سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

پس من چه می خواهم؟

image_pdfimage_print

آزادی، رفاه و امنیت سه عنصری است که بشر برای رسیدن به آن تلاش بی وقفه کرده و زندگی آرمانی را در گرو این سه میداند، اما آیا انسان به اینها می تواند قانع شود؟ و آیا انسان فقط بخاطر اینها به دنیا آمده است؟
این سوالی است که با شاید و احتمالها پاسخ داده نمی شود.چراکه گاهی اوقات پیش می آید که انسان در نهایت امنیت و رفاه و آزادی، دلخوش نبوده، لذا از یکطرف به وضعیت موجود قانع نمیشود، و از طرف دیگر خواسته و مطالبه ای دارد که شاید در ابتدا برای خودش نیز مجهول باشد.
اما حال چرا با داشتن رفاه و امنیت و آزادی راضی نیست؟ زیرا می بیند “امنیت” با حرکت که لازمه زندگی انسان است و لحظه ای سکون برای آن متصور نیست؛ هماهنگی ندارد، “رفاه” با تحول و دگرگونی و پیشرفتها مطابقت ندارد و “آزادی” با قانون طبیعت نمی سازد

«أَتُتْرَکُونَ فِیما ههُنا آمِنینَ فِى جَنّاتٍ‏ وَ عُیُونٍ وَ زُرُوعٍ و نَخْلٍ طَلْعُها هَضیمٌ وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً فارِهِینَ»

«آیا شما تصور مى‏کنید همیشه در نهایت امنیت، در نعمتهایى که اینجاست مى‏مانید؟ در باغستانها و چشمه‏سارها و کشتزارها و نخلستانهایى که گل لطیف دارد که در کوه‏ها با مهارت خانه‏ها مى‏تراشید و در آن به عیش و نوش مى‏پردازید»…

در این موقعیت است که انسان به این نکته پی میبرد که ماورای اینها هم چیزیست که لازم است انسان افق حرکتی خود را برای رسیدن به آن تعریف نماید تا بتواند خود را به آن متصل کند، همان شرایط و موقعیتی که در متن انقلابها و حادثه ها و دوری از رفاه و آسایش، احساس امنیت کند و راضی به تقدیر خود باشد «اَللّـهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّهً بِقَدَرِکَ راضِیَهً بِقَضآئِکَ…». اما مجهولی که در این میانه ازآفت زدگی عدم قناعت در رفاه و آزادی و امنیت جلوگیری میکند، با شفاف شدن پنج اصل در زندگی می بایست معلوم گردد:
 آرمان
 هدف
 رسالت
 تکلیف
 برنامه ریزی
با روشن شدن این اصول است که انسان در عین عدم قناعت به وضع موجود، گمشده و مطلوب خود را خواهد یافت و برای وصول به مطلوب خود صحنه ای دیگر از حیات برای او جلوه خواهد نمود، که بی شک برای انسان منتظر این مطلوب، رؤیت و ظهورمهدی فاطمه (عج) و زندگی در خیمه سبز ایشان و خدمت و بندگی در آستان مقدس آن مولایی است که تنها عنصر آرامبخش دلها و جانهای بیقرار است:

«…وَ صِلِ اللّهُمَّ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُ، وُصْلَهً تُؤَدّى إِلى مُرافَقَهِ سَلَفِهِ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَ یَمْکُثُ فى ظِلِّهِمْ… وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، بِکَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً، هَنیئاً سائِغاً، لا ظَمَاَ بَعْدَهُ، یا أَرْحَمَ الرّاحِمین».