سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نقبی بسیار کوتاه بر دردهای حضرت علی(ع) (۲)

image_pdfimage_print

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟                         زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد                       آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید                 اشک شبش به غربت روزش گواه بود
دستش برای مردم دنیا نمک نداش                     عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود
هم‌صحبتی نداشت که در نیمه های شب           حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود images.jpg2

شب دوم قدر و درد دیگر علی(ع) : بهانه گیری و بهانه جویی
سال ۳۸ هجری ایادی معاویه به شهر انبار حمله کرده و آنجا را تصرف می کنند. حضرت علی (ع) با دیدن این وضع خطبه ای ایراد فرموده (۲۷ نهج البلاغه) که در فرازهایش چنین آمده است:
«…چه شده است شمارا…وقتی در تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن می دهم، می گویید هوا گرم است،مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ می دهم، می گویید هوا خیلی سرد است بگذار سرما برود. همه ی این بهانه ها برای فرار از سرما وگرما بود؟ وقتی شما ازگرما و سرما فرار می کنید، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید…
ای مرد نمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد! چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم وهرگز نمی شناختم! شناسایی شما – سوگند به خدا – که جز پشیمانی حاصلی نداشت، و اندوهی غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون، و سینه ام از خشم شما مالامال است!
کاسه های غم واندوه را، جُرعه جُرعه به من نوشاندید، و با نافرمانی و ذلّت پذیری، رأی و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت:
((بی تردید پسر ابیطالب مردی دلیر است ولی دانش نظامی ندارد))
خدا پدرشان را مزد دهد، آیا یکی از آنها تجربه های جنگی سخت و دشوار مرا دارد؟ یا در پیکار توانست از من پیشی بگیرد؟ هنوز بیست سال نداشتم، که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشته ام.امّا دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیی نخواهد داشت».
یا در خطبه ی دیگر، از کم کاری مردم گلایه کرده و آنگاه با چشمان اشکبار از برادرانش یاد می کند، متن خطبه به شرح زیر است:

 

ما ضَرَّ اِخوانُنَا الَّذینَ سَفِکَت دِماؤُهُم و هُم بِصفّین الا یَکونوا الیَوم اَحیاء،
برادران ما که خونشان در صفین ریخته شد ضرر نکردند که اگر امروز زنده بودند،

یَسیغونَ الغَصَص و یَشربونَ الرنق
خوراکشان غم و غصه و نوشیدنی شان اندوه می شد

قَد والله لَقوا الله فَوَفاهم اُجورَهم واحلهم دارَ الامن بَعد خَوفهم
قسم به خدا در حالی خدا را ملاقات کردند که خدا اجرشان را به تمامی داد و بعد خوف آنها را ایمن گرداند

أینَ إخوانِیَ الّذینَ رَکِبوا الطَّریق ، وَ مَضَوا عَلى الحَقّ ؟
کجایند برادران من که راه حق را رفتند؟

أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟
عمار کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوالشهادتین کجاست؟

أین نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذینَ تَعاقَدُوا عَلى المُنیه و أبْردَ بِرؤوسِهم إلى الفَجَره؟
و کجایند مثل عمار، مثل ابن تیهان، مثل ذوالشهادتین که در راه حق با هم عهد بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟

ثُمَّ ضَرَب علیه السلام بِیَدِهِ عَلى لِحیَتِهِ الشَّریفه الکریمه ، فَأطالَ البُکاء
حضرت به اینجا که رسید به صورت خود زد و گریه ای طولانی کرد

سپس چندین خصوصیت برای آنها بازگو می فرماید:
اَوه عَلی اِخوانی الَّذینَ:آه از آن بردارانم که

 

۱- تَلوا القُرآن فاحکُموه
قرآن را خواندند و آن را حَکَم قرار دادند

 
۲- وَ تَدبروا الفُرَضَ فاقامُوه
در واجبات اندیشیدند و با معرفت آن را برپا داشتند
۳- اَحیُوا السُّنَّه و اَماتُوا البِدعه
سنت ها را احیاء کردند و بدعت ها را میراندند
۴- دُعُوا لِلجهاد فَاجابوا
به جهاد دعوت شدند و آن را اجابت کردند
۵- وَ وُثقوا بِالقائد فَاتبعوه
و به قائد و راهنمای خویش ایمان داشتند و از او تبعیت کردند…

 

یا جناب میثم نقل می کند دیدم علی(ع) با ناخن های خود زمین را می کند و دردهایش را به زمین می گوید و از دیدن من ناراحت شد که خلوت مرا بهم زدی…
به راستی واقعاً چه شده بود آنها را؟ چرا سخنان امامشان را ناشنیده رها می کردند؟و چنان جسارتی پیدا کرده بودند که حتی در برابر اوامر امام، مقدس مآبی هم کرده و می گفتند: یا علی جنگ برویم ممکن است به گناه افتیم…
آری درد حضرت علی(ع) این بود که چرا بهانه جویی می کنید ، آیا درگرما و سرما نباید به حرف امام گوش کرد؟ آیا شما بیشتر از امام می دانید؟
بسیار روشن است که امروز مولا علی(ع) و دردها و مظلومیتش در کسوت و لباس امام زمان (عج) نمایان است، بهانه جویی های مردم امروز قطعاً به مانند بهانه جویی های مردم آن زمان می باشد.

 

و بهانه جویی یعنی عذر ناموجه و نابجا که هیچ توجیهی ندارد.

