سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نوشته های پای منبری (۷)

image_pdfimage_print

از نصایح لقمان به پسرش…
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم تا خوشبخت شوی:
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی.
پسر لقمان گفت: ای پدر!چطور می توانم این کارها را انجام دهم درحالیکه ما خانواده بسیار فقیری هستیم؟
لقمان جواب داد :اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را خواهد داد.
اگر بیشتر کار کنی و دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه دنیاست.
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه ها درجهان برای توخواهد بود…
نشر دانش
حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) نیز قدم چهارم علم را دریک حدیث نورانی، «نشر علم» بیان فرموده اند. و به یقین آنچه امروز به عنوان «میراث علمی» در اختیارماست، حاصل یافته ها، آموخته ها و علوم کسانی است که در گذشته به تشنگان علم آموختند و یا در کتاب هایی نگاشتند و برای آیندگان، به ارث نهادند. کتابت در محافل و جلسات و کلاسهای علمی، ونیز آموزش آنچه که به صورت دانش درآمده و کاملا برای متعلم تفهیم گشته، در حقیقت عمل به گام چهارم علم است.
لقمان حکیم به پسر خود چنین حکیمانه گفته است: «یا بنی! تعلم من العلماء ما جهلت و علم الناس ما علمت»«فرزندم! آن چه نمی دانی، از دانشمندان بپرس و آن چه می دانی، به مردم بیاموز».
اصل تکرار تاریخ وسنت خدا در قرآن
آیاتی در قرآن وجود دارد که همه بر وجود سنتهای الهی در بین انسانها و جوامع تاکید دارند سنتهای حاکم الهی که هرگز تغییر پذیر نیستند:

«…. قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض…» (آل عمران/۱۳۷) « پیش از شما سنت‏هایى گذشته، در زمین بگردید و به بینید عاقبت تکذیب کنندگان (پیامبران) چگونه بود»

«اسْتِکْبَارًا فىِ الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّیىّ‏ِ وَ لَا یحَِیقُ الْمَکْرُ السَّیئّ‏ُِ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَن تجَِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَ لَن تجَِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تحَْوِیلاً»(فاطر/۴۳)« دورى آنان از راه به جهت استکبار و بلندپروازى در زمین و نیز به علت مکر بدى که داشتند بود و مکر بد جز به اهل مکر برنمى‏گردد، پس آیا منتظر سنتى هستند که در امم گذشته جارى ساختیم، در این صورت براى سنت خدا نه دگرگونى خواهند یافت و نه برگشتن از قومى به قومى دیگر»

اما این آیات به معنای تکرار تاریخ نیست چون نمی توان گفت تاریخ تکرار پذیر است بلکه این دلایل و علل مشترک هست که نتایج و حوادث مشابه را بوجود می آورند به نحوی که انسانها گمان می کنند تاریخ تکرار شده است. هر عمل نتیجه ای خاص دارد حتی اگر یک قرن از آن بگذرد و تکرار شود باز همان نتیجه را خواهد داد…
لغزش عالمان
اصولا کار عالم و متخصص دین، راهنمایی مردم به سوی راههای سعادت و بازداشتن از مسیر انحراف و گمراهی است و این زمانی است که خود عالم، در زندگی اهل عمل بوده و خود را از لغزشها و انحرافات مصون بدارد. احادیث فراوانی درباره اثرات لغزش عالم وارد است از جمله:
«زلّه العالم کانکسار السّفینه تغرق و یغرق معها غیرها»(غرر الحکم/ ۴۲۶) «لغزش دانشمند مانند شکست برداشتن کشتى است که باعث غرق شدن خود و همراهانش مى‏شود».
زلّه العالم کبیره الجنایه»(غرر الحکم/ ۴۲۷)« لغزش دانشمند جنایتى بس بزرگ است».
« زلّه العالم تفسد العوالم.»(غرر الحکم/ ۴۲۶)« لغزش دانشمند جهانیان را فاسد مى‏کند».
« من لم یصلح نفسه لم یصلح غیره»(غرر الحکم/ ۷۰۲)« کسى که به اصلاح خود نپرداخته دیگران را اصلاح نخواهد کرد».
« کیف یصلح غیره من لم یصلح نفسه»(غرر الحکم/ ۵۵۵)«کسى که خود را اصلاح نکرده چگونه دیگرى را اصلاح مى‏کند؟!»
«کیف یهتدی الضّلیل مع غفله الدّلیل»(غرر الحکم/ ۵۵۳)« با غفلت راهنما چگونه گمراه هدایت مى‏یابد؟!»

 

آخر منبر با زمزمه دعای امام زمان(عج):

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَهِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَهِ وَ صِدْقَ النِّیَّهِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَهِ وَ أَکْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَهِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَهِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَهِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَهِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَهِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَهِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَهِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَهِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَهِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَهِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَهِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَهِ وَ الرَّحْمَهِ، وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّکِینَهِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَهِ وَ التَّوْبَهِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّهِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَهِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَهِ وَ عَلَى الْغُزَاهِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَهِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَهِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَهِ وَ عَلَى الرَّعِیَّهِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَهِ وَ بَارِکْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَهِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ».