سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ولایت  مرزرشد و غیّ

image_pdfimage_print

با دقت در امر تبلیغ و تبیین و دعوت به دین اسلام، متوجه این نکته بسیار مهم می توان شد که در مقایسه با دعوت به یکتاپرستی و توحید، در دعوت به ولایت پذیری و امامت، سختیها و چالشها و درگیریهای زیادی وجود دارد. به عبارت دیگر مشکلات مسیر  داعیان الی الله و انبیاء مرسل در دعوت مردم بخدا و پرستش خدا و دوری از شرک و بت پرستی، بسیار بسیار کمتر از دعوت به ولایت و تبیین امرخلیفه اللهی است . لذا میزان دشمنی که در مسیر ولایت پذیری برای اسلام و دین و مومنان شکل می گیرد از دشمنی با وحدانیت خدا و خداپرستی بیشتر بوده و به تبع آن مبارزه با این گروه هم بسیار سخت و دشوار و پیچیده است.

در دوران رسالت نبی گرامی اسلام  درمقطعی که پیامبر موظف به  دعوت آشکاربه خداپرستی و زدایش بت پرستی از جامعه بود، کارها بسرعت پیش رفته و مخالفان کمتری بروز و ظهور می یافتند اما همینکه یرخی از همین موحدان در مقاطع مختلف  صحبت از جانشینی پیامبر را شنیدند، کفر و نفاق درونی آنها آشکار شده و به مخالفت با این امر پرداختند.و مصائب بر امامان و گلهای سرسبد خلقت از همین جا آغا زشد، البته ریشه این مخالفت و منشأ اصلی آن به مخالفت  شیطان بر سر سجده بر حضرت آدم برمیگردد، آن زمان که خدا آدم را افرید و از تمام ملائکش خواست بر او سجده کنند، شیطان سرپیچی و استنکاف نمود، چراکه در نظرش رسیدن بخدا مهم بود و عبادت خدا کافی  بنظر میرسید و به عبودیت و مسیری که خدا برایش مشخص کرده بود ایمان نیاورد  واین دشمن قسم خورده بعد از مشاجراتش با خدا چنین اظهار داشت که:

« قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنىِ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صرِاطَکَ الْمُستقیم»

 که منظور از صراط مستقیم ولایت و امامت میباشد.  و خدا نیز در آیات متعدد پاسخ دندان شکن به شیطان فرمود و با مهندسی معکوس ترفند او را بی اعتبار نموده است:

«وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ »(اعراف / ۲۰۰)

«انَّ عِبادی لَیسَ عَلیهِم بِسُلطانٍ» (اسراء / ۱۷)

«اِنَّهُ لَیسَ لَهُ سلطانٌ عَلَی الَّذینَ امَنوُا و عَلَی اللهِ یَتَوَکَّلوُن» (نحل /۹۹)

آنچه در این میان مشکل بسیاری از منحرفین و مخالفین می تواند نام برده شود، عدم تشخیص عبادت و عبودیت است. عبادت جزئی از عبودیت است و عبودیت  گسترده ای است که در آن عبد، فرمان  معبود را بی کم و کاست گرفته و هر طور که اوخواسته و همان  مسیر را که خودش تعیین فرموده، بی چون و چرا طی میکند.  ولایت از  سر رحمت  خداست تا انسان حتی اگر بسوی خدا هم میرود بی خدا راه  نرود و در مسیر حرکت بسمت خدا خود را تنها و مستقل نبیند چراکه خطرات  بسیاری او را تهدید میکند، لذا امامت را پایه نهاده تا او را در مسسیر عبودیت چراغ و راهنما و مونس و همدم باشد و دژی محکم در برابر آسیبها و خطرات، چرا که امامت تنها مسیر امن و پایدار الی الله میباشد:

«انتم ااصّراط الاقوم»

اما در اینکه چرا در توحید به اندازه ولایت و امامت مشکلات عدیده وجود ندارد و مخالفان کمری نسبت به امامت دارد، باید گفت که بحثهای مربوط به توحید چون برگرفته از امور فطری انسان است و ملزومات آن بیشتر  مفهومی است  و بخودی خود عینیت ندارد لذا آسان میتوان پذیرفت و میزان خداپرستی منهای امامت، ظاهر قابل رویت نیست تا مخالفتی صورت گیرد، اما  کاربردی شدن مفهوم  خداپرستی و مصداق یافتن آن در بحث  نبوت و بیشتر امامت و اطاعت بروز پیدا می کند وبعنوان  معیار و سنجش و مبنای خداپرستی قرار میگیرد. لذا شیطان و به تبع و پیرو آن شیطان پرستان و آنانکه مورد کید و فریب شیطان قرار میگیرند در مسیر ولایت دچار تزلزل شده و از صراط مستقیم قدم بیرون می نهند.

