سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

گزارش یک حادثه بسیار تلخ و عبرت انگیز

image_pdfimage_print

دوستی مورد وثوق با چهره نگران درد دل خود را چنین آغاز کرد:
دوستی دارم دینی و علاقمند به شعایر و آشنا به معارف دینی که خوب احوال و اوضاع خطرناک و پیچیده آخر الزمان را میداند و نگران حفظ ایمان و دین در این دوران است وب ه علت این شناخت همواره از من میخواهد که گاهگاهی با رفت وآمد وارتباط چهره به چهره باعث تقویت دینی اش بشوم، و گاهی برای تحریک من میگوید که هر از چند گاهی بسراغم بیا و مرا ملاقات کن که اگر نکنی باصطلاح من هم میروم، یعنی فتن آخر الزمان مرا بخود میگیرد.
دوستم ادامه داد که من با توجه به درخواست او گهگاهی بسراغش میروم تا اینکه بمناسبت نیمه شعبان گروه موقت در محیط مجازی و در تلگرام تشکیل دادم واین دوستم را نیز وارد این گروه کردم با این نیت که تا نیمه شعبان با فرستادن مطالب وتصاویر وعلایم ونشانه های مربوط به جشن نیمه شعبان تا حدودی حال وهوای نیمه شعبان داشته باشیم، ولی با کمال تعجب وبهت دیدم که در اولین فرصت این دوستم از گروه باصطلاح لفت داد وخارج گردید.
گروهی که اصلا هزینه از هیج حیث به این دوستم نداشت وفقط زحمت اثر انگشت برای دیدن محتوای این گروه هر از چندی برای او ایجاد میکرد.
حال خواننده این گزارش به نظر شما مشکل در کجاست و آیا بنظر شما این گزارش تلخ است یا شیرین؟
وعبرت این گزارش در کجاست؟
آیا مشکل در دین داری است؟
اگر بلی دینداری صحیح چیست؟
ایا مشکل در تبلیغ است؟
یا مشکل در بینش یا نگرش یا گرایش یا بیان است؟
بالاخره مشکل در جامعه است یا در فرد؟
امیداست جواب صحیح را بیابیم.