سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نشاط در زندگی، دل دادن به بندگی

image_pdfimage_print

نشاط مقوله ای است که تا بحال مباحث چندان عمیقی از آن ارائه نشده است و کمتر کسی به مفهوم قابل قبولی از آن دست یافته است. شادی و نشاط در هر زمینه عامل مهم موفقیت محسوب می شود. دلیل بر این سخن معانی وارده بر نشاط است که ریشه روایی و قرآنی دارد؛ از جمله معانی بکار رفته برای نشاط در ذیل آیه «والناشطات نشطا» عبارتند از: جذب و کشش، رغبت، کوشش به خرج دادن، گره گشایی، کاری را با جدیت و شادی انجام دادن.
اهمیت نشاط و رابطه آن با موفقیت با توجه به تعابیری که از نشاط شده است، روشن میگردد و میتوان چنین برداشت نمود که نشاط عامل افزاینده اراده و پایداری در عمل است که در سایه چنین نیروئی رنج و سختی از کار رخت بربسته و موفقیت در هر برنامه برای انسان حاصل میگردد.
جالب اینکه در ادعیه های مأثور نیز این نیرو از خدا طلبیده شده است؛ در دعاى امام سجّاد(ع) ‏در روز چهارشنبه چنین مى‏خوانیم:

«…اللهُمَّ اجْعَلْ … نَشاطی فی عِبادَتِکَ…» «…خداوندا، نشاط مرا در بندگى خودت قرار ده…»

و یا در یکی از مناجاتهای امام سجّاد(ع) مى‏خوانیم:

«…رَبَّنا … وَامْنُنْ عَلَیْنا بِالنَّشاطِ…»

«…پروردگارا…با عنایت نمودن نشاط، بر ما منّت گذار…» و همچنین در زیارت جامعه چنین آمده:«…تَحَبَّبْ إِلَیَّ عِبادَتَکَ … وَتُنْشِطُنی لَها…» «…خداوندا، به من محبّت عبادتت را عنایت کن … و مرا براى انجام آن با نشاط فرما» که راز درخواست نشاط در تمامی این دعاها افزایش رغبت برای بندگی و عبودیت ، و از بین رفتن ثقل و سنگینی امور عبادی می باشد و به همین جهت است که در دعای رمضان نیز اینگونه درخواست شده است:

…اَحْسِنْ مَعُونَتی فِی الْجِدِّ وَالْإِجْتِهادِ وَالمُسارَعَهِ إِلى ما تُحِبّ‏ وَتَرْضى وَالنَّشاطِ وَالْفَرَحِ وَالصِّحَهِ حَتّى اَبْلُغَ فی عِبادَتِکَ وَطاعَتِکَ الَّتی یَحِقُّ لَکَ عَلَیَّ رِضاکَ.« کمکی نیکو کن به من در جدّیت و کوشش و سرعت گرفتن به سوى آنچه مورد محبّت و رضایت توست، و به سوى نشاط و فرح و سلامتى، تا در بندگى وطاعت تو، که حقّ تو بر من است، به رضاى تو نائل شوم».

