سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نقش انسان در اجابت دعا (۳)

image_pdfimage_print

در این مطلب با مروری دیگر بر دعای ماه رمضان و توجه به فرازی دیگر، نقش انسان در استجابت دعا مورد بررسی قرار میگیرد.

“اللّهم اَصْلِحْ کُلَّ فاسدٍ منْ اُمورِ الْمُسلِمین”.


در این فراز از خدا چنین درخواست میشود:

” خدایا تمام فاسدان در امور مسلمین را اصلاح کن”.

این فراز هم از جهت معنایی و ترجمه بسیار واضح و روشن میباشد، اما آنچه مورد توجه و مداقّه باید قرار گیرد، در چگونگی تحقق این دعا و نقش دعاکننده در اجابت این دعا است و بعبارتی چگونگی و مدل ورود به ضلع سوم دعا باید مورد بحث قرار گیرد.
نخست این نکته قابل ذکر است که کل این دعا و اجابتش یعنی ظهور حضرت حجت(ع) و در نگاهی دیگر ظهور یعنی اجابت فرازهای این دعا. زیرا با توجه به فراز “اصلاح” باید گفت که کار حضرت در دولت کریمه اصلاح است و یکی از القاب حضرت “مصلح جهان” میباشد.
اگر به “اصلاح” از ریشه “صلْحْ” نگریسته شود، بمعنای آشتی دادن و رفع اختلاف و دعواست، اما اگر از ریشه “صلاح” مورد توجه باشد، بمعنای کار شایسته و ضد فساد است، یعنی هر امری که در آن فساد نباشد. و با این نگاه، اصلاح یعنی:
پیرایش و آرایش، پیرایش از رذایل، بازسازی و نوسازی، اعتلا، تحقق، احساس مودت و بیان کردن آن… که مقابل این تعریف از اصلاح، “فساد” معنی میشود: آلودگی، عجین شدن کدورتها با نیکیها، بی نظمی.
بعد از فهم معنی صحیح این امر، باید دید که در چه حوزه هایی اصلاح مطرح است؟

*اصلاح در نفس
* اصلاح در جسم
* اصلاح در مال
* اصلاح در خانواده
* اصلاح در جامعه
* اصلاح در دین

در هر حوزه از حوزه های فوق فسادی وجود داشته باشد، اصلاح در همانجا بایست انجام یابد.
بعنوان مثال فساد در دین، مورد بررسی قرار میگیرد، به این ترتیب که اول باید به این سوال جواب داد که دین چگونه فاسد میشود؟
از جمله عوامل فساد دین، تبدیل شدن دین قائم به قاعد است، یعنی اصل دین که قائم بوده ورشد و پویایی و بشاشت و تاثیرگزاری بر انسان از خصوصیات آن است، تبدیل به دین قاعد، یعنی دین با از دست دادن تاثیر و پویایی و بشاشت، شده و تنها بعنوان مشغولیت و سرگرمی به آن پرداخت گردد.
از دیگر عوامل فساد دین موارد زیر میباشد:
بدل پذیری دین
ضایع شدن قدرت دین
معکوس کردن دین
سوء استفاده از دین
حاکمیت احکام دین بجای اخلاق
حاکمیت عقیده مفوضه و جبابره و مرجئه .
که یکی از اثرات فساد دین رواج عقیده مرجئه می باشد، و حضرت علی(ع)در این رابطه چنین هشدار میدهد:
اگر مواظب فرزندان خود نباشید، اهل مرجئه آنان را خواهند برد.
در این عقیده “ایمان بدون عمل را” جایگاهی ویژه بوده و عمل در این مقوله اصلا ارزش و جایگاهی ندارد. بعنوان مثال:
»سیاه پوشیدن رادر شهادت ائمه(ع) کافی دانستن
»در شب قدر فقط رفتن به مراسم احیا و تماشاگر بودن درمراسم
»دعا خواندن بدون ضلع سوم یعنی عمل و بقیه را بخدا سپردن
ترک امر بمعروف (حضرت امیرالمومنین علی(ع) میفرماید:

«…لاَ تَتْرُکُوا الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ..» «…در جامعه ای ترک شود، اشرار بر آن امت حاکم خواهند شد…»،).
منازعه عشق با عقل
منازعه علم با دین
دیده شدن کارکردهای خانواده در خارج از خانواده(نبود و فقدان مصداق “زوجٍ بهیج” در میان زن و شوهر، بدینصورت که بجای رشد هم و تخلیه هیجان هم، افزودن بشاشت و شادابی و آرامش در هم بوسیله زن و شوهر، طلاق عاطفی و ازدواج سفید در خانواده ها رخ داده و فساد در خانواده شکل میگیرد).
پدر سالاری، یا زن سالاری، یا فرزند سالاری در خانواده بجای شریعت و حق سالاری.
و ….
همه این موارد از عقاید مرجئه میباشد. که در مقابل این گروه هم “مفوضه” هستند که عقیده دارند «خدا مرده است» و هیچ نقشی در زندگی من ندارد، که همگی برای عدم ظهور و فاصله گرفتن از ظهور بنا نهاده شده است.
در حالیکه در عقیده نجات بخش شیعه نه خدا تعطیل میشود و نه نقش انسان، در کتاب اعیان الشیعه در روایتی عامل نجات و تخفیف عذاب قوم حضرت موسی در سه اعتقاد آنها بیان شده:
آنها جمع شدند و چنین اظهار داشتند:
در ابتدا شکر بر نعمت کردند و ۴۰ سال تخفیف داده شد.
سپس اعلام کردند:خدا رساننده خیر است “نافع” و ده سال دیگر از غیبت موسی(ع) کم شد.
و در مرحله بعدی گفتند:
خدا دفع کننده شرّ است، که در این مرحله ظهور موسی اتفاق افتاد.
و حال اینهمه فعالیت دشمن و جنگ نرم و مورد هدف قراردادن اعتقادات، بخاطر دوری از حقایق دین و ایجاد فساد و رسیدن به اهداف شوم خود هست.
از دیگر موارد فساد در امور مسلمین، عنوان یافتن عناصر غیر دینی در معنای عناصر دینی است:

اهانت تفسیر به صراحت
نفاق تفسیر به صداقت
دروغ تفسیر به درایت
تهمت تفسیر به شجاعت
شعار تفسیر به بصیرت

که بیشترین عامل این تفسیرها مربوط به کوچک شدن حوزه دشمن شناسی با وجود هجمه ها و تعدد دشمنان است.
که از جمله مفاسد و دیگر دشمنان:

ریاکاری
خشونت
امور هیجانی
بی نظمی و بی توجهی
گسست روابط خانواده
توجه به فروع و ظواهر دین بجای اصول و حقایق دین
رواج غَدَر(کلاه شرعی)
تضییع عبادات
کفران نعمت
انفاق برای چپاول
رباخواری
مستی ثروت و پرستش آن
خودسازی خانقاهی بجای خودسازی مسجدی (از جمله ارزش و اخلاق خانقاهی: توجه به کمیت بجای کیفیت، و دخالت ذوقیات در شعائر دین).

که همه و همه از ویژگیها و اثرات دین فاسد شده میباشد.
حال بعد از شناخت حوزه هلی فساد و معنی اصلاح، برای اجابت دعای «اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین» و از بین بردن لایه های فساد چه باید کرد؟
پنج حرکت مقدماتی در این زمینه لازم و موثر میباشد، که قبل از بیان این موارد بایست توجه و باور داشت که فساد قابل اصلاح است که حتما باید برای اصلاح اقدام کرد و این شعار غلطی است که برای اصلاح جامعه و دین فاسد ظهور لازمست و از دست ما کاری ساخته نیست، بلکه برای ظهور بایست این اصلاح ها بدست منتظران حضرتش انجام یابد.
این پنج مورد عبارتند از:

تخلیه نفس( پیرایش از بدیها)
تربیت نفس( تلاش برای خودسازی)
تعلیم نفس(دانش اندوزی)
تزکیه نفس( پالایش یافته های دینی)
حراست دینی(ممارست بر آمادگی، هزینه دادن چه مالی چه جسمی و چه عرضی)
ترک عادات منفی( عادت یعنی: یی توجهی به فلسفه کار بی خاصیتی پ بی تاثیری، بعبارتی دیگر: خروج از حالت تماشاگری)

و در کنار همه این اقدامات، دست یازیدن و توسل به ساحت حضرت حجت (ع) و دعا برای فرج وظهور است، که خود وجود نازنین حضرت فرمودند: «واکثرو الدُّعا بتعجیل الفرج فانَّ ذلک فرجکم» که اگر قدم در اینراه برداشته شود حضرت هروله کنان خواهد آمد:

«…وَإِنْ أَتَانِی یَمْشِی أَتَیْتُهُ هَرْوَلَهً».