اما این بهانه گیری چه می کند، و چه اثرات و تبعاتی دارد؟ خداوند در قرآن در سوره ی بقره از گروه بهانه جویان نام می برد و فلسفه ی سوره بقره نیز، بهانه جویی های قوم بنی اسرائیل است و اثرات و عاقبت بهانه جویی های آنان در رابطه با اوامر و دعوت های موسی(ع) که چنین آمده:

 

«و اذ قال موسى لقومه ان الله یامرکم ان تذبحوا بقره قالوا اتتخذنا هزوا قال اعوذ بالله ان اکون من الجهالین» (۶۷)

« (و بخاطر بیاورید) هنگامى را که موسى به قوم خود گفت خداوند به شما دستور مى دهد ماده گاوى را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مسخره مى کنى ؟ (موسى گفت ) به خدا پناه مى برم از اینکه از جاهلان باشم».

«قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هى قال انه یقول انها بقره لا فارض و لا بکرعوان بین ذلک فافعل وا ما تؤمرون»(۶۸)

«گفتند (پس ) از خداى خود بخواه که براى ما روشن کند این ماده گاو چگونه ماده گاوى باشد؟ گفت خداوند مى فرماید ماده گاوى که نه پیر و از کار افتاده ، و نه بکر و جوان ، بلکه میان این دو باشد، آنچه به شما دستور داده شده (هر چه زودتر) انجام دهید».

«قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما لونها قال انه یقول انها بقره صفراء فاقع لونها تسر الناظرین»(۶۹)

«گفتند: از پروردگار خود بخواه که براى ما روشن سازد چه رنگى داشته باشد؟ گفت : خداوند مى گوید: گاوى باشد زرد یک دست که رنگ آن بینندگان را شاد و مسرور سازد»

«قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هى ان البقر تشبه علینا و انا ان شاءالله لمهتدون»(۷۰)

«گفتند: از خدایت بخواه براى ما روشن کند بالاخره چگونه گاوى باشد؟ زیرا این گاو براى ما مبهم شده ! و اگر خدا بخواهد ما هدایت خواهیم شد.»

«قال انه یقول انها بقره لا ذلول تثیر الاءرض و لا تسقى الحرث مسلمه لاشیه فیها قالوا الن جئت بالحق فذبحوها و ما کادوا یفعلون»(۷۱)

«گفت : خداوند مى فرماید گاوى باشد که براى شخم زدن رام نشده باشد، و براى زراعت آبکشى نکند، از هر عیبى بر کنار و حتى هیچ گونه رنگ دیگرى در آن نباشد، گفتند: الان حق مطلب را براى ما آوردى ! سپس (چنان گاوى را پیدا کردند) و آنرا سر بریدند ولى مایل نبودند این کار را انجام دهند!.».

طبق این آیات ، بهانه جویان امر الهی را تحقیر کرده و تکلیف الهی را حقیر نشان می دهند، دوران آخرالزمان نیز دوران بهانه گیری و بهانه تراشی است و یاری و خدمت به امام عصر(عج) در معرض بهانه جویی های مختلف قرار گرفته است که علت و ریشه ی این توجیهات و بهانه گیری را می توان در چند مورد تحلیل کرد که اگر این موارد حل شود توجیه کوله بار خود را بسته و بهانه جویی ها از بین خواهد رفت و روح مهدوی در همگان بروز خواهد یافت . این موارد عبارتند از:
 ♦اعتقاد و عقیده: توضیح اینکه:اگر انسان به یک کار و وظیفه ای اعتقاد و باور داشته باشد بهانه گیری نکرده و اطاعت امر امام را سهل ندانسته و بلافاصله پذیرش و اطاعت خواهد کرد.
  ♦محبت و عشق و مودت: دومین عامل برای رفع بهانه گیری محبت و مودت می باشد، که اگر در انجام کاری محبت و عشق باشد فرار از آن مسئولیت معنی نخواهد داشت، و بر همین اساس است که مردم از طرف پیامبر (ص) به مودّت دعوت شده اند:« قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی»…
امروز برای فراهم کردن شرایط ظهور، به این مورد نیاز بسیار است، منتظر حقیقی کسی است که کارهای خدماتی را مثل کارهای شخصی خود دوست داشته و به همانگونه به کارش محبت داشته باشد که با وجود این عنصر است که میثم ها رویش یافته و روش های میثمی در خدمت به امام شکل می گیرد.
  ♦اعتماد: عنصر سوم اعتماد می باشد. اعتماد منتظران به هم در مسیر خدمت، عامل مهمی در عرصه ی خدمت به امام عصر(عج) به شمار می رود.
خدمت در فضای مناسب با سه عنصر فوق، قطعاً زمینه ساز ظهور بوده و عذر و بهانه های بنی اسرائیلی را از بین می برد. و با توجه به آیات فوق اگر در این زمینه، کاری هم با بهانه انجام یابد و یا به غیر از سه مورد فوق ، خدمات و ایفای مسئولیت ریشه در ترس از عتاب و خجالت باشد، قطعاً پذیرفته نیست، چون خداوند متعال می فرماید:«ما کادوا یفعلون» شما اطاعت نکردید .
امروز حضرت حجت مضطرّ و منتظر است و اگردر دوران غیبت به اینها باور و اعتقاد و به امام عصر محبت و مودت وجود داشته باشد، بهانه جویی در خدمت رسانی دیده نخواهد شد، باید توجه نمود که از ترفندهای دشمن است که اعتقاد و اعتماد و محبت به مهدویت را از جمع های مهدوی گرفته و عوامل همبستگی و اجتماع قلوب را در میان منتظران کم رنگ کرده تا در جامعه بی اعتمادی و بی اعتقادی و عداوت و ظن و گمان سوء را حاکم کند.