سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

چگونه در عزای حسینی داغدار باشیم؟(شب هفتم)

image_pdfimage_print

در مبحث گذشته یک عامل مهم عزادار شدن و داغدار گردیدن در عزای حسینی بیان گردید، در ادامه مطلب، عامل دیگری در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد. چنانچه  گفته شد معرفت و شناخت حضرت ابا عبدالله(ع) از عوامل اصلی ایجاد حزن و اندوه درونی و داغدار شدن است، عامل دیگر که نقش مهمی در این قضیه دارد، عنصر “محبت به امام” است. همانگونه که در روابط عرفی و میان فردی هم ،انسان با هرکس به نسبت معرفت و محبت و انسیتی که با کسی دارد، به همان نسبت در فراقش محزون و غمین و نالان می شود، در رابطه انسان با امام نیز این حکم به عنوان اصل اساسی و مهم وجود دارد و صادق است.

معرفت صحیح به حضرات معصومین(ع) در افزایش محبت نسبت به آن بزرگواران یاری رسان انسان می باشد. محبت و مودت انسان با شناخت ابعاد وجودی آن بزرگوار بیشتر به منصه ظهور می رسد، و انسان را در مصیبتهای وارده بر آن بزرگوارن بیشتر متأثر می کند. محبت در روایات با عنوان «تولّی» نیز بکار برده شده است و زیارت عاشورا نیز آکنده از فرازهایی است که زائر در آن اعلام تولی و دوستی با آنهایی را می کند که حضرت آنها را دوست دارد: «…ولیٌّ لِمَن والاکُم…»، و رمز تقویت تارهای محبت به امامان و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مسأله “برائت” می باشد. برائت در مقابل محبت بوده و به معنای بیزاری و دوست نداشتن دشمنان امامان (ع) می باشد و این مورد در روایات دینی و متون زیارتها با عنوان تبرّی از آن یاد شده است:«… وَ مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ…».

پس میتوان گفت «تولّی و تبرّی» دو عامل مهم برای ایجاد داغ عزا در دل، برای اقامه مصیبتی است که بر حضرت امام حسین (ع) وارد آمده است ، با یادآوری این حدیث که حضرت فرمودند:

«قولوا لاولیائنا یَهتَمُونَ فی اقامه مصائبُنا».

دوست شدن با دوستان و دشمنی کردن و برائت از دشمنان اهل بیت(ع) و شناخت ویژگیهای دشمنان و دوستان، از جمله راههایی است که انسان می تواند ضمن شناخت آنها و تولی به ایشان و تبری از آنان، شناختی نیز از خود بدست آورد که معرفه النفس افضل معرفتهاست، با شناسایی این ویژگیها انسان می تواند جایگاه خود را در صحنه کربلا بیابد که آیا در قتلگاه است یا تلّ زینبیّه یا در میان سپاه کوفه و یا جزو یاران حضرت حسین(ع)، که در بخش آخر این مبحث شخصیت ملعون شمر بن ذی الجوشن را واکاوی نموده و برای برائت بهتر به باز شناسی این ملعون می پردازیم.
شمر ملعون از دشمنان سرسخت دین و امامت، دارای ویژگیهایی بود که خوشبختانه درکتب سنی نیز آمده است از جمله در کتابهای تاریخ خوارزمی و تاریخ العرب و تاریخ ابن کثیر بیان شده است. این ملعون ۱۷ بار با پای پیاده به حج رفته و جانباز جنگ صفین بود، اما چرا شمر ملعون شد و آن جسارت و خیانت بزرگ را انجام داد به دلیل ویژگیهایی خاص و ناپسندی که داشت.

از ویژگیهای پلید این خبیث، موارد زیر است:

بی ادبی شمر: شمر با وجود رفتن به حج و جهاد در رکاب حضرت علی(ع) ،بسیار بی ادب بود که این بی ادبی او را به خباثت و شقاوت کشاند. در اهمیت ادب و تاثیر آن در عاقبت بخیری اشاره به جریان محاجّه حضرت موسی (ع) با ساحران کافیست، آن زمان که فرعون هزار ساحر ماهر را برای شکست موسی جمع کرده بود، ساحرانی که یک عمر در دربار فرعون نان خورده بودند اما چون ممیزه ادب در آنها وجود داشت، شروع کار را به موسی واگزار کردند و از حضرت خواستند اول شما شروع کنید و عصا را بیندازید، و این عنصر “ادب”موجب عاقبت بخیری آنها شد. پس اگر ادب اینقدر اهمیت داشته باشد، بی ادبی ،شمر را شمر ملعون و خبیث و شقی می کند. در مقابل ادب شهدای کربلا، ادب حرّ و ادب علی اکبر قابل تأمل است. رعایت ادب در رفتارهای میان فردی و مابین فرزند و والدین بسیار مهم است و نیز در رفتارهای اجتماعی و فضاهای مجازی که دشمن در تخریب و از بین بردن این عنصر در نسل نوجوانان را دارد.
شکم پرستی از دیگر خصلت این فرد رذل و پست بود. پرخوری از جمله ویژگی مشترک شمر و معاویه بود. و پیامبر (ص)او را چنین نفرین کرد که «ای معاویه خدا تو را هیچ وقت سیر نکند». معاویه اولین فردی بود که در روز غدیر نه تنها باطناً، ظاهراً نیز با علی(ع) بیعت نکرد. اینگونه افراد فقط به مظاهر دنیا توجه دارند تا به هر قیمتی چیزی بیابند و بخورند و به حلال و حرام و شبهه ناک بودنش توجهی ندارند.
حسادت، از دیگر خصوصیت شمر می باشد که تعریف این رذیله با روایت معروف «حسد ایمان را می سوزاند چون آتش هیزم را» بسیار روشن است اما برای بیشتر روشن شدن این خصلت شمر ذکر این جریان که: عمر سعد به شمر گفته بود اگر من اباعبدالله را بکشم فرمانده ۴۰۰۰۰ نفر خواهم شد، و شمر از روی حسادت دستور قتل ابا عبدالله را از ابن زیاد گرفته تا اگر عمرسعد که زیاد راضی به اینکار نبود این جنایت را نکند این ملعون کار حضرت را به اتمام برساند اینکار را نیز کرد.
• و نژاد پرستی دیگر صفتی است که در این مجال قابل ذکر است، توجه و تعصب و اطاعت کورکورانه از قبیله و ایل و تبار و فامیل جزو ممیزه های نژاد پرستی است.
این ملعون کسی است که امام حسین(ع) را به قتل صبر کشت؛ که امام سجاد(ع)در خطبه ای که برای مردم کوفه بیان داشت، فرمود:

«… انَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً، وَ کَفی بِذلِکَ فَخْراً»

«من فرزند همان کسی هستم که او را به قتل صبر کشتند، و این برای ما موجب افتخار است».

قتل صبر یعنی بستن دست و پای ذبیح قبل از ذبح و زدن ضربات متعدد و دادن شکنجه به مقتول جهت کشتن؛ و این خبیث با ضربات فراوان خواست تا به آرزویش که شنیدن “آه” از حضرت بود برسد اما حضرت در هر ضربه چه می فرمود:

«بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله»

((عَلی لَعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون ))