سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نوشته های پای منبری (۶)

image_pdfimage_print

الگوبرداری در وظایف از قرآن
لطفا به این آیه توجه کنید:«اذْ قالَ لَابیهِ و قَوْمِه‏ ما هذِه‏ التَّماثیلُ التَّى‏ انْتُم لَها عاکِفُون» (انبیا/ ۵۲) « (حضرت ابراهیم) وقتى به پدر و به قومش گفت: این تصویرها چیست که به عبادت آنها کمر بسته‏اید؟»
این آیه مربوط به ادای یکی از فروع دین یعنی امر به معروف و نهی از منکر می باشد که توسط حضرت ابراهیم (ع) انجام یافته و خداوند متعال بعنوان نمونه برای بندگان خویش در قرآن بیان فرموده است. که در این مجال بسیار کوتاه با توجه به این آیه، چند اصل مهم در امر به معروف و نهى از منکر استفاده می گردد، از جمله:
اهل معرفت بودن آمر و ناهی نسبت به مصادیق اوامر و نواهی (آمر در این آیه حضرت ابراهیم(ع) می باشد).
اولویت قرار دادن ارحام درجه اول در امربه معروف و نهى از منکر (قالَ لَابیه‏).
منحصر نگشتن مخاطب امربه معروف و نهی از منکر بصورت انفردی (قالَ لابیهِ و قَوْمِه‏).
توجه دادن به بزرگی و اهمیت(قبح و حسن) مورد نهی شده و امرشده (ما هذِهِ التَّماثیل‏).
بیدار کردن فطرت مخاطبان امربه معروف و نهی از منکر با شیوه سوال (ما هذِهِ التَّماثیل‏).
متذکر شدن کرامت و شخصیت و ارزش به خود مخاطب در امربه معروف و نهى از منکر (انْتُم لَها عاکِفُون)
قاطعیت و صراحت در امر به معروف و نهى از منکر (انْتُم وَ اباءَکُم‏).
عدم غفلت از رویشها
تلاش و خدمت جمعی و حرکت در مسیر دین الهی و فراهم نمودن شرایط ظهور امام عصر(عج)، همراه با جذب اجزای مناسب و و هماهنگی لازم صورت پذیر است، و این، مسیر کلى این حرکت و پروسه مهم است، اما در این خلال، ممکن است بعضی ها سست شوند و ریزش پیدا کنند، که در حقیقت اینها به ضرر خودشان اقدام کرده اند؛ «فَمَنْ نَکَثَ فَاِنَّما یَنْکُثُ عَلى نَفْسِهِ» «هر کس از این راه برگردد، به ضرر خودش عمل کرده است». و باید اذعان نمود که این راه با این شرایط ، ادامه پیدا کردنى است.
اما گاهاً ریزشهایی که در جمعهای فعال اتفاق می افتد خیلی بزرگنمائی می شود و این در حالی است که از رویشها و جذبها غفلت شده و این غفلت و یا تعویق و یا عدم مدیریت در این پروسه موجب ریزش خودآگاهانه افراد مستعد و فعال میگردد. لذا این حرکت ادامه دار و سیال و پویا که توقفی بذاته ندارد اگر آگاهانه و همراه با بحث و تحقیق و دقت مسئولان مدیریت نگردد و ریزشها علت یابی نشده و رویشها مورد غفلت واقع گردند، نه تنها متوقف شده بلکه اثرات مخرب این توقف، صدمات جبران ناپذیری بر پیکره نظام ولائی خواهد زد.

سخنی از ابوذر
ابوذر در کنار کعبه بپا خاست و گفت:
من جندب بن سکن هستم‏، مردم گرد او آمدند و او گفت: هنگامى که براى شما سفرى پیش مى‏آید، با خود توشه‏اى بر مى‏دارید. پس براى سفر روز قیامت، توشه‏اى بر گیرید.آیا در این سفر، به چیزى نیاز ندارید؟گفتند: ما را راهنمایى کن. جناب ابوذر فرمود: «صم یوما شدید الحرّ للنّشور.و حجّ حجّه لعظائم الأمور.و صلّ رکعتین فی سواد اللّیل لوحشه القبور.کلمه خیر تقولها، و کلمه شرّ تسکت عنها، أو صدقه منک على مسکین، لعلّک تنجو بها- یا مسکین- من یوم عسیر.اجعل الدّنیا درهمین:درهما أنفقته على عیالک، و درهما قدّمته لآخرتک، و الثّالث یضرّ و لا ینفع، لا ترده.اجعل الدّنیا کلمتین: کلمه فی طلب الحلال، و کلمه للآخره، و الثّالثه تضرّ و لا تنفع، لا تردها قتلنى همّ یوم لا أدرکه ».
«در یک روز گرم، به یاد روز حشر، روزه بگیرید. و براى کارهاى سخت‏ ، حج به جا آورید.و براى تاریکى و وحشت قبر، در تاریکى شب، دو رکعت نماز بگذارید. توشه این راه، کلمه خیرى است که بیان مى‏کنى، و کلمه شرى است که از گفتنش خود را باز مى‏دارى. یا صدقه‏اى که به مسکینى محتاج بخشى، تا از مشکلات آن روز دشوار (قیامت) نجات یابى. اى بشر محتاج!! دنیا را در دو درهم خلاصه کن: یک درهم، براى خانواده‏ات نگاه دار. و درهم دیگر را براى آخرتت پیش فرست. و بدان که، درهم سوم، تنها برایت زیان دارد، نه سود. و هیچ گاه به آن نیاز پیدا نخواهى کرد. دنیا را در دو کلمه خلاصه کن: یک کلمه، براى طلب حلال و کلمه دیگر، براى آخرت. و کلمه سوم، زیان دارد و سود ندارد. و به آن نیاز نخواهى یافت( سپس چنین افزود) حسرت روزى که به آن نرسیده‏ام، مرا کشت‏».