سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نوشته های پای منبری (۱)

image_pdfimage_print

در طول سال در مناسبتها و اوقات مختلفی بصورت اتفاقی یا برنامه ریزی شده، پای منبر می نشینیم وسخنها می شنویم، چه بهتر که همیشه در نزد خود کاغذ و قلمی همراه داشته و نکات ریز و مهم را نُت برداری نمائیم تا هم از فراموشی آنها جلوگیری کرده و هم در آینده بتوانیم به انحاء مختلف از آنها استفاده کنیم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «الْعِلْمُ وَحْشی قَیَّدوهُ بِالکِتابه».
عناوین زیر از آن دست سخنان پای منبری است که امید است مورد توجه قرار گیرد.

آبرو داری کردن
…شخصی آمد در کوچه و فریاد میزد: غیبت من مجاز است هر کسی هر چه می خواهد بگوید من راضی هستم .. پیامبر او را دیدند و از این کار زشت نهی اش کردند….
….. حیثیت مردم چیزی است که در قرآن خیلی گران است ومتاسفانه در میان ما خیلی ارزان …
نکته : اگر انسان مرتکب گناهانی شود و کفر بورزد، جهنمی می‌شود اما اگر گناه نکند و فقط آبروریزی دوست داشته باشد، جهنمی میشود «إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» یعنی کسی که لذت ببرد یک مسلمانی آبرویش برود ؛ بابت همین علاقه‌اش عذاب دردناکی برایش مقرر است یعنی همه گناهان روی ( یفعلون )گناه هستند و عذاب دارند ولی گناه آبرو ریزی روی ( یحبون ) گناه است و عذاب دارد ..
توجه!! همه گناهان ۲ شاهد میخواهد بجز گناه زنا که ۴ شاهد میخواهد چون پای آبرو در میان است ..
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَایَهً یُرِیدُ بِهَا شَیْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِیَسْقُطَ مِنْ أَعْیُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَایَتِهِ إِلَى وَلَایَهِ الشَّیْطَانِ فَلَا یَقْبَلُهُ الشَّیْطَانُ».
….ونیز پیغمبر فرمود: شب معراج دیدم افرادی که ناخن هایشان مثل مس بود چنگ می‌زدند و خودشان را خونی می‌کردند از جبرئیل پرسیدم اینها که هستند؟ گفت : اینها کسانی هستند که آبروی مسلمانها را می‌ریختند…
یک تلنگر…
سلمان ایرانی بود و در اوج آتش پرستی جامعه ی خود، خویشتن را به اسلام تسلیم کرد…
من ایرانی هستم و در جامعه شیعی بدنیا آمده ام، او چه کرد و چه شد و به کجا رسید (سلمانُ منّا اهلَ البیت)…
و من چه می کنم و در کجا هستم و به کجا خواهم رسید؟!…….
کاربرد متنوع علم….
…باید گفت امروزه اطلاعات دینی زیاد است و ارتباطات دینی بسیار کم…امروز بیشتر این اطلاعات دینی …
گاهی برای تفاخر…
گاهی برای محاجّه…
گاهی برای داشتن راهی فرار …
گاهی برای ارزیابی دیگران… بکار گرفته می شود بجای اینکه مدل زندگی با آن شکل گیرد…
معمولا اتفاقات بد با اطلاعات دینی می افتد…
مثال: آئین نامه رانندگی را می خوانیم تا امتحان بدهیم نه اینکه در رانندگی بکارش بندیم…
درس می خوانیم تا مدرک بگیریم نه اینکه کارمان را روی آن پایه ریزی کنیم(که امروز با پول هم مدرک بدست می آید)…
آیا می توان نام علم بر روی اینها نهاد؟
 عامل دلزدگی
نکند باعث دلزدگی دیگران از دین شویم: مــردی یهـــــــــودی برای موذنی مسلمـــــــــــــــان هدیه ای آورد، مسلمان تعجب کرد و علت را جویا شد، یهودی گفت : دختری دارم مـــــــــــی خواست مسلــــــــــــــــــمان شود .. هر چه به او گفتم اسلام دین خــــــــــــوبی نیــــــــــست قبــــول نـــکرد ولـــــی از وقتـــــی صــــــــدای زشت اذان تو را شنیــــــــده از اسلام بیزار شـــــــــــده است …
تو که قرآن بدین نمد خوانی ببری رونق مسلمانی …
هشدار در ایجاد محبت ائمّه در بین مردم
اگر در مجالسی که برای تعظیم شعائر الهی و به نیت مجالس ذکر فرمایشات ائمه اطهار(علیه السلام) دقت نشود، بجای افزایش محبت ائمه(ع) در دل مردم، با کاهش آن روبرو خواهیم شد. جلوگیری از ملال آور شدن مجالس اهل بیت(علیه السلام) وظیفه ی خادمان اهل بیت(علیه السلام) می باشد لذا:
عدم بد رفتاری و نگاههای تند و زیر چشمیها
پرهیز از تحقیر کردن مخاطبین مخصوصا بچه ها و نوجوانان وبی اعتنایی به آنها و کل میهمانان مجلس
استفاده از افراد خوش لحن وصدا، خوش برخورد و گشاده روی و با ظاهری آراسته برای خدمت در مجلس و ایفای مسئولیتها
