سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا…

image_pdfimage_print

در تمامی لحظات حیات بشر کربلا بارش دارد و عاشورا جاری است، در وجودم همیشه کربلا است و عملم چون عاشورا، و این منم که جبهه و صف خودم را در کربلای وجود و عاشورای عمل انتخاب می کنم که با حسینم و یا… که با درنگی در افعال جایگاه خود را می توانم بیابم، پس…
هر زمان که نفس سرکش با روح الهی به ستیز برخیزد و حقش را نادیده گیرد و مرکب بر اندام پاکش براند در صف خصم ولایت، با یزیدیان همراهم…
هر زمان که فطرت پاک قربانی خواسته های نفسانی شود قرمز پوش در جبهه شمر شمشیر به روی ولایت می کشم…
هرزمان که اختیار و حریت از دست رود و نفس گرفتار و اسیر زرق و برق دنیا شود کوفی صفت شده و روی از ولایت بر تافته و پشت به دعوتهایم می نمایم…

هر زمان که اسیر مقام و شهرت و قدرت گشته،دعوت امام نادیده گرفته شده و در لشکر عمرسعد ظاهر می شوم…

 

هر زمان که جهد و تلاش و تفقه را به کناری نهاده شود و روح با تقلید و عادت، ضعیف و نحیف گردد؛ در جبهه مسموم باطل تنفس می کنم…

هر زمان که مصلحت فردی بر مسئولیت دینی ترجیح داده شود و شراب سُکرآور تن آسائی نوشیده شود، در جبهه کفر، عزّتِ غیرت را قربانی ذلّتِ نخوت می کنم…
هر زمان که لشکر جهل به سوی لشکر عقل یورش برد و ناجوانمردانه باقی سپاه عقل را به بند اسارت کشد، درلشکر ظالمین روزگار به تباهی عمر سرگرم می شوم…
هر زمان که شورحسینی بر شعور حسینی غلبه یابد و غفلت جای بصیرت در درون رخنه نماید در سرزمین کربلای وجود نفس مطمئنه را تنها گذاشته وبا نفس اماره همراه می گردم…
وای از هر زمان و لحظه ای که انتخابی غلط انسان را در سپاه اشقیاء قرار دهد و به سرنوشت شوم و مهلک کشاند…
اما هر زمان که ادب حرّی نفس لوامه را به اعتراف و پشیمانی از خطاها وادارد و با دقت در انتخاب مسیر، در سپاه مقدس، قدم حق بر روی باطل می نهم …
هر زمان که زهیر وجود تعلقات دنیوی را فدای خدمت در مسیر ولایت کند دل زنگ خورده را در چکاچک شمشیر بر باطل، جلا می دهم…
هر زمان که در وادی بی پناهی، روح زینبی بیدار شده و سرپناهی برای یتیمان آل الله برپا دارد، درد اسارت و شکنجه دنیای پست بی اثر شده و زینب گونه استقامت در برابر سپاه باطل می یابم…
آری کربلادر هر زمان هست و آزمونی سنگین و مبارزه ای سخت بر انسان که روحیه ابولفضلی و زینبی می طلبد این آزمون و مبارزه که چون عباس عاشقانه جان در طبق اخلاص گزارد و چون زینب صبر نماید و زیبائی ببیند…
اما تا زینبی و ابولفضلی شدن بگذریم تا زهیری و ام وهب شدن چقدر فاصله داریم؟ تا جون و حبیب و ام خلف شدن و تا اصحاب حسینی شدن چقدر فاصله داریم؟!
محرم راهی میانبر در این مسیر است؛ چون سفینه حسینی در دریای پرفتنه دنیا درحرکت است آن هم سریع و وسیع که اگر وارد شویم و در این محرَّم مُحرِم شویم و تقوا و صبر را از این دستگاه مقدس بگیریم، آنگاه فریاد «هَل مِن ناصِر یَنصُرنی» حسین زمان را خواهیم شنید و لبیک گویان این ندا را به همگان خواهیم رساند…که می بایست دراین مرحله ثابت نمائیم که اگر باسوز دل می نالیم و می گوئیم” یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما” از سر صداقت و اخلاص است و کوفی صفت ندای “اللهم عجل لولیک الفرج” را سر نمی دهیم…
آری هر زمان عاشوراست و هر مکان کربلاست و حق و باطل همیشه در مصاف، بطلبیم و تلاش نمائیم برای نابودی باطل و ظهور حق…