سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نقبی بسیارکوتاه بر دردهای حضرت علی(ع) (۱)

image_pdfimage_print

شب قدر، شب تعیین سرنوشت، شب  حضور و ظهور حضرت حجت بن الحسن(عج)،  شب دعا و نیایش و شب تعیین سرنوشت است….
images

عنایات خداوند متعال و اولیای الهی باعث توفیق شده که امسال نیز شب قدر درک گردید. “دردهای علی(ع)” موضوعی است که قرار است شبها ی قدر بدان پرداخت شود. امامی که خودش مظلوم و پدرو فرزندانش مظلوم و همسرش مظلوم بوده، و دلش از عملکرد پیروها و محبینش خون است ، امامی که اسوه و نمونه و الگو و امیرالمومنین است. شبهای قدر شبهای علی (ع) و  “فزت و رب الکعبه” ی مولای متقیان است ، امید است با ذکر و آشنایی با این ظلم و دردها و سپس رفع آنها، بر قلب پرخون مظلوم زمان حضرت مهدی (ع) مرهمی گذاشته وقلب ایشان را از خود راضی و خشنود کنیم.

یکی از این موارد، بی توجهی امت و دوستداران  به قرآن و کتاب زندگی ومنشور رشد و کمال است. کتابی که حضرت علی(ع) برای معرفی خود در نهج البلاغه چنین میفرماید: «اگر من علی هستم بخاطر قرآن است و انس و معیت با این کتاب». آری در هرجا قرآن نازل میشد علی (ع) آنجا حاضر بود و علاقه وافری به قرآن ومعارف آن داشت.

از جریانات تاریخی مهجوریت  و بی توجهی به قرآن، ماجرای صفین و مدت زمان  سه ماهی که قاریان شام و عراق قلب حضرت علی (ع) را سخت به درد آوردند. در این سه ماه این قاریان مابین دربار معاویه و محضر علی (ع) رفت و برگشت داشتند، از معاویه مغالطه ها اتهامات را می گرفتند و بسمت حضرت علی(ع) روانه شده و حضرت آنها را روشن میفرمود، اما باز رفته و دوباره با مطالب غلط دیگر، باز میگشتند و علی (ع) را دردمند میکردند. بطوریکه حضرت علی فلسفه قیامش را  آزادی قرآن از اسارت قاریان قرآن خواندند. حضرت علی(ع) چون دیدند آنهایی که در برابر غدیر ایستادند می خواهند قرآن را ازمسیر درآورند، و قاریان حقیقی ترور می شوند، قیام نمودند. پس  فلسفه قیام علی (ع) آزاد کردن قرآن از اسارت بود. و اسارت یعنی رفتار مورد دلخواه  با آنکه در گرو است و به اسارت کشیده شده است.

شبهای قدر شبهای اهمیت وافر دادن به قرآن است و تکلیف خود را در برابر این نعمت بزرگ روشن کرد و توجه داشت که بالاترین فلسفه رمضان،  نزول قرآن است و جعل شب قدر در آن ماه، و خدا در برابر عظمت این ماه صیام را واجب ساخت تا مردم بتوانند روزه گرفته و از قران نهایت استفاده را بنمایند.

نامه آقای قرائتی به مبلغان و معلمان قرآن با عنوان ناله هدهد به سلیمان، نامه دردناکی است که در زمینه مهجوریت قرآن نکات بسیار ارزنده ای دارد، که با رجوع به آن می توان قدمهای موثری در راه برطرف کردن مهجوریت قرآن برداشت. از جمله در این نامه چنین ذکر شده است:

. آیا می دانید که در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن کبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر که شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟
آیا می دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟
آیا می دانید به ما دستور داده اند که هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟

(فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏

آیا می دانید آن مقدار که در متون آموزش و پرورش و دانشگاه کلمات عربی را تزریق می کنند کارساز نیست و فارغ التحصیلان ما نمی توانند اکثرا یک صفحه قرآن را بی غلط بخوانند؟
آیا می دانید بعضی به خیال اینکه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت است از تدبر در آن می ترسند، با اینکه خداوند دستور به تدبر داده است و در حدیث می خوانیم: «من زعم ان کتاب الله مبهم فقد هلک و اهلک »؛ راستی اگر قرآن را نمی توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده اند روایات را بر قرآن عرضه کنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم؟
آیا می دانید مهجوریت  قرآن غافلانه نیست زیرا در قرآن می خوانیم در روز قیامت پیامبر(ص) می فرماید: پروردگارا قوم من قرآن را مهجور گرفتند و نمی فرماید قرآن نزد قوم من مهجور بود و مهجور گرفتن با توجه و عمد است؟

«وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً».

