سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

چند لحظه تأمل!!

image_pdfimage_print

چقدر خود را میشناسیم؟

اگرانسان در لحظات سردرگمی و آشفتگی، با جدیت تمام فرصتی برای قضاوت درباره خودش بازکند، خواهد دید که نه شناخت خوبی از خودش دارد و نه از خدایش، نه اگرهایش درست است و نه امّاهایش، خوب خواهد فهمید که چه کرده و چه باید بشود؛چراکه هدفی برای خود از زندگی اتخاذ ننموده تا بدنبال آن هدف، روزها و شبها را بپیماید و خود را به هدف برساند. و اگر در این فرصت تامل کند که اگر غیر ازین حال بود و خود و خدا و هدف را می شناخت، آیا همین مسیر را انتخاب می کرد؟ تأمل در خود و اینکه بداند چندگزینه در افکار و عقایدش وجود دارد که در هیچ مرحله وبا هیچ شبهه ای وهیچ اتفاقی قابل تغییر نیست؟ یا تأمل در اینکه عادت به شاید و شک و تردید، چقدر دایره تفکراتش را تنگ نموده و او را از حرکت بازداشته؟ و یا تامل در اینکه آیا میزان فکر به تهیه غذای جسم مادی با میزان تهیه غذای روحانی برابر است؟ که قطعا اگر در این سوالها تاملی داشته و پاسخی مناسب بیابد، انگیزه حاصل از آن او را به سمتی خواهد راند که قدری فراتر از این دنیا را خواهد دید، انگیزشی که او را از بالش راحت و تشک نرم بلند خواهد کرد و در طلب خودشناسی و خداشناسی و هدفمندی برای زندگی قدم برخواهد داشت. که زمان، زمان قدم فراتر گذاشتن است و حس نامحسوسها، زمان، زمان گام برداشتن با پای فکرت و اندیشه است، اندیشیدن درباره نامحسوسهای موجود. راحت طلبی و آسایش خواهی و تقلیدهای جاهلانه و انتخاب نماینده ای برای تفکر و اندیشه و در ادامه گزینش، از انسان فردی بی هویت و مادی ساخته وراه تفکر در زندگی بر او بسته خواهد شد و در بزنگاههای زندگی از تشخیص خیر و شر و حق و باطل بازخواهد ماند و در نتیجه سردرگمی و آشفتگی او را فرا خواهد گرفت که نه از دنیا و نه از آخرتش بهره ای نخواهد برد.