پس تعابیر فوق با دست مایه ای از دعا اشاره به نقش مهم نشاط در زندگی موفق دارند. اما مکانیزم ایجاد این نشاط در زندگی چیست، موضوعی است بس مهم و در خور توجه. و سوال چگونه می توان به نشاط دست یافت مهمترین دغدغه نسل امروز.
متاسفانه امروزه استانداردها و نشانه هایی چون چهره گشاده، وجود لبخند بر لبان، لباس مناسب، تحرک و جنب و جوشهای ویژه و . . . ملاک نشاط شناخته شده است و تقریبا مورد توافق عموم. اما چون نمی توان رابطه خطی بین مثلاً چهره گشاده و موفقیت ایجاد نمود لذا اینگونه مشخصات برای نشاط صحیح نمی باشند.
لازمه رسیدن به معیارها و مکانیزمهای نشاط، نگاه از زاویه دیگر با عنایت به معنی نشاط است. اگر گره گشایی یکی از معانی نشاط میباشد، باید اینگونه به قضیه نگریست که رفع نیازهای اساسی انسان به شیوه های مناسب؛ خود ایجاد کننده نشاط است. ارضاء نیازهایی چون: نیاز فیزیولوژی، نیاز عاطفی، نیاز به امنیت و…با برنامه مناسب فردی و اجتماعی.که با رفع هر یک از این نیازها ، شادی و نشاط متناسب با آن نیاز در فرد بوجود می آید و همزمان با پاسخ در خور آنها، نیاز دیگری شکل خواهد گرفت که رفع آن به نشاطی بالاتر منتهی شده تا جائیکه انسان، نیازمند و راغب به رفع نیازهای دیگران بوده و در مقابل پاسخ به این نیاز، نشاطی خاص به او خواهد رسید که خیلی بالاتر از نشاطهای نخست می باشد. و این نشاط همان است که در دعاها تعبیر به نشاط در عبادت شده است.
در اینجا توجه به مفهوم عبادت نیز بسیار مهم است. عبادت تعریفی جالب دارد که با این تعریف در اعمال و حرکات مخصوصی چون نماز و روزه و حج و حجاب که شاید کوشش و جذب و رغبت و گره گشایی در آنها نباشد، منحصر نمی شود.
حرکت آگاهانه انسان با رغبت و کوشش، همراه با رضایت الهی عبادت محسوب شده و زمین با تمامی امکاناتش معبدی برای عبادت انسان است و با این وسعت دید است که حتی یک کار به ظاهر کوچکی که در روایت نیزآمده، عبادت منظور می شود«اَلنَّظَرُ إِلَى الْکَعْبَهِ عِبادَهٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى الْوالِدَیْنِ عِبادَهٌ، وَ النَّظَرُ فِى الْمُصْحَفِ مِنْ غَیْرِ قِراءَهٍ عِبادَهٌ، وَ النَّظَرُ إِلى وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَهٌ، وَ النَّظَرُ إِلى آلِ مُحَمَّد ـ علیهم السّلام ـ عِبادَه» «نگریستن به کعبه عبادت، نگاه کردن به پدر و مادر عبادت ، نگریستن به صفحه ى قرآن بدون خواندن آن، عبادت ، نگاه کردن به روى عالِم عبادت ، و نگاه کردن به اهل بیت حضرت محمّد (ص) عبادت است». و حتی مذمّت نفس هم بالاتر از چهل سال عبادت بیان شده است؛ حضرت امام رضا(ع)فرمود: مردی در میان بنی اسرائیل چهل سال خدا را عبادت کرد ولی از او پذیرفته نشد. او به نفس خود خطاب کرد و گفت: این توئی که موجب انحطاط اعمال من شدی،از سوی خداوند بدو خطاب شد که این مذمت از چهل سال عبادت تو برتر است.
لذا با توجه به معانی نشاط، اموری چون:
 دل بستن به امور باقی
 قبول امور تهدید کننده ی نشاط و صبر در برابر آنها مثلا قبول مسائل غیر قابل تغییری چون تغییرجنسیت
 برخورد منطقی با شکستها و واقعیتها
 محبت به اهل بیت (علیهم السلام)، پیامبراکرم(‏صلى الله علیه وآله و سلم) فرمودند:«فی حُبِّ أَهْلِ بَیْتی … اَلرَّغْبَهُ إِلىَ الْعِبادَهِ»«در محبّت اهل بیت من، میل و رغبت به سوى عبادت نهاده شده است».
 حسن خلق و گشاده رویی
 مسرور نمودن ایتام
 بوی خوش و استعمال عطر
 ورزش و پرداخت به سلامتی ظاهری جسم
 انس و ارتباط با اشعار و ادبیات
 روی آوری به هنرهای اصیل
 دوری از پرخوری، پر خوابی(مخصوصاً خواب بعد از طلوع آفتاب)
 مزاح گویی
 کشف استعدادها و شکوفا نمودن آنها
 استفاده از رنگهای روشن در لباس
 نظافت و آراستگی
 کار و تلاش
 سیر و سفر وارتباط با طبیعت
 پرهیز از گناه
 شرکت در مجالس شادی مثل مجالس عروسی
 ولیمه و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند وخرید خانه و برگشت ازحج
 دست دادن و مصافحه با مؤمنان و زیارت آنها و تبسم کردن به روی آنها و هدیه دادن به آنها
 گریستن بر مصائب ائمه
 ارتباط دائم و مستمر با عالمان دین
با رغبت و انگیزه و جدیت و به نیت گره گشایی، از عوامل مهم نشاط است و قطع یقین می توان گفت نشاط و شادمانی واقعی برگرفته از یک حقیقت بندگی و در نزدیک شدن به هدف والای آفرینش یعنی عبودیت است.ارمغان دین برای بشر، بهج و نشاطی به معنای حقیقی کلمه است وبرای همین است که راههای رسیدن به آنرا هم به انسان عرضه نموده است تا نشاط درونی را به انسان برساند واز دیدگاههای منفی نسبت به اسلام بازدارد که در اینصورت:
اگر دین چون مادری او را از خوراکی زیانبار بازدارد و چون پزشکی غده خطرناک بی بند وباری را با عمل جراحی درآورد و درد بد بندگیش را علاج کند و او را از تهمت و غیبت و دروغ وروابط ناسالم و خوش گذرانیهای نامشروع پرهیز دهد وبرای بهبود از مریضی به آموزش معارف دینی ارتباط با خدا بندگان مقرب الهی توصیه نماید…نمی توان گفت او را از نشاط و شادی منع کرده است. که اگر چنین بینشی در جامعه حاکم شود مردم آن جامعه، هیچگاه تفکر دینی و اعتقادات اسلامی را مانع شادی و نشاط نخواهند دانست. اما عدم تفهیم درست از عبادت و نشاط ، منجر به ثقل و سنگین دانستن اعمال عبادی و روی آوری به شادیهایی خواهد شد که فقط اندک مدتی چهره را خندان نموده و فرد را به عالم بیخودی می کشاند.
اما در راستای فهم صحیح از نشاط و عبودیت و برای رفع صعوبت اعمال عبادی و ایجاد رغبت و نشاط، متولیان و مبلغان باید از افراط و مطول شدن برنامه های مذهبی جلوگیری کرده و با پشتوانه علمی مجالس و هیئات مذهبی را برپا نموده و از حاکمیت صرف احساس در این مجالس جدا پیشگیری نمایند.