سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

نوشته های پای منبری(۵)

image_pdfimage_print

توجه و دقت در اموال و خواسته ها
چه بسا انسان برای کسب مادیات خود را به این طرف وآن طرف بکوبد تا به آن برسد اما از عواقب و اثرات آن نتواند دین خود را سلامت بدارد. اما این به معنای دوری از مال دنیا و مادیات نیست، این هشداری است تا حبّ و علقه ها تعدیل شده و در نوع گرایشات دقت گردد. در تاریخ آمده که عثمان دویست دینار به وسیله دو نفر از غلامانش برای ابوذر فرستاد، که احتیاجاتش را تأمین کند. ابوذر پرسید: آیا عثمان به کس دیگری از مسلمانان چنین پولی داده است؟ گفتند: خیر. ابوذر گفت: من هم یک مسلمانم، پس آن چه به من می رسد، به آنان نیز باید برسد. گفتند: عثمان گفته؛ این پول از شخص خودم می باشد و با حرام آمیخته نشده است. ابوذر گفت: من از بی نیازترین مردم هستم و احتیاجی به آن ندارم. غلامان گفتند: ما که چیزی نزد تو نمی بینیم؟! گفت: من دو قرص نان جو دارم و به این پول احتیاج ندارم و به خدا سوگندآن را نمی پذیرم؛ زیرا من ولایت علی (علیه السّلام) و اهل بیت او را که پاک هستند و به حق دعوت می کنند دارم، لذا (از هر کس و هر چیزی) بی نیازم. غلامان گفتند : اگر این پول را از ما بگیری عثمان ما را آزاد میکند؛ابوذر : شما آزاد میشوید و من گرفتار …
فایده پرسش گری و سه جریان مهم تاریخی بر اثر عدم پرسش
داشتن حیا در سوال مخصوصاً در مسائل دینی، حیای مذموم است، سوال نیمی از علم است که فواید بسیاری دارد در روایات آمده که:«اَلْعِلْمُ خَزائِنُ وَ مَفاتیحُهُ السُّؤالَ، فَاسْأَلوا رَحِمَکُمُ اللّه ُ، فَاِنَّهُ تُؤجَرُ اَرْبَعهٍ: اَلسّائِلُ وَ الْمُتَکَلِّمُ و الْمُسْتَمِعُ و الْمُحِبُّ لَهُمْ».
«دانش، گنجینه هاست و کلیدهایش پرسش است. خداوند شما را رحمت کند، بپرسید؛ زیرا چهار کس از پرسش شما اجر و مزد دارند: پرسش گر، سخن گو، شنونده و دوستدار آنان».
تاریخ تابحال از عدم پرسش از وقایع و حقایق و نادانسته ها ضربه های محکمی خورده، برای نمونه: علت انحراف قابیل و کشتن هابیل علاوه بر حسادت ، عجله بود و سوال نکردن، عجله کردن باعث شد که از علت قبولی قربانی هابیل نپرسد و به گناه کبیره قتل مرتکب شود، و نیز برادران یوسف هم این انحراف را باردیگر و جور دیگر مرتکب شدند، یعنی نرفتند از پدرشان سوال کنند که چرا یوسف را بیشتر دوست دارد.و ضربه مهم اینکه در جریان غیبت صغری، در مورد غیبت حضرت ولیعصر(عج)و اینکه چرا با وجود امام حیّ و حاضر باید توسط نوّاب با ایشان ارتباط برقرار کرد، کسی چیزی نپرسید و علتی جویا نشد تا در پی رفع علت برآیند، لذا غیبت صغری به غیبت کبری تبدیل گشت و هنوزم هم که هنوز است جهان در گرو پس دادن تاوان این بیخردیها و بی پرسشی هاست…
تحفه ای از ابوذر
روایت از امام صادق(صلوات الله علیه) است که حضرت فرمودند: «کَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِی ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَا أَبَاذَرٍّ أَطْرِفْنِی بِشَیْءٍ مِنَ الْعِلْم» شخصی نامه‌ای نوشت به ابوذر و گفت تحفه‌ای از علومی که داری به من بده؛ «فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَنَّ الْعِلْمَ کَثِیرٌ وَ لَکِنْ إِنْ قَدَرْتَ أَنْ لَا تُسِیءَ إِلَى مَنْ تُحِبُّهُ فَافْعَل» ابوذر در جواب نوشت:«علم زیاد است؛ولی اگر می توانی، به کسی که او را دوست داری بد نکن». وقتی این جواب به دست آن شخص می‌رسد، سراغ ابوذر می رود و می‌گوید: این چه حرفی است که می‌گویی بد نکن به کسی که دوستش داری؟! «فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ هَلْ رَأَیْتَ أَحَداً یُسِیءُ إِلَى مَنْ یُحِبُّه؟!قال: نَعَمْ، نَفْسُکَ أَحَبُّ الْأَنْفُسِ إِلَیْک فَإِذَا أَنْتَ عَصَیْتَ اللَّهَ فَقَدْ أَسَأْتَ إِلَیْهَا » «مگر تو کسی را دیده‌ای که شخصی را دوست داشته باشد و به او بد کند؟! آدم کسی را که دوست دارد به او خوبی می کند نه بدی، ابوذر گفت: بله! قبول داری که جان تو پیش تو محبوب‌ترین جان‌ها است؟وقتی رفتی سراغ گناه، این همان موقعی است که داری به خودت بد می‌کنی (اسائه به نفس)».
پنج سرزنش تربیتی
اگر انسان میان سخت و آسان، آسان را انتخاب کرد باید خود را سرزنش کند.
اگر سعی انسان بر این باشد که از دورویی به بزرگی برسد باید خود را سرزنش کند.
اگرانسان پس از انجام اشتباه، خود را با اشتباه دیگران دلداری دهد باید خود را سرزنش کند.
اگر انسان سستی خود را از ضعف خود نداند و دیگران را متهم کند باید خود را سرزنش کند.
اگر انسان مناجات و راز و نیاز خود را در مقابل خداوند فضیلتی برای خود محسوب کند باید خود را سرزنش کند.

آخر منبر و دست نیازبه درگاه بی نیاز

«بارخدایا! تو خود یاران خویش را آشناتر هم‏دمی، و هم در پشتیبانی از آنان که بر تو تکیه دارند، آماده‏ترین؛ در خلوت رازهایشان گواه آنانی و از درونشان آگاه و بر میدان دیدشان دانا یا بدین سان، اسرار آنان برایت هویدا و قلب‏هاشان در پیش‏گاهت شیفته و شیداست. اگر تنهایی به هراسشان افکند، با یاد تو انس گیرند؛ و اگر از هر سو بر سرشان بلا ببارد، به حضرتت پناه آورند با این آگاهی کامل که رشته تمامی جریان‏ها در دست توان‏مند تو باشد و مجاری صدور امورشان جز به قضای تو نباشد. پروردگارا!اگر از بیان خواسته خود عاجز شوم و یا در پیدا کردن راه و رسم در خواست‏خود نابیناگردم، تو مرا بر مصالح خویش راهنمائى کن و قلبم را به سوى آنچه رشد و صلاح من است‏ رهبرى فرما که این کار از هدایتهاى تو به دور نیست و بر آوردن چنین خواسته‏هائى براى توتازگى ندارد.پروردگارا! با عفو و بخشش خود با من رفتار کن، نه با عدل و دادگریت».

فرازهایی از دعاهای حضرت امیرالمومنین(ع)