آیا می دانید

آیه وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً چه معنایی دارد:

الف: در پر خطر ترین دادگاه یعنی روز قیامت
ب: نزد عالی ترین قاضی یعنی خداوند
ج: از محبوبترین و بالاترین مقام هستی یعنی پیامبر(ص):
د: شکایت توسط کسی است که مظهر رحمه للعالمین است.
ه: شکایت پدر از فرزند است انا و علی ابوا هذه الامه
و: شکایت حتمی است چون با فعل ماضی آمده است. (وَ قالَ الرَّسُولُ)
ز: شکایت با استمداد از کلمه یا رب است.
ح: شکایت از کسی است که امید شفاعت از او داریم. ویل لمن کان شفعاء ه خصماءه؟
آیا می دانید بعضی ها نمی توانند قرآن بخوانند؟
بعضی به غلط می خوانند.
بعضی که می توانند درست بخوانند نمی خوانند.
و بعضی که می خوانند تدبر نمی کنند.
و بعضی به آن عمل نمی کنند.
و بعضی قرآن را محور کار خود نمی دانند و در درسها و سخنرانی ها و نوشته به قرآن اولویت نمی دهند.
و بعضی قرآن را تنها برای مهریه عروس، بالای سر مسافر، سوگند یاد کردن، کتاب استخاره و امثال آن می خواهند.
آیا می دانید مثال ما مثال بیماری است که بجای مصرف دارو مشغول چیدن و تنظیم انواع قرص هاست؟
آیا می دانید مثال ما مثال مهمانی است که به جای گوش دادن به سخنان صاحبخانه به نقش و نگار در و پنجره توجه می کند؟
آیا می دانید هزاران پایان نامه در علوم قرآن نوشته می شود ولی این پایان نامه ها در دانشگاه ها بایگانی و جامعه از آن خیری نمی بیند؟
آیا می دانید تلاوت زیبا در مواردی به هنرنمایی تبدیل شده است؟

آیا می دانید تفسیر ساده برای نوجوانان نایاب است؟
آیا می دانید توجه به قرآن در نام شبی با قرآن مطرح می شود؟ آیا درست است که بگوییم شبی با اکسیژن و یا شبی با سلامتی؟
آیا می دانید که به آیه خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ  عمل نکرده ایم؟
آیا می دانید کلمه اقامه در قرآن در چهار جا به کار رفته است:
أَقیمُوا الدِّین‏
أَقیمُوا الْوَزْنَ
أَقیمُوا الصَّلاهَ  وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِم.‏

آیا می دانید اگر ما کتاب آسمانی را بپا داریم وضع اقتصادی ما بسیار خوب می شود؟

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم»

آیا می دانید باید تلاوت هر آیه ای ایمان ما را زیاد کند؟

وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً

آیا می دانید تلاوت قرآن باید دل ما را بلرزاند؟

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُم‏

آیا می دانید گروهی از جن همین که برای اولین بار صدای قرآن را شنیدند ایمان آوردند (یَهْدی إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ)   و دیگران را به پیروی از آن دعوت کردند (یا قَوْمَنا أَجیبُوا داعِیَ اللَّهِ)  ولی ما این همه قرآن شنیدیم، نه دلی تکان و نه ایمانی زیاد و نه اشکی جاری و نه رشدی اضافه و نه تبلیغی صورت گرفت.

.آیا می دانید در قیامت بعضی شفاعت ها برای بعضی مفید نیست؟

فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَهُ الشَّافِعینَ  ولی شفاعت قرآن حتما کارساز است. «شافعٌ مُشفُّع»

آیا می دانید که عظمت ماه مبارک رمضان به روزه نیست بلکه به نزول قرآن است:

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن‏ و نفرمود: شهر رمضان الذی کتب فیه الصیام».

و در آخر این نکته را متذگر شدن که باید به پا خیزیم و اگر غفلت یا تقصیر و قصوری بوده از خداوند عذر خواهی کنیم و از امروز قرآن را جدی بگیریم«خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ »
و چندین مورد دیگر که هر موردش جای تامل و سپس اصلاح دارد. شبهای قدر شبهای رفتن به زیر قرآن و ایستادن در ظلّ این کتاب شریف است. اما چرا با این وجود و این اعتقاد، در جامعه فرهنگ قرآن به آهنگ قرآن تبدیل شده است؟! آن زمان که فرهنگ قرآن حاکم بود  تمدن اسلامی تشکیل یافت و ابوذرها و سلمانها و حجرها  و میثم ها تربیت یافتند و آنزمان که آهنگ قرآن حاکمیت یافت عبدالباسط ها ومنشاوی هاو …. روی صحنه آمدند، اما چرا چنین شد؟ در حالیکه خود قرآن و روایات جایگاه قرآن را مشخص می کنند . امام صادق (ع) میفرماید: «دو گروه است که اگر اصلاح شوند امت من اصلاح خواهند شد و اگر فاسد شوند امت فاسد خواهد شد، آن دو گروه حاکمان و قاریان قرآن می باشند». و حضرت علی (ع) میفرماید: «بندگی و عبودیت در پنج چیز است که یکی از آنها را  قرائت قرآن می شمارد».

وپیامبر(ص) در باره عظمت قرآن می فرماید: «اگر می خواهید به زندگی سعادتمندانه  دست یابید، اگر میخواهید به مرگ شهیدان دست یابید، اگر نجاات از محشر و سایه روز قیامت را میخواهید، اگر میخواهید در روز گمراهی  و ضلالت،  هدایت یابید قرآن را یاد بگیرید».

عظمت قرآن از دیدگاه قرآن هم همان است که در کلام آیه قرائتی نیز بیان شد، که آن  اقامه قرآن است  که در کنار سه اقامه مهم دیگر آمده است:

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم».

اکنون با این قرائتها چرا دلی به لرزه نمیآید و اشکی جاری نمی شود؟ ایمانی افزوده و خبثی کم نمیشود که باید در اثر خواندن و اقامه قرآن این اثرات دیده شود؟

شب قدر شب رحمت است و شب نزول قرآن بر پیامبر که ممیزه اصلی اش رحمت و عفو است. زمانیکه از ایشان سوال میشود که در شب قدر چه دعایی بکنیم حضرت میفرماید: بگویید: «اللهم انت العفوّ و تحبّ العفو فاعفُ عنّی»، حال این پیامبر رحمت  که در هدایت امت کم مانده بود خودش را هلاک کند «لعَلّکَ باخُعٌ نفسک»، در روز قیامت از مهجوریت قرآن شکایت خواهد کرد. هرچند قرآن کتابی است که شفاعتش ردخور ندارد اما روز قیامت در موردش و در ظلم به آن پیامبر شکایت خواهد کرد.

بجاست  در این قسمت از عوامل مهجوریت قرآن و کم توجهی به قرآن بچند مورد بسیار شایع و متداول اشاره گردد:

  • آیات قرآن را خواندن و عمل نکردن
  • محکم و جدی نگرفتن قرآن که خود قرآن میفرماید: «خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ»
  • رسم قرآن را به اسم قرآن تبدیل کردن و قراءت ظاهری
  • خواندن قرآن برای ثواب
  • قرآن را ابزار استخاره قرار دادن بجای آشنایی با فرهنگ قرآن
  • سخت کردن قرآن که برعکس قرآن در مورد خودش میفرماید:« وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکرٍ». و چنانچه در بالا ذکر شد روایت است که «من زعم ان کتاب الله مبهم فقد هلک و اهلک ».

باید در این شبها عهد و پیمانی بست تا بتوان مهجوریت قران را از بین برد، لذا از عوامل درآوردن قرآن از مهجوریت و پایداری در این عهد و پیمان ، موارد زیر پیشنهاد می شود:

  • انس و عدم وحشت از قرآن و آسان کردن آن
  • خواندن هر روز ده آیه همراه با ترجمه و تأمل و فهم که قرائت غیر از این معنا ندارد.
  • آمادگی یافتن برای خواندن قرآن بدون کسالت و سستی ولیاقت یافتن برای قرائت آن.
  • آشنایی با فرهنگ قرآن بعنوان مسلمانی که کتابش قرآن است.
  • در آوردن قرآن از تشریفات و سختی قرائت با قواعد و تکلفات دیگر

امید است به برکت شبهای قدر عهد و پیمانی  مبنی بر درآوردن قرآن از مهجوریت بسته تا بدین طریق از مظلومیتهای حضرت علی(ع) کاسته شود ونیز  در برابر یکی از سوالات مهم روز قیامت که پرسیده خواهد شد  با این کتاب چه کردی؟ و چگونه برخورد نمودی؟ سربه زیر و شرمنده نشده و جزو آنانکه پیامبر از آنها شکایت میکند قرار نگیریم. این کتاب، کتاب رشد افزایی است که پیامبر (ص) در مورد اهمیت قرائت آن میفرماید: «میخواهی مجاهد و عالم باشی قرائت آیات قرآن را زیاد کن».

به امید روشن شدن قلبها به نور قرآن و آسان گیری و عمل به فرامین آن در جامعه ای که پر از دوستداران علی(ع) می باشد.

 

مطالعه بیشتر