سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

پروژهء ظهور (۳)

image_pdfimage_print

ضرورت هنر تطبیق خود با اجتماع و کار جمعی

در مطلب شماره ۲ اشاره شد که برای پروژهء ظهور، گروهی لازم است که هم در خود و هم در دیگران تغییرات ضروری را ایجاد کرده و برای ظهور آمادگی لازم را فراهم آورند.
در این پروژه یکی از مهمترین آمادگی های لازم و تغییرات ضروری، توان و هنر تطبیق خود در کارهای جمعی و اجتماعات کوچک و بزرگ است.
در حقیقت عاملی که در به تأخیر انداختن، بیشترین سهم را دارد، ضعف و ناتوانی در زیست جمعی و شرکت در کارهای جمعی است، با قبول این مورد، راحت می توان گفت آنهایی که اهل نماز نبوده و از فسق و فجور هم گریزی ندارند، بیشترین عامل تأخیر ظهور نیستند، بلکه چه بسیار اهل نمازی که به علت ضعف در کارهای اجتماعی و هنر تطبیق خود با جمع، از ارتباط و شرکت در کار جمعی فرار می کنند که عامل افتراق اعضاء در جمع های مذهبی می شود، و این در حقیقت معضلی است که امروز بیشتر در میان داعیان ظهور پدید آمده و به جای اجتماع قلوب، چه بسا به افتراق منجر می شود، و در اینجاست که ضرورت هنر تطبیق با اجتماع روشن می گردد، و در حالت عکس این قضیه، به جای فراهم شدن شرایط ظهور و نزدیک شدن به ظهور، فاصله زیاد شده و تأخیر کماکان ادامه خواهد یافت.
دلیل بر ضرورت هنر ارتباطی و رابطهء نزدیک دوستان حضرت که شرطی برای ظهور است، آیهء ۲۰۰ سوره آل عمران می باشد که خداوند متعال در این آیه به صورت شفاف چنین بیان فرموده است:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا»

که در این آیه نخست به صبر فردی، سپس سفارش به دائمی بودن عنصر صبر در وجود مومنان و به تعبیری سفارش بر صابر بودن و در نهایت به مرابطه و هم افزایی دعوت می کند.
چرا که تا انسان تنهاست، عیب و ایرادهایش شاید بر خودش هم پنهان بماند اما به محض ورود به عرصهء کار گروهی و زندگی اجتماعی و جمعی، مکنوناتش آشکار شده و تفاوت ها و اختلاف ها مابین افراد سر باز می کند و در آن موقعیت است که اگر هنر ارتباطی صحیح وجود داشته باشد از افتراق قلب ها ممانعت ایجاد خواهد شد.
پس اگر مدعیان خدمت و منتظران در این ارتباطات اصلاح شوند و در کارهای جمعی، ارتباط مؤثر داشته باشند و از طرف دیگر منیت ها را حذف کنند و ایثار و از خودگذشتگی را در سرلوحهء کارها قرار دهند، گنهکاران و خطاکاران هم از هیمنهٔ آنها اصلاح شده و از اجتماع چنین افرادی، ظهور، قطع یقین محقق خواهد شد.
با عنایت به مطالب فوق، می توان نتیجه گرفت که صرفاً با:

ارتباط فردی با خدا
تقوای فردی
و مناجات و نماز فردی

اگر اغراق کنیم پنجاه درصد، امتیاز انتظار را منتظر حقیقی کسب می کند، پنجاه درصد بقیه مربوط به رفتار و کردار و موضع فرد منتظر در خارج زندگی فردی او باید به دست آورده شود.
فقط و فقط توجه و اهمیت به زندگی فردی و شخصی و خوب بودن در آن حوزه، در حقیقت گرفتاری در دین تحریف شده یا همان سکولار می باشد.
عدم ورود به کار جمعی و عدم شفاف شدن موضع و دیدگاه ها در میان جمع، خود نوعی عافیت طلبی منفی است که چنین حالتی دور از ساحت یک منتظر فهیم است.
از طرف دیگر سقف ورود و تنفس در کار گروهی تا بدانجاست که انسان در آن عرصه به قدری تقویت شود که به خاطر هم گروهیش تنبیه شود و یا ضرر ببیند و برعکس از نفعش، هم گروهیش منتفع شود، ائتلاف و مرابطه و بی تفاوت نبودن به حال همدیگر در حقیقت عمل به این روایت از امام جعفرصادق(ع) می باشد که فرمودند: «مانند گاوانی که در یک چراگاه مشغول چرا هستند و کاری به هم ندارند، نباشید، آنها در کنار همدیگر می‌چرند ولی با هم ارتباط برقرار نمی‌کنند».

