سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

گریه ی آسان …

image_pdfimage_print

تورقی در تاریخ و منابع مطالعاتی تاریخ اسلام همگی بالاتفاق بیانگر این موضوع است که بعد از واقعه ی کربلا و روز عاشورا، رسالت عظیمی بر دوش حضرت زینب (ع) قرار گرفت و آن علیا مخدره با نهایت درایت و ظرافت و صبوری خویش توانست این رسالت را به نحو احسن به کمال رساند و در حقیقت یکی از علل همراه بردن خانواده به کربلا از طرف حضرت اباعبدالله، به غیر از رساندن پیام کربلا، تعریف همین رسالت بزرگ بود.

 
حضرت زینب(س) در شب و روز عاشورا از طرف امام و برادرش امر به صبر در برابر مصائب بعد از جریان عاشورا شده بود و هنر حضرت زینب(س) در این مقطع تعزیه داری دشمن شکن برای حضرت اباعبدالله بود، ناله ی حضرت زینب (س) صرفا برای حلقوم بریده و جسم قطعه قطعه شده ی امام حسین (ع) و پرپر شدن اصحاب نبود بلکه برای فریاد و صداهای برآمده از آن حلقوم مبارک بود، که در اثر این تعزیه داری بود که ایشان را به سوریه تبعید نمودند.

 
تعزیه داری حضرت زینب (س) ریختن اشک ناشی از فوران احساسات و آکنده از درد و غم نبود، بلکه هنر ایشان ریزش اشک و همراه نمودن احساس با حماسه می باشد، به عبارت روشن تر اشک شور همراه با درک و شعور، کار زینب(س) بعد از عاشورا بود، ایشان درد را با درمان و عزت و سرافرازی و قدرت و زیبائی و معنویت پیوند داد، حضرت زینب طلایه دارٍ نمادین کردن تعزیه و عزاداری معرفتی و شعوری است تا عزادار با عزاداری جهت انتقام و خونخواهی حضرت اباعبداالله آمادگی پیدا کرده و خود را منتقم خون اباعبدالله ببیند.

 
و الحق که این کار بسیار مهم و عظیم است، چرا که :
گریه بر سوز و زخم و تیر و سنان، راحت تر و میسرتر از گریه از خیرگی در عظمت مصیبت و نهایت آرامش یک نفس مطمئنه…
عواطف به وصف تلخی یک کام تشنه ، حساس تر است تا به تصور شیرینی یک روح سیراب …
کمی تعداد یاران در میانه ی انبوه دشمنان چشم پر کن تر از دیده و چشم سیر و جان دلیر و یاران وفادار امام (ع) …
آتش فروزان و بوی سوختن خیمه های حسینی بیشتر حس می شود تا گرمی و شعله ی فروزان و آتش محبت و معرفت در دل امام و یاران …
و احساسات در تشبیه خیمه حسینی به “طور” کمتر به جوشش می آید …

 
آیا در کنار جسم مطهر و پاره پاره شده ی ابا عبدالله الحسین (ع) به اوج رضایت و آرامش آن جسم پاک و افتاده در سرزمین نینوا متأثر شده و اشکی ریخته می شود؟
آیا به خیمه های سوخته به چشم “طور سینا” نگاه می شود؟
آیا در جمله ی”ما رأیت الا جمیلاً” تفکر می شود؟
آیا نگاه ابراهیمی حضرت اباعبدالله مورد توجه است؟

 
و درس امروز از مکتب حضرت زینب(س) اشک و گریه ی معرفت و تعظیم باید باشد، نهایت جفاست اگر عاشورا در قالب الفاظ و عبارات و لحنهای زاری آلود و زبونانه ای درآید که شایسته ی روح بلند ایشان نیست، بلکه زبان حال روح های زبون و سینه های تنگ است.

 
برای عزاداری امام حسین(ع) بایست حواس پنج گانه به کار گرفته شود حتی در حین گفتن «السلام علیک یا اباعبدالله»، و ادب عاشورایی است که می باید:
زمزمه ی «هل من ناصر ینصرنی» در گوش طنین انداز شود …
منظره ی ذوالجناح آغشته به خون و زین آغشته و حیران و بی صاحب باید در معرض دید چشم قرار گیرد …
و بوی سوخته خیمه گاه حضرت در مشام …
احساس عطش در مذاق …
لمس مشک بی آب افتاده در کنار نهر علقمه ….
و نقش غریبی و مظلومیت حسین در قاب قلب ، روح و دل در کنار شهدای آغشته به خون قرار بگیرد

images

السلام علیک یا زینب الصبور