سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ویرایش شده ی رسانه ای

image_pdfimage_print

چندین سال پیش انسان با قطع وسایل ارتباطی که مصداق بارزش تلفن بود، دچار ناراحتی شده و احساس تنهایی و دوری از آشنایان به وی دست میداد و بسختی مدت قطع تلفن را تحمل میکرد، اکنون نیز با روی کار آمدن وسایل ارتباطی متنوع که بیشتر از طریق سیستم اینترنت اتصال یافته، قطع این امکان ارتباطی، روابط را مختل و بیشتر برنامه ها را دچار نابسمانی کرده و برای یک فرد عادی هم که اینترنت اسباب ارتباط او با دوستان و یا ابزار ی در فراغت و پر کردن آن بود احساس ناخوشایند و دلگیری دست میدهد.

همه این عوارض ناشی از قطع ارتباط سنتی و نشستهای دوستانه و فامیلی و پراز خیر و برکتی است که متاسفانه دیده می شود. هم نشینی های طولانی در این محیطها و مخاطب قرار گرفتن شبکه های ماهواره ای تاثیراتی را بر انسان می گزارند که با توجه به این تاثیرات این نکته بدست می آید که تمامی این امکانات و کار رسانه و اربابان حوزه ارتباطات جمعی همه به این سمت جهت گیری شده اند تا انسان را با نام و شعار آزادی متقاعد نمایند تا فرهنگهای این محیطها را بپذیرند و در زندگی انتخاب کرده و بکار بندند.
دلیل بر این مطلب استوار شدن چهارچوب رسانه ها بر ضعفهای بشر چون جهل و شهوت و غضب و در کل خواسته های نفسانی است. اگر از فردی که بدون در نظر داشتن هدف مقدس بسراغ این رسانه ها میرود سوال شود که علت تهیه این دستگاههای دریافتی چیست؛ جز پاسخهای کلیشه ای چون:

استفاده از اخبار، راه اندازی صرفا شبکه های مجاز، تماشا کردن شبکه های مفید و… چیزی شنیده نخواهد شد، در حالیکه گاهی کار بجایی می رسد که با وجود این دلایل، قطع اینترنت از طرف صاحبان کار یا ایجاد محدودیت برای کاربران توسط خانواده ها یا مسئولین مربوطه اتفاق می افتد که حاکی از واهی و پوچ و غیر حقیقی بودن دلایل است. با دقت روی این مسئله این برداشت و اعتقاد تقویت میشودکه آن سیستم رسانه ای که بر ضعفهای انسان بنا شده سعی بر تخریب و ستاندن قوای تجلی عزم و اراده انسان که عناصر مهم برای رسیدن به آزادی هستند را دارد و به هیچ عنوان این رسانه ها ابزار مناسب در جهت رشد و رسیدن به آزادی مطلوب انسان نیست.اگر سالیان قبل برای زدن و احداث یک مجله فیلترهایی وجود داشت و داشتن اخلاق حداقلی را بر آن افراد لازم می دانست، همه و همه بخاطر جلوگیری از این مخاطرات جدی و نتایج سوء بود. یک مثال خیلی بارز و روشن: چون اکنون این فیلترها وجود ندارد و یکفرد با بدترین اخلاق و پیشینه سوء براحتی دست به تهیه برنامه ای میزند، لذا زمانیکه یک زن یا مرد مخاطب این رسانه ها گشته و توسط همینها مواجه با تصاویر ادیت شده ی رسانه ای می شود،نتیجه اش چیزی جز قرینه سازی و افتادن به فضای مقایسه توسط همسران نیست، لذا در این مثال با این اوضاع انتظارات همسران از هم بهم خورده وبا عدم پاسخگویی به انتظارات، زنها مردی دیگر را زیبا می بینند و مردها زنی دیگر را زیبا می پندارند در نتیجه اضطرابی شکل گرفته و این اضطراب، یک رفتار خاصی ایجاد می کند که در دنباله ی این رفتار، عکس العمل خاصی ظهور می یابد و رفته و رفته تنش و برخورد و …صورت می گیرد و بدین ترتیب دیدن و مخاطب شدن یک برنامه ماهواره ای که سازنده و کارگردانش دور از شئونات و اخلاق انسانی آن را تهیه و تدوین نموده، ممکن است بصورت تدریجی  به طلاق در یک خانواده بینجامد، در حالیکه تصاویر دیده شده حقیقی نبوده بلکه چنانچه گفته شد یک صحنه سازی رسانه ای و ویرایش شده رسانه ای است برای جذب مخاطب و کسب و درآمد و رسیدن به اهداف شوم افراد پست پشت پرده.
پس زمانیکه دیده شود رسانه می تواند افکار را تحت سلطه خود مدیریت کند بایست به رسانه و امکانات هم بعنوان تهدید و هم فرصت نگریست. فروپاشی خانواده ها توسط رسانه ها با شعار نظامندی و آزادی در واقع چیزی نیست بجز تحمیل نظام فرهنگی آلوده و منحرف بر یک نظام فرهنگی که بصورت سنت و عرف جامعه اسلامی بود.
در فرهنگ اسلامی قدرت پیش بینی رفتارها در تمام سطوح وجود داشت که دلیل بر این سخن، حس بی احترامی و یا حواشی برنامه هاست که همگی ریشه در پیش بینی کردن ارتباطات است که در بیشتر اوقات انسان به نسبت معرفت و آگاهی قبل از ورود به این ارتباط خود را با ابزارهای و آداب ارتباط مطلوب بیمه و امنیت می بخشد اما با روی کار آمدن رسانه ها این پیش بینی هارخت بسته و منجر به فراموشی سنتها و آداب و رسومها شده و افراد در برابر عملهای الگو گرفته از این رسانه ها، نه تنها احساس امنیت نکرده بلکه با عکس العملهای متفاوتی روبرو می شوند که یارای مقابله و دریافت این نوع عکس العمل را ندارند که منجر به شکست روحی و عاطفی و انواع تاثیرپذیریها از برنامه ها می شوند.
اما برای جلوگیری از خطرات این رسانه ها و ترمیم سنت تخریب شده و بازگشت به آن آخر مطلب به ذکر دو راهکار اختصاص داده می شود:

۱- تغییر سواد و بینش رسانه ای مخاطب نسبت به مصرف پیامها و الگوهای رسانه ای
۲- فهم درست و درک درست از پیامهای رسانه ای

اگر بتوان مخاطبین را در کنار هجوم رسانه های مختلف به درون خانواده ها، به این دو ابزار مجهز کرد، در واقع می توان گفت که قدرت مقابله با اثرات سوء این قوطیهای هزار رنگ فریبنده را تا حدودی بدست آورده و میتوان آنها را مهار نمود که با این روش تا حدودی خواستگاه این رسانه ها که تربیت جدید و فراموشی اصول و ارزشهاست برچیده می شود.