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام :

«إِنَّ ائْتِلَافَ قُلُوبِ الْأَبْرَارِ إِذَا الْتَقَوْا وَ إِنْ لَمْ یُظْهِرُوا التَّوَدُّدَ بِأَلْسِنَتِهِمْ، کَسُرْعَهِ اخْتِلَاطِ قَطْرِ السَّمَاءِ عَلَى مِیَاهِ الْأَنْهَارِ، وَ إِنَّ بُعْدَ ائْتِلَافِ قُلُوبِ الْفُجَّارِ إِذَا الْتَقَوْا وَ إِنْ أَظْهَرُوا التَّوَدُّدَ بِأَلْسِنَتِهِمْ، کَبُعْدِ الْبَهَائِمِ مِنَ التَّعَاطُفِ، وَ إِنْ طَالَ اعْتِلَافُها عَلَى مِذْوَدٍ وَاحِد»

(امالی طوسی/۴۱۱)

امام صادق علیه السلام :

نیکوکاران، وقتى با هم رو به رو مى شوند، اگر چه دوستى خود را به زبان نیاورند ، دلهایشان ، با همان سرعتى که قطرات باران در آبهاى رودخانه ها به هم مى پیوندند ، به یکدیگر مى پیوندد و بدکاران، وقتى با هم رو به رو مى شوند اگر چه به زبان اظهار دوستى کنند ، دلهایشان از یکدیگر دور است ، همچون دورى دلهاى بهایم از یکدیگر، هر چند مدّتهاى طولانى بر سر یک آخور با هم علوفه خورند .

که فعلا این فرهنگ بسیار کمرنگ و کم طرفدار به نظر می رسد. در حالیکه” ایثار” از خصوصیات امت اخرالزمان است که به آن ستوده شده اند:

قالَ موسى(ع): «یا رَبِّ أرِنی دَرَجاتِ مُحَمَّدٍ و اُمَّتِهِ. قالَ: یا موسى، إنَّکَ لَن تُطیقَ ذلِکَ، و لکِن اُریکَ مَنزِلَهً مِن مَنازِلِهِ جَلیلَهً عَظیمَهً فَضَّلتُهُ بِها عَلَیکَ و عَلى جَمیعِ خَلقی. قالَ: فَکَشَفَ لَهُ عَن مَلَکوتِ السَّماءِ فَنَظَرَ إلى مَنزِلَهٍ کادَت تَتلَفُ نَفسُهُ مِن أنوارِها و قُربِها مِنَ اللّه ِ عز و جل، قالَ: یا رَبِّ، بِما ذا بَلَّغتَهُ إلى هذِهِ الکَرامَهِ؟! قالَ: بِخُلُقٍ اِختَصَصتُهُ بِهِ مِن بَینِهِم و هُوَ الإِیثارُ»/(مجموعۀ ورام/۱/۱۷۳).
«حضرت موسی(ع) از خدا خواست که مقام امت آخر را به من نشان بده، خداوند فرمود: نمی‌شود، مقام آنها خیلی بالاست و شما نمی‌توانید. حضرت موسی(ع) عرضه داشت به قدری که می‌توانم نشانم بده. خدا به قدری که توانست به او نشان داد و موسی(ع) غش کرد و بعد از به هوش آمدن پرسید: چرا امت آخر این‌قدر مقام‌شان بالاست؟ حضرت فرمود: به‌خاطر یک خصلت، و آن «ایثار» است».

بیشتر افراد حاضرند در جایی که خود دوست دارند ایثار و انفاق کنند اما اگر به صورت یک تکلیف گروهی محول شود، حاضر به عمل نیستند و صرفاً مدعی عدالت دوستی و طرفداری از عدالت و ظهور می باشند.
پس ورود به کار جمعی و تطبیق روحیه با جمع و به تبع آن رشد جمعی، در پروژهء ظهور عامل بسیار مهم و موثری می باشد.