سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

چقدر صمیمی هستیم؟

image_pdfimage_print

مواردی در دنیا است که از آسمان به زمین آمده است و بسیار پر بها و با ارزش. حتما دیده اید که ورودیَه ی بعضی از موزه ها خیلی گران است، مثلا در لندن موزه سنگها وجود دارد که سنگهای آسمانی را که تحت شرایطی به زمین آمدند را به نمایش گذاشتند و بخاطر ارزش آنها، مراقبتهای ویژه صورت میگیرد.
از دیگر موارد آسمانی که به زمین آمده اند:

  • قرآن «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون‏»
  • آدم ابوالبشر «قالَ اهْبِطا»

غرض از بیان اینها اینکه خداوند متعال از فضل خود این انسان زمینی را که روزی آسمانی بود، می خواهد دوباره آسمانی اش کند. اما جریان چیست و چگونه؟
بالطبع شما اگر فردی را در فواصل زمان طولانی ببینید چندان محبتی به او در شما ایجاد نخواهد شد اما، هرچقدر فاصله ی دیدارکوتاه شود و زود به زود انجام یابد و حتی روزی چند مرتبه، آن وقت چطور؟
خداوند متعال برای آسمانی و معراجی شدن و ملاقات خود با بنده هر روز ۵ وعده قرار داده که این انسان در این اوقات به دیدارکسی برود که وجودش را بوجود آورده است و می تواند به خودش پیوند دهد، و نیز برای هم صحبت کردن این موجود الهی با خود، کتابی فرستاده که بدون گرفتن وقت قبلی و پرداخت ورودیه و تشریفات خاص، این اتفاق می تواند صورت پذیرد، آن هم همانطور که بیان شد فقط و فقط بخاطر خود انسان وآسمانی شدنش.
قرآن رشته پیوند و اتصال زمین با آسمان است و نماز هم آسمانی است چون در معراج پیامبر(صلی الله علیه و آله) این نماز شکل گرفت، که هر دو آمده تا انسان را دوباره آسمانی نماید. در این دنیا صمیمت با افراد، پیوند آنها بر اساس دیدار و صحبتهای تلفنی و ایمیل و پیامک و نامه وطرق مختلف انجام یافته که در صورت تکرار بر شدت صمیمیت اضافه خواهد کرد و بیگانگی از بین خواهد رفت.
حال اگر انسان بخواهد با خدا صمیمی شود و خودمانی وخدایی، باید ارزش این ۵ وعده ی مبارک و کتاب آسمانی را دانسته و از آنها با چنگ و دندان محافظت کرده و به هیچ قیمتی از دستشان ندهد.
واقعا بعد از عمری ارتباط با خدا در اوقات نماز، و قرائت قرآن، چقدر با او صمیمی هستیم ودر راه آسمانی شدن قدم برداشته ایم؟ باید دید…

اگر به محض پیش آمدن مشکلی بلافاصله سراغ کسی غیر از او می‌رویم…
اگر هنوز با یک ناراحتی کوچک که حتما مصلحتی در آن نهفته این ۵ وعده دیداردچار بهم ریختگی می شود و احیانا فراموشی…
اگر در این وعده ها فقط “الله اکبر” و “السلام علیکم” را درمی یابیم…
اگر در این صحبتها، عجله در تورق صفحات پرمهر ش داریم…
اگر در این دیدارها جسم بی روح را به حضورش می بریم…
اگر در این دیدارها و صحبتها گمشده ها و کسری های حساب و حرفهای فراموش شده و برنامه ریزیها روشن گشته و صورت می پذیرد…
اگر بعد از دیدار وهم صحبتی، براحتی غیبت و عِرض و آبروی مومنی، فروخته می شود…
اگر این دیدار و هم دم شدنها، فدای دیدارهای دیگر می شود ویا بدلایل واهی به تأخیر می افتد…
اگر بعد ازپایان دیدارهای پنجگانه و گپ و گفتگو، انرژی و تلاش ها مضاعف نمی شود…
اگر… اگر…و اگر…

باید گفت که هنوز با او صمیمی نیستیم و بیگانگی ما با او، فرسنگها راهمان را دور نموده؛ لذا با این وجود چگونه می توان آسمانی شد و دل به بازگشت براه آمده داد و بی هیچ مشکلی بازگشت نمود؟