروز یکی از شلوغ ترین ایام حج بود.امام صادق (علیه السلام) با گروهی از یارانش گفتگو می کرد در این هنگام هشام به خدمت امام رسید، امام از دیدن او شادمان شد و او را در صدر مجلس در کنار خویش نشاند و گرامی اش داشت و این رفتار امام، حاضران را که از شخصیت های علمی شمرده می شدند شگفت زده ساخت.سپس امام فرمود: ” هذا تأمرنا بقلبه و لسانه و یده”
((این جوان با دل و زبان و دستش یاور ماست)) و بعد از طرح چند سوال جهت اثبات مقام علمی هشام فرمودند:(( ینفعک الله و ثبتک))« خداوند تورا بهره مند سازد و در این راه ثابت قدم بدارد.»
هشام گوید بعد از این دعا هرگز در صحبت های خداشناسی و توحید شکست نخوردم.
واقعا چقدر لذت بخش و با صفاست؛ انسان به مرحله ای برسد که امام زمانش از دیدارش شادمان گردد و او را در کنار خویش بنشاند و او ا یاور خویش معرفی کند و در حقش بفرماید:” اللهم الرزقنا ”
راستی این جوان چه خصوصیت بارزی داشت که توانسته بود نظر امامش را به خود جلب کند و از محضر امام کامیاب و سعادتمند گردد؟!
طبق روایاتی که در مدح ایشان از کلام سه امام معصوم یعنی امام صادق ، امام کاظم و امام رضا (علیهم السلام) بیان گردیده، می توان چند ویژگی خاص ایشان را چنین بر شمرد:

 

  • دغدغه ی یافتن حقایق و عدم ماندن در واقعیتهای موجود روزگار .
  • صراحت گویی و آشکار گویی .
  • جهاد علمی و خستگی ناپذیری و استقامت در کسب مدارج عالی علمی.
  • مشتاق و مجاهد در ترویج و نشر معارف و علوم دینی.
  • شجاعت در بیان حق.

پس میشود این گونه شد و هشامی برای امام زمانمان ، هشامی که نامش از کلام امام نمی افتد بطوری که در محاوراتشان در هر کلام گوهر بار امام، نامش ذکر شده و او را به نام ، مورد مخاطب قرار دادند.
آری کرم و فضل آن بزرگواران به قدری است که هر زمان از طرف ما اراده و تصمیم جدی ببینند از دریای بیکران علم به معرفتشان بهره مند خواهند ساخت.این دانشگاه آزاد ترین دانشگاه از نظر فکری و اندیشه است که هرکه وارد آن شود ، بی شک از خطر حتمی سقوط در انحرافات عقیدتی و اخلاقی نجات خواهد یافت. لذا در سالروز ولادت رئیس مکتب شیعه به جاست که با اراده ی قوی و تصمیم جدی و با احساس نیاز مبرم وارد دانشگاه گشته و موفقیت در این مکتب و خوشنودی و رضایت حضرت حجت(عج) را عاجزانه مسئلت نماییم.