خدا پرستی و راههای آن بسیار  و بتعداد انفس خلایق راه وجود دارد زیرا استعداد و تواناییهای انسان مختلف و متفاوت است، اما آنچه به این راهها جهت میبخشد و همه را به یک مقصد رهنمون میسازد، ولایت است. و این مسیر بعلت حساسیت خداوند متعال و جایگاه ویژه ای که به آن بخشیده است در طول تاریخ با مخالفان سرسختی مواجه شده و قربانیهای بسیاری داده است.

پس  ولایت مرز بندگیست و  از یکطرف نکته توقف و مقاومتهای دشمنان محسوب میشود وبیشترین منازعات و ریزشها و پرچالشترین مباحث دینی بر سر آن اتفاق می افتد و از طرف دیگر نیز  رویشها  و رشدها ، از این منبع سرچشمه میگیرد، و رویش در ظرف امامت، رشد بی نهایت و احسن در پی دارد.

درطول تاریخ امامت امامان (علیهم السلام) روشهای سه گانه در حل این معضل انسانها بکار گرفته شده و اولیای الهی  در این طریق تلاشها و از جان گذشتیها نمودند، در دوره های نخست بعلت عدم آمادگی مردم، غیر مستقیم وارد عمل شدند،  سپس بمقتضای زمان و شرایط به تبیین عقلانی و منطقی امامت پرداخت کردند در دور پایانی به دفاع و جهاد از مقام امامت و ولایت اقدام نمودند که دوران  امام هادی(ع) بعلت نهایت یافتن  مخالفتها و سرکشی و عصیانها، این مساله داغتر و آشکارا انجام یافت. مشکلات و هجمه هایی چون:

  • طرح مخلوق بودن قرآن
  • گروه غالیان
  • اظهار دشمنی علنی با علی و اولاد طاهرینش
  • تخریب حرم امام حسین(ع)
  • و در میضیقه و تنگنا قرار دادن اهل بیت امام هادی (ع) در مدینه بطوریکه برای چند نفر یک لباس نماز بسختی فراهم بود

همه و همه  از ظلمها و مشکلات ولایی دوران این امام مظلوم بود، که حضرت با فرهنگ هادوی به مبارزه آنان  برخاست. وبعنوان نمونه با صدور زیارت جامعه از جانب آن بزرگوار در تبیین و تدوام امر ولایت گامی بس مهم در امر ولایت  برداشتند و شیعیان برتری در سایه فرهنگ و معارف این زیارت جامع و کامل تربیت و رشد یافتند و امروز بقای امر ولایت و کم شدن چالشها نسبت به آن زمان ، مرهون فعالیتها ومجاهدات امام هادی(ع) میباشد، چرا که اگر فقط فعالیتی بغیر از زیارت جامعه هم نداشتند این زیارت خود عامل تعلیم و تربیت مخلصانیست که از گزند شیطان به ریسمان ولایت چنگ میزنند و در حصن حصین ایشان خود را رها کرده و وجودشان را جهت شکوفایی میوه معرفت به امام زمان خود در بستر زیارت جامعه می سپارند.

پس ولایت تنها راه نجات انسان از هلاکت و تنها مسیر سعادتی است که خداوند متعال برای انسان بنا نهاده و او را از این مسیر و اطاعت امتحان کرده و در صورت اطاعت از مولای زمان به بهترین نعمات و لذتهای دنیوی و اخروی میرساند، که بدلیل این اهمیتش، مخالفان سرسخت یافته و تا ظهور آخرین منجی بشریت این سختیها ادامه دارد، اما با استعانت از مقام ولایت میتوان تمامی موانع قرار یافتن در این مسیر  و وصال و قرب با محبوبان الهی را کنار زد و برای زیستن و معیت با جانشین خدا در مسیر خدا ، نه تنها خود بلکه جهان را تحت حکومت و سرپرستی این امر نمود و حق  فدائیان این مسیر را که یکی از آن بزرگواران امام هادی (ع) میباشد، ادا کرد.