عدم طولانی نمودن عزاداریها و مداحیها
انتخاب موضوع سخنرانی به نسبت شئون و تحصیل و فهم مخاطب و…و نکاتی که متصدیان این امور باید به آنها توجه ویژه ای نمایند تا هم موجب جلب عنایات حضرات معصومین نسبت بخود گردند و هم در افزایش علقه و محبت به آن بزرگواران سهیم باشند.
سختتر از فراق آیا هست؟
از موسى پرسیدند: سخت‏ترین لحظاتى که بر تو گذشت، کدام لحظه بود؟ گفت: با آنکه از فرعونیان تهمت‏ها شنیدم و از بنى‏اسرائیل بهانه‏جویى‏ها دیدم، ولى دشوارترین زمان، آن لحظه‏اى بود که خضر گفت: هذا فراق بینى و بینک …
بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران‏ کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران‏…
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو…
می رود از فراق تو آب رخ از دو دیده ام دجله به دجله، یم به یم، چشمه به چشمه، جو به جو…
و واقعا بدترین عذاب فراق است آن هم از فراق بنده ازمولا . .. صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک ..
فریب…
مسعودی می گوید در جمل قدم میزدم، جنگ تمام شده بود و کشته ها روی زمین بودند، جنازه ای از دشمن را دیدم که هی بلند میشود و هی می افتد، رفتم دیدم دو دستش قطع شده است، داشت جان می داد و ناسزا هم میگفت، گفتم : قل لا اله الا الله، به من گفت : بیا جلو در گوش من تلقین کن، صورتم را جلو بردم ناگهان با دندانش گوشم را گرفت آنقدر کشید تا بریده شد، به من گفت : برو پیش عایشه بگو فلانی مرا فرستاده، بگو ما فریب خوردیم با علی جنگیدیم، این گوش را به عنوان نشانه ببر …
و دل گویه های آخر منبر…
الهی ! غریب ترین روزهای فاطمه است و سالگرد تلخ ترین و مسموم ترین هوای روزهای سال یازده هجری. حال زهرا(سلام الله علیها) گواه و گویای روزهای کبود پس از شهادت پدر مهربانش … اگر تنهایی علی(علیه السلام) نبود و رسالت عاشقانه ی زهرا، به یقین همان ساعت به پدر می پیوست و دنیای پست را با رنگ و نیرنگش به دلدارانش می سپرد …اما او ماند تا زمین و زمان را با درد فاطمی بیازماید…او ماند تا آخرین پیام انزجار و برائت خویش را به گوش دنیا برساند… با مژده ای که پدر عزیزتر از جانش در لحظات آخر به گوشش زمزمه کرده بود غم فراقش را تا حدودی تسلی می بخشید…
روزهای بیقراری زهرا…
قد کان بعدَکَ أنباءٌ و هنبهٌ لَوکُنتَ شَاهِدَها لم کُثِر الخَطبُ
انّا فقدناک فقدَ الأرض واِبلَها واختلّ قومُک فاشهَهم ولاتَغِب
بعد از تو پدرجان، گرفتاری ها بر ما افزون شد و اگر بودی، این سان نمی گشت، همانا تو را از دست دادیم، چون زمینی که دانه های برجسته بارانش را گم کند و اکنون قوم تو از هم گسیخته و پراکنده اند، پس شاهد ایشان باش! در حالی که مشتی از خاک مزار را میبوسید و از نای جان عرضه می داشت:
ماذا عَلَی مَن شَمَّ تُربَهَ أحمَدَ أن لایَشَمَّ مَدَی الزَّمان غَوَالیا
صُبّت عَلَیّ مَصَائبُ لو أنّها صُبّت عَلَی الایّام صِرن لَیالیا
آن که عطر خاک مزار احمد را ببوید، چه زیان که در روزگاران خویش عطر دیگر نبوید، اینک مصیبت هایی بر من فرود می آید که اگر بر روز فرود می آمد، آن را به شب مبدّل می ساخت.
زخم زبانهای کوردلان در این روزها به اوج خود رسیده بود: …گریه های سوزناک شما، دل ما را می آزارد، تقاضا داریم که یا شب گریه کنید یا روز … سالگرد تأسیس بیت الاحزان فاطمه بدست همسر مظلومش علی…
این روزها بلال از اذان گفتن امتناع میورزید اما به خواست یگانه دخت پیمبرش با صدای حزین و لرزان اذان را شروع کرد، اما … با ذکر أشهد انّ محمداً رسول الله(ص) فاطمه(س) فریادی از نای جان کشید و بیهوش شد… بس کن بلال فاطمه را یارای شنیدن نیست… بلال متوجه شد و اذان را ادامه نداد. وقتی زهرا(س) به هوش آمد از بلال خواست، اذان را به پایان رساند. بلال عرضه داشت، ای سرور زنان، مرا معاف دار که بیم بر وخاومت حالتان دارم…
بارالها! به روزهای غمناک و حزن آلود زهرایت ما در فراهم نمودن شرایط ظهور منتقمشان یاری بفرما و قلب نازنیش را از ما راضی و خشنود بگردان…
«اللّهمَّ صلِّ علی فاطمه و ابیها وَ بَعْلِها و بَنیها و سرِّ المُسْتوْدَعِ فیها بعدد ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُک»

 

قسمت دوم نوشته های پای منبری را اینجــــــا بخوانید.